
چالش اصلی فراتر از قیمت است؛ نوسانات ارزی، کمبود ارز، قطعیهای بیبرنامه برق و سیاستهای ناپایدار، قابلیت برنامهریزی را از صنایع سلب کرده است. تورم بالای ۵۰ درصد و تغییرات ناگهانی سیاستگذاری، صنایع را از توسعه به مرحله بقا و تعطیلی کشانده است. در این زمینه صمت با امیرحسن کاکایی، پژوهشگر حوزه صنعت گفتو گویی داشته که در ادامه میخوانید.
چگونه افزایش قیمت بر هزینههای حملونقل در صنایع گوناگون تأثیر بگذارد و چه راهکارهایی برای مدیریت این هزینهها وجود دارد؟
واقعیت تلخ و روشن است. افزایش بنزین قطعا روی تمامی قیمتها اثر میگذارد و جامعه را آماده یک شوک جدید قیمتی میکند. اما واقعیت این است که خودش شوک قیمتی ایجاد نمیکند. باید برگردیم ببینیم چرا در این موقعیت دولت میخواهد و مجبور است قیمت برخی اقلام مهم مانند بنزین و برق را گران کند. این موضوع را در دو سطح میتوان دنبال کرد. سطحیترین موضوع این است که بنزین کم داریم و فعلا نمیتوانیم کمبود موردنظر را وارد کنیم. اما از آنطرف بیش از مقداری که کمبود داریم، از مملکت قاچاق میشود. چرا؟ چون قیمت بنزین در ایران بسیار کمتر از کشورهای همسایه است. درباره هر کالایی که راحت حمل میشود، اگر قیمت داخلی دارای یارانه زیاد باشد، قطعا قاچاق رخ میدهد. حالا سوال این است که اگر بنزین را گران کنیم چقدر برای کشور منفعت دارد و چقدر ضرر. اما سطح دوم و عمیقتر ماجرای گرانی بنزین؛ خیلی ساده است. کمبود شدید بودجه و قفل کردن کشور به خاطر یارانههای سنگینی که در موارد مختلف میدهد و پاسخگوی نیاز کشور نیست. پس دولت نمیتواند در حال حاضر جز روش گران کردن انواع موارد یارانه از جمله بنزین کاری در کوتاهمدت کند.
همگان از معایب گران کردن بنزین خبر دارند. شما به منافع آن برای کشور اشاره کردید. آیا برای مردم هم منفعت دارد؟ منفعتی که معایب آن را جبران کند؟
اگر دولت درست عمل کند، خیلی منافع دارد. نخست اینکه قاچاق کم میشود و کمبود هم کاهش پیدا میکند. اما مهمتر از آن کاهش مصرف حداقل در کوتاهمدت است. توجه داشته باشید در فضای تورمی 80 درصدی، افزایش چند هزار تومانی هر لیتر بنزینی، آثار خیلی کوتاهی دارد و سریعا طی زمان (حداکثر شش ماه) به فراموشی سپرده میشود. واقعیت این است که بنزین و هر حامل دیگر انرژی باید متناسب با تورم اصلاح …





