قیمت طلا امروز




 روزنامه صمت / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

نسخه بخش خصوصی برای حل مشکلات اقتصاد

در نشست روسای کمیسیون‌های تخصصی اتاق ایران با رئیس و اعضای هیات ‌رئیسه اتاق ایران و محسن زنگنه، رئیس کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر سیاست‌های اصل ۴۴ مجلس، مهم‌ترین چالش‌های بخش تولید و اقتصاد کشور از ناترازی انرژی و تامین مالی تا مقررات‌گذاری، مالیات، گمرک، تأمین اجتماعی و خصوصی‌سازی بررسی شد.
 نسخه بخش خصوصی برای حل مشکلات اقتصاد

 روسای کمیسیون‌های تخصصی اتاق ایران در این نشست، ضمن تشریح موانع موجود، بر ضرورت اصلاح قوانین و مهم‌تر از آن، اجرای قوانین موجود تأکید کردند و زنگنه نیز از آمادگی مجلس برای تعریف یک مدل همکاری عملیاتی با بخش خصوصی خبر داد. واگذاری اموال دولتی به‌جای خصوصی‌سازی

صمد حسن‌زاده، رئیس اتاق ایران، در این نشست با اشاره به تجربه چندین ساله روسای کمیسیون‌های تخصصی اتاق گفت: روسای کمیسیون‌ها با تکیه‌بر تجربیات چندین ساله و نگاه علمی و کارشناسی، مهم‌ترین مسائل و مشکلات را برای اصلاح فرآیندها و کمک به بخش خصوصی ارائه می‌کنند.

وی درباره روند خصوصی‌سازی اظهار کرد: با اینکه چندین سال است مقررات خصوصی‌سازی وضع شده، اما این فرآیند تاکنون به شکل واقعی انجام نشده است و عمده واگذاری‌ها به‌صورت خصولتی و میان شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی انجام شده است.

حسن‌زاده افزود: اکنون بنگاه‌های واگذار شده بابت بدهی‌های خود مشمول نرخ بهره ۲۳ درصد هستند، درحالی‌که نرخ بهره در بازار به ۴۰ تا ۶۰ درصد می‌رسد.

 با این روند عملاً اجازه داده شده که این بنگاه‌ها چندین سال حقوق دولتی و ملی را با نرخ بهره پایین‌تر از نرخ بازار در اختیار داشته باشند که خسارت‌های سنگینی به کشور، مردم و منابع ملی و دولت وارد می‌کند.

رئیس اتاق ایران با اشاره به وضعیت سرمایه‌گذاری صنعتی افزود: شرایط محیط کسب‌وکار به گونه‌ای سخت است که کمتر تمایل برای ورود به سرمایه‌گذاری برای تولید وجود دارد و حتی بنگاه‌های موجود نیز برای حفظ وضعیت موجود خود با مشکلات جدی مواجه هستند. هدف قانون برای کاهش تصدی‌گری دولت محقق نشد

پیام باقری، عضو هیات ‌رئیسه اتاق ایران، نیز با اشاره به تجربه خصوصی‌سازی گفت: در اصل ۴۴ هدف این بود که دولت از تصدی‌گری فاصله بگیرد و با واگذاری‌ها، فعالیت بخش خصوصی افزایش پیدا کند، اما بخش اندکی از خصوصی‌سازی‌ها واقعی بود و خروج دولت از تصدی‌گری و تقویت بخش خصوصی، آن‌گونه که انتظار می‌رفت، محقق نشد.

وی افزود: خصوصی‌سازی در حد واگذاری باقی مانده و سایر اهداف قانون‌گذار را شاهد نیستیم.

باقری یکی از مشکلات جدی اقتصاد را فاصله میان تصمیم‌گیری و واقعیت‌های اجرایی دانست و گفت: یکی از عوارض جدی در حوزه تصمیم‌گیری، فاصله تصمیمات با واقعیت و اجرای آن‌هاست و کمتر شاهد حمایت از بخش خصوصی در تصمیمات بوده‌ایم.

وی سه پیشنهاد برای اصلاح این وضعیت مطرح کرد و افزود: نخست باید سازوکار مشخصی برای استفاده از ظرفیت بخش خصوصی تعریف شود.

