قیمت طلا امروز




 روزنامه صمت / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

سراب تجارت در مرزهای شرقی

تجارت ایران و پاکستان این روزها روی ۲ ریل متفاوت حرکت می‌کند؛ یکی ریل رسمی پر از وعده، عددهای درشت و هدف‌گذاری ۱۰ میلیارد دلاری؛ دیگری ریل واقعی پر از کامیون‌های متوقف، پول‌های جابه‌جا نشده، مرزهای کم‌ظرفیت و تجارت کالایی کم‌عمق. آمار رسمی می‌گوید مبادلات دو کشور در سال ۱۴۰۳ به ۳ میلیارد و ۱۲۹ میلیون دلار رسیده؛ رقمی که از رشد خبر می‌دهد اما هنوز فاصله‌اش با ادبیات سیاسی ۲ طرف، فاصله یک آرزو تا یک سازوکار عملی است.
 سراب تجارت در مرزهای شرقی

ایران به پاکستان انرژی، قیر، پتروشیمی و مواد پایه می‌فروشد و از آن سو عمدتا برنج، دام و اقلام کشاورزی می‌خرد. در نتیجه دو همسایه با مزیت‌های مکمل اما با تجارتی که هنوز اسیر بانک، مرز و تحریم است؛ تجارتی که می‌تواند بزرگ شود اما فعلا بیشتر شبیه ظرفیت معطل‌مانده است تا یک شراکت اقتصادی بالغ. تجارت رو به رشد است؟

در سطح رسمی، ۲ کشور از توسعه همکاری، همگرایی منطقه‌ای و حتی رسیدن به سقف ۱۰ میلیارد دلار سخن می‌گویند. این هدف در دیدارها و نشست‌های مشترک بارها تکرار شده و حالا به یکی از کلیدواژه‌های ثابت در ادبیات تجاری تهران و اسلام‌آباد تبدیل شده است. اما وقتی پای عددهای واقعی به میان می‌آید، تصویر فروتن‌تر است.

مستندترین داده موجود نشان می‌دهد حجم تجارت رسمی ایران و پاکستان در سال ۱۴۰۳ به ۳ میلیارد و ۱۲۹ میلیون دلار رسیده است؛ از این میزان، ۲ میلیارد و ۴۲۳ میلیون دلار سهم صادرات ایران به پاکستان و ۷۰۶ میلیون دلار سهم واردات ایران از این کشور بوده است. این اعداد از رشد ۱۳.۶ درصدی نسبت به سال قبل حکایت دارند؛ رشدی که از یک سو نشانه ظرفیت موجود در روابط تجاری دو کشور است و از سوی دیگر، محدودیت‌های ساختاری این رابطه را فریاد می‌زند. به زبان ساده، تجارت افزایش یافته اما هنوز نتوانسته از مدار محدود و تکراری خود خارج شود.

در مورد سال ۱۴۰۴ نیز هنوز آمار قطعی سالانه در دست نیست و آنچه فعلا وجود دارد، داده‌های مقطعی و روندهای قابل ردیابی است. از جمله اینکه در دو ماهه نخست ۱۴۰۴، صادرات غیرنفتی ایران به پاکستان به ۳۲۲ میلیون دلار رسیده است. این عدد به‌تنهایی نه نشان‌دهنده جهش است و نه نشانه رکود؛ بیشتر می‌گوید موتور تجارت روشن است، اما همچنان با دنده سنگین حرکت می‌کند. سبدی که هنوز بوی مواد خام و کالای پایه می‌دهد

برای فهم کیفیت تجارت ایران و پاکستان، صرف نگاه به حجم مبادلات کافی نیست؛ باید دید چه چیزی میان دو کشور رد و بدل می‌شود. اینجا همان نقطه‌ای است که شعار شراکت اقتصادی به دیوار واقعیت می‌خورد.

حدود ۶۲ درصد صادرات ایران به پاکستان روی اقلام انرژی‌محور، پتروشیمی، معدنی و برخی محصولات کشاورزی متمرکز است؛ از گاز نفتی، قیر، بوتان و پلی‌اتیلن گرفته تا پسته، خرما و نخود. در طرف مقابل، حدود ۷۰ درصد واردات ایران از پاکستان را کالاهای کشاورزی و دامی تشکیل می‌دهد؛ برنج، گوشت گاو، کنجد، انبه، موز، دام زنده و ژلاتین. در برخی داده‌های تفصیلی حتی سهم برنج از واردات ایران از پاکستان به شکلی خیره‌کننده بالا گزارش شده و نشان می‌دهد یک قلم کالا عملا ستون اصلی این بخش از تجارت است.

این ترکیب ۲ معنا دارد، نخست اینکه اقتصادهای ایران و پاکستان در برخی حوزه‌ها واقعا مکمل‌اند؛ ایران در انرژی و فرآورده‌های وابسته مزیت دارد و پاکستان در بخشی از کالاهای غذایی و کشاورزی. دوم اینکه این تجارت هنوز به سطحی از تنوع نرسیده که آن را در برابر شوک‌ها مقاوم کند. وقتی تجارت روی چند کالای محدود بنا شود، هر اختلال در حمل‌ونقل، تحریم، قیمت جهانی، مقررات بهداشتی یا محدودیت ارزی، می‌تواند سریعا به افت مبادلات منجر شود. چابهار و کراچی؛ ۲ بندر و یک فرصت جدی

یکی از نقاطی که هنوز می‌تواند از سطح شعار بالاتر بیاید، پیوند بندری و لجستیکی میان چابهار و کراچی است. این دو بندر اگر در یک طراحی هوشمند منطقه‌ای قرار بگیرند، می‌توانند نه‌فقط به تجارت دوجانبه، بلکه به ترانزیت و دسترسی به بازارهای ثالث هم کمک کنند. ایران از طریق موقعیت جغرافیایی خود می‌تواند مسیر دسترسی پاکستان به آسیای مرکزی، قفقاز، عراق و حوزه خلیج فارس را تسهیل کند و پاکستان نیز می‌تواند دروازه‌ای برای ورود گسترده‌تر کالاهای ایرانی به جنوب آسیا باشد اما دوباره همان مسئله قدیمی سر می‌رسد: فرصت زیاد است، سازوکار کم. تا زمانی که کریدور به معنای واقعی کلمه ارزان، سریع و قابل پیش‌بینی نشود، بندر فقط یک اسم جذاب در متن توافق‌نامه‌ها باقی می‌ماند. افق ۱۴۰۵ و ۳ سناریو  

