صادرات قطعه به روسیه طی چند سال از حدود ۹ میلیون دلار به بیش از ۹۰ میلیون دلار رسیده، اما این عدد در برابر ظرفیت بازار منطقه هنوز بیشتر شبیه نشانهای از امکان رشد است تا سند قدرت صادراتی. پشت این رشد محدود، مجموعهای از گرهها دیده میشود: تحریم بانکی، دشواری بازگشت ارز، نبود مشوق صادراتی، الزام عرضه ارز با نرخ پایینتر از هزینه واقعی تولید و مهمتر از همه، فاصلهگرفتن قطعات داخلی از استانداردها و نیازهای بازار جهانی. ۲ تصویر متناقض
صنعت قطعهسازی ایران سالهاست میان دو تصویر متناقض گرفتار مانده است؛ از یک طرف، ادعای ظرفیت بالا، نیروی انسانی فنی، سابقه تولید و شبکه گسترده واحدهای قطعهسازی مطرح میشود؛ از طرف دیگر، وقتی پای بازارهای صادراتی، رقابت منطقهای و حضور پایدار در زنجیره جهانی به میان میآید، سهم ایران کوچک، پراکنده و شکننده باقی میماند. این تناقض، تصادفی نیست. محصول صنعتی است که در مقیاس داخلی بزرگ به نظر میرسد اما در منطق تجارت جهانی هنوز با قواعد بنگاههای کوچک، تصمیمگیری فردی و سیاستگذاری کوتاهمدت اداره میشود. …