 اتاق نزدیک‌ترین حلقه اتصال به اقتصاد و محیط کسب‌وکار است و می‌تواند با دقت بیشتری نسبت به فهم مسائل و ارائه راهکار اقدام کند.

وی گفت: مقرراتی که خلق‌الساعه ایجاد می‌شوند و تولید را در تنگنا قرار می‌دهند، باید با نظارت اتاق و شبکه آن مورد بررسی قرار گیرند.

باقری ادامه داد: همچنین می‌توان برای خروج دولت از تصدی‌گری، مأموریت جدی برای کمیسیون‌های تخصصی تعریف کرد و اتاق ایران نیز می‌تواند با استفاده ازنظرات و پژوهش‌های خود در این مسیر در خدمت باشد. مشکل فقط قانون نیست

احمد آتش هوش، رئیس کمیسیون حقوقی اتاق ایران، با اشاره به موضوع مقررات‌گذاری گفت: ازنظر شکلی، دستگاه‌ها مکلف هستند مقررات را در سامانه بارگذاری کنند، اما ازنظر ماهیتی اتفاق مفیدی رخ نمی‌دهد.

او افزود: قانون مقرر کرده است اگر دستگاهی قصد تصویب مقرره‌ای را دارد، باید اعلام کند دلیل تصویب آن چیست و چه مشکلی را می‌خواهد حل کند و بالاترین مقام حقوقی دستگاه نیز عدم مغایرت مقرره با قوانین را تأیید کند.

آتش هوش موضوع تعهدات واردکنندگان در برابر بانک را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت: واردکننده برای واردات کالا تعهدات سنگین و یک‌طرفه‌ای به بانک می‌دهد، درحالی‌که بانک مرکزی هیچ تعهدی نمی‌پذیرد و نرخ ارز نیز نامشخص است. ناترازی انرژی، سرمایه‌گذاری صنعتی را متوقف کرده است

آریا صادق‌نیت حقیقی، رئیس کمیسیون صنعت اتاق ایران، در ادامه نشست به تشریح مشکلات صنایع پرداخت و گفت: مهم‌ترین مشکلات تولید که ریشه در حوزه قانون‌گذاری دارد، ناترازی انرژی ناشی از قانون تثبیت سال‌های گذشته، تأمین مالی و بانکداری تحت تأثیر قانون جدید بانک مرکزی، تخصیص ارز تحت تأثیر قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و قیمت‌گذاری دستوری است. در تابستان بین ۱۵ تا ۲۰ هزار مگاوات کسری برق داریم و در زمستان نیز با کسری ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز مواجه هستیم و در هر دو مورد، بار این کسری بر دوش تولید قرار می‌گیرد.

رئیس کمیسیون صنعت اتاق ایران گفت: رشد تخصیص انرژی به صنایع از سال ۱۴۰۰ تاکنون نزولی بوده و به‌طور میانگین دسترسی صنایع به برق ۳۷ درصد و به گاز ۴۴ درصد کاهش یافته است.

 هم‌زمان با این اتفاق، رشد اقتصادی نیز کاهش پیدا کرده است.

وی ادامه داد: به‌واسطه قطعی برق، تولید و ظرفیت عملیاتی صنایع انرژی بر مانند فولاد، آلومینیوم و پتروشیمی کاهش یافته و استفاده از سوخت‌های جایگزین نیز ضمن افزایش هزینه، موجب استهلاک صنایع شده است.

صادق‌نیت حقیقی افزود: ناترازی انرژی و نا اطمینانی از تأمین انرژی، سرمایه‌گذاری جدید را متوقف کرده است.

وی یکی از راهکارهای کاهش ناترازی را استفاده از ظرفیت بخش خصوصی در میادین کوچک نفت و گاز دانست و گفت: باوجوداینکه بخش خصوصی برای فعالیت در بخش منابع کوچک مجوزهایی دارد، در حوزه انرژی اجازه حضور بخش خصوصی در میادین کوچک داده نشده است. اگر امکان حضور کنسرسیوم‌های بخش خصوصی در میادین کوچک نفت و گاز فراهم شود، می‌توان بخشی از ناترازی را جبران کرد.