برای سال ۱۴۰۵ و بعد از آن، دیگر صرف تکرار اعداد گذشته کافی نیست؛ باید سناریوسازی کرد. نخست، سناریوی خوش‌بینانه است: اگر بخشی از موانع بانکی کاهش یابد، مرزها روان‌تر شوند، تهاتر قاعده‌مندتر شود و همکاری در حوزه حمل‌ونقل و گمرک پیش برود، تجارت دو کشور می‌تواند از سطح فعلی عبور کرده و به محدوده ۴ تا ۵ میلیارد دلار نزدیک شود. این سناریو هنوز با هدف ۱۰ میلیارد دلاری فاصله دارد اما نسبت به وضعیت موجود واقع‌بینانه‌تر است.

سناریوی دوم، ادامه وضع موجود است یعنی رشد محدود، نوسانی و کم‌جان. در این وضعیت، تجارت همچنان در مدار ۳ تا کمی بالاتر از ۳ میلیارد دلار می‌چرخد، با بهبودهای مقطعی و عقب‌گردهای تکراری. نه فروپاشی رخ می‌دهد، نه جهش. فقط زمان می‌گذرد و ظرفیت‌ها خاک می‌خورند.

اما سناریوی سوم، سناریوی تنش شدید ژئوپلیتیک است؛ از جمله فرض تشدید درگیری میان ایران و آمریکا. در چنین وضعی، تجارت رسمی ایران و پاکستان به‌احتمال زیاد نخستین ضربه را از ناحیه ریسک، بیمه، حمل‌ونقل، حساسیت بانکی و کنترل‌های مرزی دریافت می‌کند. مرزها کندتر می‌شوند، هزینه مبادله بالا می‌رود، تجار محتاط‌تر می‌شوند و سهم تجارت غیررسمی و تهاتری بیشتر می‌شود. پاکستان در این سناریو احتمالاً راه احتیاط را در پیش می‌گیرد: نه قطع کامل ارتباط با ایران، چون نیازهای مرزی، انرژی و منطقه‌ای خود را دارد؛ نه گسترش بی‌پروا، چون زیر فشار ملاحظات بین‌المللی قرار می‌گیرد. در نتیجه تجارت باقی می‌ماند اما رسمی بودنش آسیب می‌بیند. یعنی همان جایی که دولت‌ها آمار دوست دارند، ضعیف می‌شود و همان جایی که شبکه‌های غیرشفاف فعال‌اند، جان می‌گیرد. بانک؛ همان قفلی که هنوز کلیدش پیدا نشده

در روابط تجاری ایران و پاکستان، شاید هیچ مانعی به اندازه مسئله نقل‌وانتقالات بانکی مزمن و تعیین‌کننده نباشد. حتی اگر اراده سیاسی برای توسعه تجارت وجود داشته باشد، تا وقتی تاجر مطمئن نباشد پولش را می‌تواند دریافت یا پرداخت کند، بقیه حرف‌ها بیشتر شبیه صورتجلسه‌اند تا برنامه تجاری.

مشکل روشن است، گشایش اعتبار اسنادی به‌سادگی انجام نمی‌شود، تضامین ایرانی در پاکستان با محدودیت مواجه است و شبکه بانکی، به‌ویژه زیر سایه تحریم‌ها، به اندازه‌ای محتاط است که عملاً تجارت را کند و پرریسک می‌کند.

به همین دلیل، استفاده از ارزهای ملی، تهاتر و روش‌های جایگزین تسویه بارها مطرح شده است. این ابزارها می‌توانند بخشی از قفل را باز کنند، اما جای نظام بانکی کارآمد را کامل نمی‌گیرند.

در واقع، تجارت ایران و پاکستان امروز میان دو مدل معلق مانده است؛ از یک سو برای عبور از محدودیت‌ها به تهاتر و سازوکارهای انعطاف‌پذیر نیاز دارد، و از سوی دیگر برای بزرگ شدن و عبور از سطح مبادله مرزی، ناچار است به راه‌حل‌های رسمی‌تر و پایدارتر مالی برسد. همین تعلیق، رشد تجارت را محدود کرده است. نسخه تهاتر برای همسایه شرقی

محمدرضا غفراللهی، رئیس کمیسیون تسهیل و توسعه تجارت اتاق تهران در رابطه با توسعه همکاری‌های تجاری با پاکستان به صمت گفت: در مذاکرات انجام‌شده مقرر شد کالاهای قابل تهاتر میان دو کشور مورد ارزیابی قرار گیرد تا بستر لازم برای توسعه مبادلات تجاری و افزایش همکاری‌های اقتصادی فراهم شود.

همچنین درباره ظرفیت‌های جدید همکاری میان فعالان اقتصادی دو کشور گفت‌وگوهای مفصلی انجام شد.

غفراللهی اظهار کرد: با توجه به سیاست تنوع‌بخشی به مبادی وارداتی کشور، موضوع حمل‌ونقل و ترانزیت نیز از محورهای مهم مذاکرات بود.

وی با بیان اینکه در بیشتر نشست‌ها موضوع تحریم‌ها و محدودیت‌های ناشی از آن مطرح بود، خاطرنشان کرد: به‌ویژه طرف پاکستانی بر این موضوع تأکید داشت و ابراز امیدواری می‌کرد که با بهبود شرایط، همکاری‌های اقتصادی دو کشور با سرعت بیشتری توسعه یابد.

 با این حال، دو طرف توافق داشتند که حتی در شرایط فعلی نیز تلاش‌های لازم برای گسترش روابط تجاری و اقتصادی ادامه پیدا کند.

رئیس کمیسیون تسهیل و توسعه تجارت اتاق تهران گفت: یکی دیگر از موضوعات مهم این سفر، تعیین تکلیف کانتینرهای ایرانی دپو شده در بنادر پاکستان بود که از سوی فعالان حوزه حمل‌ونقل پیگیری شد. مهم‌ترین موضوع، پیگیری مستمر توافقات انجام‌شده است.

غفراللهی در پایان تاکید کرد: در مذاکرات با وزارت سرمایه‌گذاری پاکستان، موضوع سرمایه‌گذاری مشترک در مناطق صنعتی و مناطق آزاد ایران، به‌ویژه منطقه آزاد چابهار، مورد توجه قرار گرفت و درباره ظرفیت‌های همکاری در این بخش گفت‌وگوهایی انجام شد. فضای حاکم بر مذاکرات مثبت و سازنده بود؛ اما تحقق نتایج مورد انتظار نیازمند پیگیری جدی از سوی بخش خصوصی و دستگاه‌های دولتی دو کشور است تا توافقات صورت‌گرفته به مرحله اجرا و بهره‌برداری برسد. اراده سیاسی پشت درهای بسته لجستیک

علی‌اکبرعبدالملکی، رئیس اتاق سنندج با نگاهی به سفر هیات تجاری اتاق ایران به اسلام‌آباد به صمت گفت: روابط ایران و پاکستان از ظرفیت‌های تاریخی، جغرافیایی و اقتصادی بسیار خوبی برخوردار است و اراده سیاسی لازم برای توسعه مناسبات میان دو کشور نیز وجود دارد. حضور مقامات عالی‌رتبه اقتصادی دو کشور در نشست‌های مشترک و همچنین حضور چند وزیر پاکستانی در برنامه‌های هیأت ایرانی، نشان می‌دهد که پاکستان برای گسترش روابط اقتصادی با ایران اهمیت ویژه‌ای قائل است. با وجود این ظرفیت‌ها، سطح فعلی تجارت میان ایران و پاکستان هنوز با توان واقعی دو کشور فاصله دارد.

 اکنون باید تلاش کنیم اراده سیاسی و تفاهم‌های موجود را به همکاری‌های عملی، قراردادهای مشخص، سرمایه‌گذاری مشترک و تجارت پایدار تبدیل کنیم.

این فعال اقتصادی از نگاه بخش خصوصی مهم‌ترین موضوع برای افزایش مبادلات دو کشور را تسهیل حمل‌ونقل، امور گمرک و ترانزیت عنوان کرد و افزود: زمان توقف کالا در مرزها و بنادر، هزینه حمل، تعدد رویه‌ها و نبود سازوکار سریع برای حل مشکلات، موجب افزایش هزینه تجارت و کاهش انگیزه فعالان اقتصادی می‌شود.

رئیس اتاق سنندج استفاده مؤثرتر از ظرفیت بنادر کراچی و گوادر که به توسعه مسیرهای تجاری و ترانزیتی ایران کمک می‌کند را پیشنهاد داد و افزود: تحقق این هدف نیازمند هماهنگی میان گمرکات، شرکت‌های حمل‌ونقل، فعالان لجستیک، صادرکنندگان و واردکنندگان دو کشور است.

عبدالملکی ایجاد سازوکارهای مطمئن برای تسویه مالی تجاری را نیز مورد تاکید قرار داد و گفت: بررسی تهاتر کالا، استفاده از ظرفیت‌های پولی مورد توافق دو کشور و طراحی روش‌های عملی برای تسویه می‌تواند به استمرار مبادلات کمک کند.

 البته برای تجارت پایدار، لازم است راهکارهای مالی شفاف، کم‌هزینه و قابل اتکا با مشارکت دستگاه‌های مسئول و بخش خصوصی طراحی شود.

این فعال اقتصادی خاطرنشان کرد: توسعه روابط ایران و پاکستان نباید فقط در سطح پایتخت‌ها و نشست‌های ملی دنبال شود. هدف این است که ارتباط میان شرکت‌های ایرانی و پاکستانی از سطح گفت‌وگوهای عمومی فراتر رفته و به همکاری‌های مشخص و قابل اجرا تبدیل شود.

عضو هیات نمایندگان اتاق ایران ادامه داد: در حوزه‌های تجارت کالا، محصولات کشاورزی و غذایی، خدمات فنی و مهندسی، حمل‌ونقل، لجستیک، ترانزیت و سرمایه‌گذاری مشترک، ظرفیت‌های مناسبی برای همکاری میان شرکت‌های ایرانی و پاکستانی وجود دارد. ضروری است اتاق‌های بازرگانی دو کشور بانک اطلاعاتی مشترکی از شرکت‌های معتبر، کالاهای مورد نیاز و فرصت‌های سرمایه‌گذاری ایجاد کنند. سخن پایانی

تجارت ایران و پاکستان در یک جمله، داستان ظرفیت‌های روشن و سازوکارهای تاریک است. دو کشور همسایه‌اند، مزیت‌های مکمل دارند، هدف ۱۰ میلیارد دلاری را تکرار می‌کنند و حتی درباره شراکت اقتصادی، تولید مشترک و اتصال منطقه‌ای حرف‌های درستی می‌زنند اما فعلا عدد واقعی همان حوالی ۳ میلیارد دلار ایستاده؛ جایی میان مرزهای کند، بانک‌های محتاط، پروژه‌های نیمه‌جان و ساختاری که هنوز بیشتر برای بقا طراحی شده تا برای جهش. اگر تهران و اسلام‌آباد بخواهند این رابطه را از تجارت محدود کالاهای پایه به همکاری اقتصادی پایدار تبدیل کنند، باید از سطح بیانیه به سطح اجرا برسند: حل‌وفصل بانکی، تسهیل مرزی، نوسازی لجستیک، شفاف‌سازی تهاتر و تعریف پروژه‌های مشترک عملیاتی. در غیر این صورت، تجارت دو کشور همچنان رشد می‌کند، اما کوتاه‌قد؛ بزرگ می‌شود اما نه به اندازه ادعاها.