رئیس کمیسیون صنعت اتاق ایران درباره مشکلات بنگاه‌های کوچک و متوسط نیز گفت: این بنگاه‌ها با سهم ۷۰ تا ۸۰ درصدی در اشتغال کشور، تنها ۴. ۵ درصد منابع و تسهیلات بانکی را دریافت می‌کنند.

وی ادامه داد: هرچه وام‌های تکلیفی بیشتری به بانک‌ها تحمیل شود، سهم بنگاه‌های کوچک و متوسط از منابع کاهش پیدا می‌کند، درحالی‌که سهم شرکت‌های بزرگ دست‌نخورده باقی می‌ماند.

صادق‌نیت حقیقی افزود: در بحث وثایق بانکی، شرکت‌های کوچک و متوسط توانایی ارائه وثایق ملکی با ارزش بالا را ندارند، اما اگر سرمایه معنوی آنها نیز به‌عنوان وثیقه پذیرفته شود، بخشی از مشکلات این بنگاه‌ها برطرف خواهد شد. محدودیت‌های موجود در تخصیص ارز نیز مانع واردات تجهیزات و مواد اولیه صنایع کوچک و متوسط شده و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را از آنها گرفته است.

وی همچنین پیشنهاد کرد: اگر قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز اصلاح شود و تأمین ارز خارج از شبکه دولتی برای واردات تجهیزات و ماشین‌آلات از حالت جرم‌انگاری خارج شود، می‌توان بازسازی، نوسازی و ایجاد واحدهای صنعتی را تسریع کرد. با این اقدام، امکان کاهش شتاب مصرف انرژی صنایع نیز فراهم می‌شود. نظام قیمت‌گذاری انرژی نیز باید به‌گونه‌ای تغییر کند که بخش خصوصی قدرت انطباق با آن را داشته باشد. اقتصاد در شرایط ویژه، به حکمرانی متفاوت نیاز دارد

فرج‌الله معماری، رئیس کمیسیون اقتصاد کلان اتاق ایران، با تأکید بر ضرورت هم‌افزایی گفت: باید به دنبال هم‌افزایی باشیم و سازوکار پژوهشی مشترکی با مرکز پژوهش‌ها تعریف کنیم. زمانی که با سازمانی با جذب بودجه نامطلوب مواجه می‌شویم، باید جلسه توجیهی برگزار شود تا در جذب بودجه و اجرای مأموریت‌ها گره‌گشایی شود.

معماری با اشاره به شرایط اقتصادی کشور گفت: اگر جنگ رخ نداده بود، ما با مجموعه‌ای از ناترازی‌ها مواجه بودیم و شوک جنگ، فشار ارزی و مشکلات تجاری نیز به این ناترازی‌ها اضافه شد.

وی افزود: هیچ دولتی به‌اندازه دولت فعلی تحت فشارهای متعدد و مختلف نبوده است.

رئیس کمیسیون اقتصاد کلان اتاق ایران گفت: نظام حکمرانی ما به انتظارات مردم پاسخ نداده و جنگ نیز تمام این مشکلات را تشدید کرده است. نظام حکمرانی و مقرراتی که در شرایط عادی پاسخگو نبوده، قطعاً نمی‌تواند کشور را در شرایط فعلی اداره کند. انتظار داریم مجلس برای اصلاح و استقرار حکمرانی متناسب با شرایط ویژه همکاری کند.

 بازطراحی نظام حکمرانی متناسب با شرایط فعلی، کوچک‌سازی دولت و مقررات‌زدایی باید در دستور کار قرار گیرد.

معماری تأکید کرد: هر سیاستی که برای تاب‌آوری اقتصاد در دستور کار قرار می‌گیرد باید مدل مالی آن نیز دیده شود. اگر قرار است خط مقدم تاب‌آوری اقتصاد ایران، بنگاه‌های اقتصادی باشند، باید به آنها کمک شود.

رئیس کمیسیون اقتصاد کلان اتاق ایران افزود: به فرماندهی واحد اقتصادی نیازمندیم و بخش خصوصی نیز باید به‌عنوان شریک در تصمیم‌گیری پذیرفته شود. در آستانه تدوین بودجه ۱۴۰۶ نباید حکمی وضع شود که فشار هزینه‌ای بخش خصوصی را افزایش دهد. صنعت غذا و طلب ۴ میلیارد یورویی از دولت

رشید عزیزپور، رئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق ایران، نیز با اشاره به مشکلات این بخش گفت: اسناد متعددی برای امنیت غذایی داریم، اما در حوزه برنامه‌ریزی صنعت غذا با تشتت آرا مواجه هستیم.