این رابطه ظرفیت دارد اما تا وقتی سیاست از اقتصاد جلوتر راه برود، ظرفیت بیشتر شبیه وعده می‌ماند تا واقعیت.



۱ ساعت قبل / روزنامه تعادل

تجارت ایران و اروپا به حدود 1 میلیارد یورو رسید

يورواستات از مبادلات حدود يك ميليارد يورويي ايران و اروپا در نيمه نخست 2026 خبر داد كه 26 درصد كاهش داشته است. مركز آمار كميسيون اروپا (يورو استات) كل مبادلات تجاري ايران و 27 عضو اتحاديه اروپا در نيمه نخست سال جاري ميلادي را 952 ميليون يورو اعلام  كرد.

مبادلات تجاري ايران و اتحاديه اروپا در ماه‌هاي ژانويه تا ژوئن 2026 با كاهش 26 درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده است. در 6 ماه نخست سال 2025 كل مبادلات دو طرف يك ميليارد و 287 ميليون يورو اعلام شده بود.بر اساس اين گزارش، صادرات اتحاديه اروپا به ايران در 6 ماه نخست 2026 با افت 26 درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده و از يك ميليارد و 25 ميليون يورو در 6 ماه نخست سال گذشته به 754 ميليون يورو در مدت مشابه سال جاري رسيده است.واردات اتحاديه اروپا از ايران در ماه‌هاي ژانويه تا ژوئن امسال نيز كاهش 24 درصدي داشته و به 198 ميليون يورو رسيده است. اتحاديه اروپا در مدت مشابه سال قبل 262 ميليون يورو كالا از ايران وارد كرده بود.

آلمان بزرگ‌ترين شريك تجاري ايران در ميان اعضاي اتحاديه اروپا طي نيمه نخست 2026 بوده و 32 درصد از كل تجارت ايران با اروپا را به خود اختصاص داده است. تجارت ايران و آلمان در نيمه نخست 2026 با كاهش 36 درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده و به 304 ميليون يورو رسيده است.صادرات آلمان به ايران در اين مدت با افت 41 درصدي به 212 ميليون يورو رسيده است. واردات اين كشور از ايران نيز 18 درصد كاهش داشته و به 92 ميليون يورو بالغ شده است.

به گزارش اقتصاد معاصر، آمار يورو استات نشان مي‌دهد تجارت ايران و اروپا از زمان تهاجم امريكايي- صهيوني به كشورمان افت 27 درصدي داشته و به 574 ميليون يورو در ماه‌هاي مارس تا ژوئن 2026 رسيده است. در مدت مشابه سال قبل تجارت دو طرف 786 ميليون يورو اعلام شده بود.تجارت دو طرف در دو ماهه نخست 2026 يعني پيش از درگيري‌ها نيز حدود 24 درصدي كاهش يافته بود. بر اين اساس روند تجارت دو كشور با بروز تنش‌ها در تنگه هرمز تغيير محسوسي نسبت به قبل نداشته است. بخش قابل توجهي از تجارت ايران و اروپا از طريق خطوط جاده‌اي و هوايي انجام مي‌شود.


۴ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

بازار افغانستان در انتظار سرمایه ایرانی

به گزارش تجارت نیوز، بازار افغانستان با هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، توسعه زیرساخت و افزایش تقاضا برای کالا و فناوری، به فرصتی تازه برای ایران تبدیل شده؛ اما رقبا برای تصاحب این بازار منتظر نمی‌مانند.

بازار افغانستان در حالی به یکی از مهم‌ترین مقاصد صادراتی ایران در منطقه تبدیل شده که فاصله میان حجم تجارت فعلی دو کشور و ظرفیت برآوردشده برای توسعه مبادلات، همچنان قابل توجه است. در ماه‌های اخیر، از ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری تجارت ایران و افغانستان سخن گفته شده؛ ظرفیتی که تحقق آن دیگر صرفاً به افزایش صادرات کالاهای سنتی وابسته نیست و توسعه سرمایه‌گذاری، خدمات فنی و مهندسی، انتقال فناوری، ترانزیت و ایجاد زنجیره‌های تولید مشترک را طلب می‌کند. هم‌زمان، رقبای ایران نیز در حال افزایش حضور خود در بازار افغانستان هستند و همین مسئله زمان ورود و تثبیت حضور شرکت‌های ایرانی را به یک متغیر تعیین‌کننده تبدیل کرده است. تجارت فعلی کجاست و هدف ۱۰ میلیارد دلاری چه معنایی دارد؟

بر اساس آمار منتشرشده از سوی طرف افغانستانی، حجم تجارت ایران و افغانستان در سال ۱۴۰۳ به ۳ میلیارد و ۳۶۶ میلیون دلار رسید که از این میزان، حدود ۳ میلیارد و ۳۱۱ میلیون دلار سهم واردات افغانستان از ایران و ۵۵ میلیون دلار مربوط به صادرات افغانستان به ایران بوده است. در ادامه این روند، تجارت دو کشور در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ نیز به حدود ۱ میلیارد و ۶۲۶ میلیون دلار رسید؛ رقمی که شامل یک میلیارد و ۶۱۳ میلیون دلار واردات افغانستان از ایران و تنها ۱۳ میلیون دلار صادرات افغانستان به ایران بود.

این ارقام نشان می‌دهد اگرچه بازار افغانستان ظرفیت قابل توجهی برای توسعه مبادلات دارد، ساختار تجارت همچنان به‌شدت نامتوازن است و بخش عمده مبادلات در مسیر صادرات ایران به افغانستان قرار دارد؛ موضوعی که در کنار هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، ضرورت توسعه صادرات افغانستان به ایران، سرمایه‌گذاری مشترک و ایجاد زنجیره‌های تولید میان دو کشور را پررنگ‌تر می‌کند.