او افزود: صنعت غذا حتی در وزارت جهاد کشاورزی در سطح مدیرکل نیز مسئول مستقیم ندارد.

عزیزپور گفت: طلب بخش خصوصی از دولت بابت ۴ میلیارد یورو واردات نهاده، موضوع بزرگی است که همه وزارتخانه‌ها آن را تأیید کرده‌اند، اما فعلاً در سازمان برنامه متوقف شده است. در حوزه غذا با قوانین زیادی مواجه هستیم.

 یک قانون مصوب سال ۱۳۴۲ درباره خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها داریم و به‌طور مشخص پیشنهاد می‌کنیم لایحه یا طرحی برای صنعت غذا تدوین و تصویب شود. رگولاتوری برق؛ مطالبه‌ای که ۱۳ سال بلاتکلیف مانده است

آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق ایران، ریشه بخشی از مشکلات صنعت برق را در تصمیمات گذشته دانست و گفت: از سال ۱۳۸۳ مجلس مصوبه‌ای برای ثبات قیمت برق تصویب کرد و در سال ۱۳۹۰ با مشکل کمبود سرمایه‌گذاری مواجه شدیم. از ابتدای دهه ۹۰ اتاق ایران پیگیر موضوع رگولاتور صنعت برق بوده، اما این موضوع باوجود پیگیری‌های فراوان همچنان بلاتکلیف مانده است.

نجفی گفت: نتیجه این سهل‌انگاری‌ها را امروز در صنعت برق می‌بینیم و این وضعیت در سایر بخش‌ها نیز در حال تکرار است.

تا زمانی که وزارت نیرو به‌صورت مستقل تصمیم‌گیر باشد و نهاد تنظیم‌گر تعریف نشود، وضعیت برق بهبود پیدا نمی‌کند و سال آینده سال سخت‌تری در حوزه انرژی خواهیم داشت.

رئیس کمیسیون انرژی اتاق ایران تأکید کرد: ایجاد نهاد تنظیم‌گر تنها راهی است که می‌تواند به حل مشکلات کمک کند. از جلسات عبور کنیم، وقت حل مسئله است

در پایان نشست، محسن زنگنه، رئیس کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر سیاست‌های اصل ۴۴ مجلس شورای اسلامی، با جمع‌بندی مباحث مطرح شده، گفت: بخش تولید بخش اصلی کشور است و رهبر شهید همواره بر اهمیت آن تأکید داشتند، اما سیاست‌های ما بیشتر به سمت مصرف توجه دارند. وقتی برق یک واحد صنعتی را قطع می‌کنیم، از جهات مختلف به کشور و مردم ضربه وارد می‌شود. بخشی از مشکلات مربوط به مسائلی است که قانون خوب دارند اما اجرا نمی‌شوند.

 در برنامه هفتم از دولت خواسته شده سه نهاد تنظیم‌گر ایجاد کند که نخستین آنها مربوط به صنعت برق است، اما این حکم اجرا نمی‌شود. در موضوع وثایق نیز قانون تمهیداتی اندیشیده که سرمایه معنوی بنگاه بتواند به‌عنوان وثیقه مورد استفاده قرار گیرد، اما این قانون اجرا نمی‌شود.

رئیس کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر سیاست‌های اصل ۴۴ مجلس افزود: برخی قوانین نیز خود مانع هستند؛ مانند قانون تامین اجتماعی که نگاه آن به شدت ضد تولید است.

او گفت: یک دسته دیگر از مشکلات نیز ناشی از مقرراتی است که دولت ایجاد کرده و بسیاری از نابسامانی‌ها به همین مقررات برمی‌گردد.

 در بحث ساماندهی مقررات تأکید کرده‌ایم که مقررات دولتی باید مدت داشته باشند.