با این حال، برای سال ۱۴۰۵ آمار رسمی کامل و تجمیعی تجارت دوجانبه تا پایان تیر یا مرداد منتشر نشده است؛ بنابراین نمی‌توان یک رقم جدید را به‌عنوان «حجم تجارت ۱۴۰۵» اعلام کرد. آنچه در دسترس است، مجموعه‌ای از شاخص‌های جدید از عملکرد مرزها، صادرات، ترانزیت و زیرساخت‌های تجاری است که تصویر دقیق‌تری از مسیر حرکت تجارت دو کشور ارائه می‌دهد.

درواقع، مسئله امروز بیش از آنکه نبود تقاضا در افغانستان باشد، به توان ایران برای تبدیل این تقاضا به قرارداد، پروژه و سرمایه‌گذاری مربوط می‌شود. بازار افغانستان در حال حرکت از تقاضای صرف برای کالاهای مصرفی به سمت ماشین‌آلات، تجهیزات، خدمات و فناوری است و همین تغییر می‌تواند ساختار تجارت دو کشور را نیز متحول کند. دوغارون؛ شریان اصلی تجارت با افغانستان

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های ظرفیت موجود، عملکرد مرز دوغارون است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در تیر ۱۴۰۵، حجم تجارت ایران با افغانستان سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود و دوغارون به‌عنوان مهم‌ترین گذرگاه تجاری ایران با افغانستان، حدود ۶۰ درصد کالاهای صادراتی ایران به این کشور را عبور می‌دهد.

این تمرکز نشان می‌دهد که دوغارون تنها یک مرز تجاری نیست، بلکه بخش مهمی از زنجیره تأمین بازار افغانستان به آن وابسته است. بنابراین اگر قرار باشد تجارت دو کشور به سطوح بالاتر برسد، توسعه ظرفیت این مرز، کاهش توقف کامیون‌ها، تسهیل رویه‌های گمرکی، توسعه انبارها و افزایش خدمات لجستیکی باید هم‌زمان با رشد صادرات دنبال شود.

در ماه‌های اخیر نیز بر افزایش چشمگیر صادرات از دوغارون و کاهش زمان توقف کامیون‌ها تأکید شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد بخشی از سیاست توسعه تجارت با افغانستان اکنون به سمت رفع گلوگاه‌های فیزیکی و لجستیکی حرکت کرده است. بازار افغانستان دیگر فقط کالا نمی‌خواهد

تغییر مهم در بازار افغانستان، افزایش تقاضا برای کالاهای واسطه‌ای، سرمایه‌ای و خدمات تخصصی است. افغانستان برای توسعه تولید و زیرساخت خود به تجهیزات، ماشین‌آلات، مصالح، انرژی، خدمات فنی و مهندسی و فناوری نیاز دارد؛ بنابراین ظرفیت ایران می‌تواند از صادرات محصول نهایی فراتر رود.

مصالح ساختمانی، فولاد، سیمان، ماشین‌آلات، قطعات و تجهیزات صنعتی، صنایع غذایی، انرژی‌های تجدیدپذیر و تجهیزات خورشیدی، خدمات فنی و مهندسی و فناوری‌های مرتبط با تولید از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند زمینه حضور شرکت‌های ایرانی را فراهم کنند

این تغییر برای بخش صنعتی ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا صادرات ماشین‌آلات و تجهیزات، ارائه خدمات مهندسی و انتقال فناوری، نسبت به فروش مقطعی کالا می‌تواند رابطه تجاری پایدارتر و ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند. از صادرات کالا تا ساختن بازار

در مدل سنتی، شرکت ایرانی محصول خود را در مرز تحویل می‌دهد و معامله پایان می‌یابد؛ اما بازار افغانستان ظرفیت مدلی متفاوت را دارد. شرکت‌های ایرانی می‌توانند در این کشور علاوه بر صادرات، در ایجاد واحدهای تولیدی، تأمین تجهیزات، آموزش نیروی انسانی، تعمیر و نگهداری و انتقال دانش فنی مشارکت کنند.

این موضوع به‌ویژه در بخش‌هایی مانند صنایع تبدیلی، کشاورزی، انرژی و ساخت‌وساز اهمیت دارد. در چنین مدلی، افغانستان تنها «بازار مصرف» نیست، بلکه می‌تواند به محل استقرار بخشی از زنجیره تولید تبدیل شود و شرکت ایرانی نیز از یک صادرکننده صرف به شریک اقتصادی تبدیل خواهد شد. کشاورزی؛ فرصت دوطرفه برای تجارت

کشاورزی نیز می‌تواند یکی از مسیرهای ایجاد توازن بیشتر در روابط تجاری باشد. همکاری در زمینه کشت قراردادی، انتقال فناوری، مکانیزاسیون، تأمین تجهیزات و نهاده‌ها و ایجاد صنایع فرآوری می‌تواند هم برای افغانستان ظرفیت تولید ایجاد کند و هم بازار جدیدی برای فناوری و تجهیزات ایرانی بسازد.

در توافق‌های اقتصادی دو کشور نیز موضوعاتی مانند مکانیزه‌سازی کشاورزی، سرمایه‌گذاری در معادن، ترانزیت، حمل‌ونقل و تسهیل گمرکی در دستور کار قرار گرفته است؛ توافق اقتصادی ایران و افغانستان نیز ۹۲ ماده دارد و اجرای آن می‌تواند دامنه همکاری‌ها را از تجارت کالا به حوزه‌های تولید و سرمایه‌گذاری گسترش دهد. رقیب‌ها منتظر ایران نمانده‌اند

یکی از مهم‌ترین نکات در شرایط فعلی، افزایش رقابت برای حضور در بازار افغانستان است. محمود سیادت، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان، با اشاره به شرایط بازار افغانستان تأکید کرد که

رقبای سرمایه‌گذاری ایران در این بازار فعال هستند و ازبکستان نیز در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی در صادرات به افغانستان داشته است

رقبای سرمایه‌گذاری ایران در این بازار فعال هستند و ازبکستان نیز در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی در صادرات به افغانستان داشته است. او همچنین بر نقش بیشتر بانک‌ها و صندوق توسعه صادرات برای تقویت حضور ایران تأکید کرد.

این مسئله اهمیت هدف ۱۰ میلیارد دلاری را دوچندان می‌کند. اگر ایران صرفاً به افزایش ظرفیت صادراتی خود اتکا کند اما سازوکار مالی، حضور مستقیم شرکت‌ها، شبکه توزیع و شرکای محلی را توسعه ندهد، بخشی از تقاضای جدید افغانستان می‌تواند توسط رقبای منطقه‌ای پاسخ داده شود.

بنابراین رقابت در بازار افغانستان فقط رقابت بر سر قیمت کالا نیست؛ رقابت بر سر سرعت تحویل، هزینه حمل، تأمین مالی، خدمات پس از فروش، انتقال فناوری و امکان اجرای پروژه نیز هست. راه‌آهن خواف ـ هرات؛ تجارت روی ریل

در کنار جاده، راه‌آهن نیز به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مسیرهای مهم تجارت ایران و افغانستان است. بر اساس آمار وزارت فواید عامه افغانستان، در سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۴۲ هزار تن کالا از مسیر خواف ـ هرات جابه‌جا شده است. مجموع انتقالات چهار بندر ریلی افغانستان نیز بیش از ۶.۱ میلیون تن اعلام شده و نسبت به سال قبل ۳۹.۱ درصد افزایش داشته است.

اهمیت راه‌آهن از آن جهت است که افزایش حجم تجارت ۱۰ میلیارد دلاری بدون توسعه مسیرهای حمل‌ونقل امکان‌پذیر نیست. انتقال حجم بالای کالا با جاده، هزینه و فشار بیشتری بر پایانه‌های مرزی ایجاد می‌کند و توسعه ریلی می‌تواند بخشی از این بار را کاهش دهد.

در نتیجه، تکمیل و توسعه مسیر خواف ـ هرات فقط یک پروژه حمل‌ونقلی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت مورد نیاز برای افزایش تجارت ایران با افغانستان و اتصال افغانستان به شبکه حمل‌ونقل منطقه‌ای است. افغانستان می‌تواند از مقصد به مسیر ترانزیتی تبدیل شود

تحولات ۱۴۰۵ یک فرصت بزرگ‌تر را نیز پیش روی ایران قرار داده است. در تیرماه، ایران، افغانستان و تاجیکستان صورتجلسه عملیاتی راهگذر سه‌جانبه جاده‌ای را امضا کردند. طبق این توافق، قرار است نخستین حمل آزمایشی این مسیر حداکثر ظرف یک ماه انجام شود و سه کشور برای کاهش توقف مرزی، تسهیل روادید رانندگان، توسعه زیرساخت‌های مرزی و ایجاد سازوکارهای مشترک همکاری کنند. همچنین امکان توسعه این مسیر به کشورهای آسیای مرکزی و چین نیز بررسی شده است. صورتجلسه عملیاتی راهگذر سه‌جانبه ایران، افغانستان و تاجیکستان امضا شد

این تحول از منظر تجارت ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت عملیاتی شدن، افغانستان دیگر صرفاً مقصد کالاهای ایرانی نخواهد بود و می‌تواند به حلقه‌ای در مسیر ارتباط ایران با آسیای مرکزی تبدیل شود.

به بیان دیگر، ارزش بازار افغانستان برای ایران تنها در اندازه مصرف داخلی این کشور خلاصه نمی‌شود؛ موقعیت جغرافیایی افغانستان می‌تواند آن را به بخشی از زنجیره ترانزیت منطقه تبدیل کند و در این صورت، تجارت، حمل‌ونقل و خدمات لجستیکی به یکدیگر پیوند خواهند خورد. چابهار و میلک؛ ضلع دیگر تجارت شرقی

در جنوب شرق نیز زیرساخت‌های مرتبط با تجارت افغانستان در حال توسعه است. در خرداد ۱۴۰۵، مقام‌های سیستان و بلوچستان بر اهمیت احداث پل دوم میلک برای افزایش ظرفیت مبادلات تجاری، تسهیل حمل‌ونقل و تقویت جایگاه ترانزیتی استان با تکیه بر ظرفیت بندر چابهار تأکید کردند.

این مسیر می‌تواند مکمل دوغارون باشد. هرچه مسیرهای دسترسی افغانستان به ایران متنوع‌تر شود، وابستگی تجارت به یک نقطه مرزی کاهش می‌یابد و امکان استفاده از ظرفیت چابهار برای دسترسی افغانستان به آب‌های آزاد نیز بیشتر می‌شود.

از این منظر، توسعه تجارت با افغانستان باید هم‌زمان در چند محور دنبال شود و آن اینکه دوغارون برای تجارت شرق و شمال شرق، میلک و چابهار برای جنوب شرق و خواف ـ هرات برای توسعه حمل‌ونقل ریلی. مشکل اصلی؛ مدیریت تجارت هنوز یکپارچه نیست

در کنار زیرساخت، یکی از چالش‌های مهم روابط اقتصادی دو کشور، نحوه مدیریت این بازار است. رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان از ضرورت بازنگری در ساختار مدیریت روابط اقتصادی با افغانستان سخن گفته و پراکندگی تصمیمات و متولیان را یکی از مشکلات موجود می‌داند. او همچنین بر ضرورت نقش‌آفرینی بیشتر بانک‌ها و صندوق توسعه صادرات در حمایت از صادرکنندگان تأکید دارد.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هدف تجارت ۱۰ میلیارد دلاری مطرح باشد. چنین رقمی با فعالیت پراکنده صادرکنندگان محقق نمی‌شود و به یک سیاست تجاری منسجم نیاز دارد؛ سیاستی که در آن تجارت، حمل‌ونقل، تأمین مالی، دیپلماسی اقتصادی و سرمایه‌گذاری در یک مسیر مشترک قرار بگیرند. افغانستان؛ بازار نزدیک اما نه آسان

نزدیکی جغرافیایی، مرز مشترک، اشتراکات فرهنگی و زبانی و دسترسی ایران به شبکه حمل‌ونقل منطقه‌ای، مزیت‌های مهمی برای حضور در افغانستان ایجاد کرده است؛ اما این مزیت‌ها به‌تنهایی سهم ایران را تضمین نمی‌کنند.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که فعالان افغانستانی در کنار قیمت، به هزینه حمل، سرعت ترخیص، ثبات مقررات، خدمات پس از فروش و امکان تأمین مستمر کالا نیز توجه دارند. تجار افغانستان در ماه‌های اخیر نیز بر مشکلات مربوط به پایانه‌های مرزی، بنادر و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل تأکید کرده‌اند.

بنابراین افزایش صادرات بدون اصلاح زنجیره لجستیک می‌تواند حتی با وجود تقاضای بالا، هزینه حضور ایران در بازار را افزایش دهد. فاصله میان تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلاری و ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، نشان می‌دهد که برای تحقق این هدف باید نزدیک به سه برابر سطح فعلی تجارت توسعه ایجاد شود. فاصله میان تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلاری و ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، نشان می‌دهد که برای تحقق این هدف باید نزدیک به سه برابر سطح فعلی تجارت توسعه ایجاد شود. اما این جهش قرار نیست فقط با افزایش صادرات کالاهای سنتی اتفاق بیفتد.

مسیر رسیدن به این رقم از ترکیب چند عامل می‌گذرد؛ افزایش صادرات صنعتی، توسعه خدمات فنی و مهندسی، سرمایه‌گذاری مشترک، انتقال فناوری، کشت قراردادی، توسعه حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای، تقویت چابهار و میلک، کاهش هزینه‌های مرزی و ایجاد سازوکارهای مالی مناسب برای صادرکنندگان.

در این میان، اجرای راهگذر سه‌جانبه ایران، افغانستان و تاجیکستان نیز می‌تواند یک متغیر جدید باشد؛ زیرا نخستین حمل آزمایشی این مسیر و تشکیل کارگروه دائمی برای رفع موانع اجرایی، نشان می‌دهد همکاری ترانزیتی سه کشور از سطح مذاکره به سمت اجرا حرکت کرده است. فرصت افغانستان را نباید دوباره از دست داد

تصویر امروز روابط اقتصادی ایران و افغانستان، تصویری از بازاری است که هم‌زمان تقاضا، زیرساخت و رقابت در آن در حال افزایش است. تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار، ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، سهم بالای دوغارون در صادرات، توسعه خواف ـ هرات، تلاش برای تقویت میلک و چابهار و شکل‌گیری کریدور سه‌جانبه، همگی نشان می‌دهند که بازار افغانستان در حال بزرگ‌تر شدن است.

اما سمت دیگر ماجرا، افزایش حضور رقبا و مشکلات موجود در تأمین مالی، لجستیک و مدیریت تجارت است. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا افغانستان بازار مناسبی برای ایران است؟»؛ پاسخ این پرسش روشن است. پرسش اصلی این است که آیا ایران می‌تواند پیش از رقبا ظرفیت‌های این بازار را به قرارداد و سرمایه‌گذاری تبدیل کند؟

اگر پاسخ مثبت باشد، افغانستان می‌تواند برای صنایع ایران از یک بازار صرفاً صادراتی به یک بازار تولید، خدمات، سرمایه‌گذاری و ترانزیت تبدیل شود؛ اما اگر حضور ایران همچنان به صادرات مقطعی کالا محدود بماند، هدف ۱۰ میلیارد دلاری بیشتر از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، صرفاً یک ظرفیت روی کاغذ باقی خواهد ماند.

منبع: چارسوق


۵ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

بیت‌کوین آماده جهش بیشتر قیمت است؟

به گزارش تجارت نیوز، این ورود سرمایه در روز چهارشنبه، همزمان با افزایش قیمت بیت‌کوین و توجه دوباره به مقررات رمزارزی آمریکا و بازارهای مالی رخ داد و با این میزان ورود سرمایه، مجموع ورودی به صندوق‌های بیت‌کوین در آگوست به ۱.۴۷ میلیارد دلار رسید.

این صندوق‌ها از روز دوشنبه تاکنون حدود یک میلیارد دلار سرمایه جذب کرده‌اند و بر اساس داده‌های پلتفرم «سوسو ولیو» (SoSoValue)، در مسیر ثبت قوی‌ترین ورود خالص هفتگی سرمایه از هفته منتهی به ۱۶ ژانویه قرار دارند، در آن زمان حدود ۱.۴۲ میلیارد دلار سرمایه وارد این صندوق‌ها شده بود.

صندوق‌های قابل معامله در بورس اتریوم نیز با تقاضای قابل‌توجهی مواجه شدند و روز چهارشنبه، ۱۸۹.۲ میلیون دلار ورود خالص سرمایه داشتند. به این ترتیب، مجموع ورود سرمایه هفتگی به این صندوق‌ها به حدود ۲۹۱.۵ میلیون دلار رسید.

ورود سرمایه به صندوق‌ها همزمان با اعلام وزارت خزانه‌داری آمریکا درباره افزایش سررسید بازخرید اوراق بدهی بلندمدت دولت این کشور صورت گرفت. این اقدام با کاهش بازده اوراق خزانه‌داری و افت ارزش دلار آمریکا همراه شد، در حالی که طلا و نقره عملکرد بهتری نسبت به سهام داشتند.

بازار رمزارزها همچنین پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در جریان رویدادی در کاخ سفید از کنگره خواست روند تصویب قانون «شفافیت» (CLARITY) را پیش ببرد، بار دیگر مورد توجه نهادهای قانون‌گذار قرار گرفت.

سایمون-پیتر ماسابنی، مدیر توسعه کسب‌وکار شرکت «ایکس‌اس دات‌کام» (XS.com) گفت: بازگشت سرمایه نهادی یکی از مهم‌ترین عواملی است که باید در تلاش بیت‌کوین برای بازیابی قیمت زیر نظر گرفته شود. تداوم ورود سرمایه به صندوق‌ها طی چند جلسه معاملاتی متوالی، سیگنال بسیار قوی‌تری نسبت به یک جهش قیمتی منفرد خواهد بود.

ماسابنی همچنان با احتیاط نسبت به آینده بیت‌کوین خوش‌بین و می‌گوید بازار هنوز کاملا صعودی نشده است. کاهش قیمت بیت‌کوین به زیر میانگین متحرک نمایی ۲۰۰ روزه نشان‌ دهنده تضعیف شتاب کوتاه‌مدت بازار است و فروشندگان همچنان در سطوح مقاومتی مهم بر قیمت فشار وارد می‌کنند.

وی همچنین سیاست پولی آمریکا را عامل مهم دیگری دانست. اتخاذ موضع سخت‌گیرانه‌تر از سوی فدرال رزرو می‌تواند بر دارایی‌های پرریسک فشار وارد کند، در حالی که انتظار برای سیاست پولی انبساطی می‌تواند حمایت بیشتری از بیت‌کوین نشان دهد.

طبق گزارش کریپتو، ماسابنی افزود: ارزیابی آینده بیت‌کوین مستلزم ارزیابی دقیق رابطه میان جریان سرمایه صندوق‌ها و انتظارات مربوط به نرخ بهره است، نه اینکه فقط به تحلیل تکنیکال تکیه کنیم.

به‌روزرسانی قیمت رمزارزها در روز جمعه

این رده حاوی تغییرات قیمتی ۱۰ ارز دیجیتالی بزرگ از نظر ارزش بازار است.

۱- بیت‌کوین

قیمت: ۷۵ هزار و ۱۰ دلار و ۳۴ سنت

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: هشت درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۱۸.۴۶ درصد افزایش

۲- اتریوم

قیمت: ۲۳۵۳ دلار و ۸۳ سنت

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۴.۶۰ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۲۵ درصد افزایش

۳- تتر

قیمت: ۰.۹۹۹۵ دلار

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۰۳ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۰.۰۶ درصد افزایش

۴- بایننس‌کوین

قیمت: ۶۶۰ دلار و ۷۹ سنت

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۵.۵۲ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۸.۲۲ درصد افزایش

۵- ریپل

قیمت: یک دلار و ۳۱ سنت

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۱۹.۶۴ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۳۰.۳۲ درصد افزایش

۶- یواس‌دی‌کوین

قیمت: ۰.۹۹۹۹ دلار

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۰.۰۱ درصد کاهش

تغییرات یک هفته اخیر: ۰.۰۱ درصد افزایش

۷- سولانا

قیمت: ۸۹ دلار و ۴۱ سنت

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۵.۴۵ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۱۷.۹۵ درصد افزایش

۸- ترون

قیمت: ۰.۳۳۷۷ دلار

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۱.۶۶ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۱.۱۶ درصد افزایش

۹- هایپرلیکویید

قیمت: ۷۲ دلار و ۷۷ سنت

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۳.۰۸ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۲۸.۳۰ درصد افزایش

۱۰- دوج‌کوین

قیمت: ۰.۰۸۲۳۴ دلار

تغییرات ۲۴ ساعت گذشته: ۱۰.۱۲ درصد افزایش

تغییرات یک هفته اخیر: ۱۷.۷۷ درصد افزایش




 اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان
۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان

آرمان امروز : در شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور شرکت‌های بزرگ فولادی، تولیدی، صنعتی و کارآفرینان برتر، شرکت فولاد هرمزگان دریافت تندیس زرین اجلاس را دریافت کرد. به گزارش ایلنا و به نقل از روابط عمومى شرکت فولاد هرمزگان؛ شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور جمعی از مدیران دولتی و سازمان‌ها، مدیران [ ]

 پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند
۱۰ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند

قیمت دلار، طلا و سکه در هفته پایانی مرداد با جهش همراه شد. قیمت دلار روز پنجشنبه روی رقم ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ بسته شد و قیمت طلا و سکه نیز سقف‌های جدیدی را ثبت کرد. بازار در حالی معاملات شنبه را آغاز می‌کند که افزایش تنش‌های سیاسی احتمال ادامه نوسان در سطوح بالای قیمتی را افزایش داده است.

 سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است
۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است

سخنگوی دولت با رد مطالب منتشر شده درباره تعیین قیمت ۸۰ هزار تومانی برای بنزین، گفت: موضوع مدیریت مصرف سوخت همچنان در مرحله بررسی‌های کارشناسی قرار دارد و تاکنون هیچ عدد یا الگوی قیمتی به تصویب نرسیده است.

 چین به دنبال بشکه‌های نفتی جایگزین
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چین به دنبال بشکه‌های نفتی جایگزین

پالایشگاه‌های مستقل چین در پی‌کاهش دسترسی به محموله‌های نفت ایران و ریسک تحریم و حمل‌ونقل، به نفت عراق و برزیل روی آورده‌اند. این تغییر رویکرد لزوما به معنای کنارگذاشتن نفت ایران نیست و می‌توان آن را تلاشی برای تنوع‌بخشی به منابع تامین خوراک ارزیابی کرد.

 توصیه تاجگردون به پزشکیان درباره «بنزین»
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

توصیه تاجگردون به پزشکیان درباره «بنزین»

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در توصیه‌ای به رئیس‌جمهور گفت: اگر کسی یا کسانی تاکید دارند الان وقت جراحی اصلاح قیمت انرژی هست، توجه نکن. ‌وقتش الان نیست.

 چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس
۱۰ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس

به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، قیمت بیت کوین طی ۴۸ ساعت گذشته حدود ۱۸ درصد افزایش یافته و به بیش از ۷۷ هزار و ۶۰۰ دلار رسیده است. این ارز دیجیتال پیش از این رشد، از اواخر ماه مه تاکنون بالاتر از سطح ۷۰ هزار دلار معامله نشده بود. کارشناسان معتقدند مهم‌ترین محرک