زنگنه با تأکید بر ضرورت عبور از نشست‌های صرفا کارشناسی گفت: همه از جلسات خسته شده‌ایم و باید از این مرحله عبور کنیم. ما در کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر سیاست‌های اصل ۴۴ و سایر کمیسیون‌های مجلس آماده همکاری با بخش خصوصی برای رفع مشکلات هستیم.

 از وزیر مجلس تقاضا کرده‌ایم اختیارات بیشتری به کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر سیاست‌های اصل ۴۴ داده شود تا برای هر موضوع نیازمند اتلاف وقت نباشیم؛ چراکه دردها مشخص است و باید به دنبال حل مشکل بود.

رئیس کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر سیاست‌های اصل ۴۴ مجلس گفت: درباره مسائل قانونی در حوزه‌های مختلف آمادگی داریم یک مدل تعامل عملیاتی تعریف کنیم و در جلسات محدود، در فضای منطقی، مشکلات را بررسی و حل کنیم. امیدواریم فصل جدیدی در همکاری مجلس و بخش خصوصی ایجاد کنیم. موضوع محرمانه‌ای نداریم و بخش خصوصی باید در جریان مسائل باشد.

پیام باقری نیز در پایان نشست گفت: ظرفیت بخش خصوصی در کنار کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر سیاست‌های اصل ۴۴ قرار خواهد گرفت تا گامی در جهت حل مشکلات برداشته شود. نظام مسائل که همواره در جلسات احصا شده، به کمیسیون منعکس خواهد شد و یک مدل همکاری تعریف می‌کنیم و بر اساس آن، مسائل را یک به یک دنبال خواهیم کرد.

بخش دیگری از این نشست به دستور جلسه بررسی عملکرد بودجه کمیسیون‌های تخصصی اتاق ایران اختصاص داشت و روسای کمیسیون‌ها نیز درباره نوع اقدامات مرکز پژوهش‌های اتاق ایران و میزان بودجه استفاده شده از سوی کمیسیون‌ها، دیدگاه‌های خود را مطرح کردند.



۵ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

قیمت دام زنده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ + جدول

به گزارش تجارت نیوز، قیمت دام زنده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد. طبق آمار ارائه‌شده از سوی اتحادیه سراسری صنعت دامپروران کشور، قیمت گوسفند و گوساله نوسانی نداشته است. نرخ دام زنده در استان‌های مختلف

بیشترین قیمت ثبت‌شده برای گوسفند زنده متعلق به تهران است که ۶۶۷ هزار و ۷۵۰ تومان قیمت دارد. همچنین کمترین قیمت گوسفند نیز با بهای ۶۵۰ هزار تومان متعلق به استان چهار محال و بختیاری است.

ببشترین قیمت گوساله هم در تهران و مرکزی با نرخ ۵۳۵ هزار تومان خرید و فروش می‌شود. همچنین کمترین نرخ گوساله نیز با بهای ۵۲۶ هزار تومان متعلق به استان خراسان رضوی است.

برای مطالعه بیشتر صفحه بازار کالا را در تجارت‌نیوز دنبال کنید.


۵ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

روزنامه دولت: منتقدان اصلاح وضعیت فعلی بنزین راهکار خاصی ندارند / آنها رویافروشی می کنند

به گزارش تجارت نیوز، روزنامه ایران نوشت: مسأله اما پیش از آنکه دعوایی بر سر یک عدد باشد، مواجهه با واقعیتی است که نمی‌توان با وعده‌های زیبا یا توصیه‌های کلی از کنار آن گذشت: مصرف بنزین از تولید جلو زده و کشور، در وضعیتی که منابع، مسیرهای واردات و اولویت‌های بودجه‌ای زیر فشار جنگ قرار دارد، هر روز با کسری قابل توجه سوخت مواجه است.

این روزها بخشی از انتقادها به برنامه‌های مطرح‌شده در دولت، بر این پیش‌فرض استوار است که وضع موجود قابل تداوم است؛ اینکه بدون تغییر در سازوکار توزیع و مصرف، می‌توان همان روند گذشته را ادامه داد، خودروهای پرمصرف را در خیابان نگه داشت، حمل‌ونقل عمومی را با کمبود مزمن اتوبوس رها کرد، با قاچاق سوخت مقابله جدی نکرد و در عین حال انتظار داشت بنزین همواره، به هر میزان و برای هر نوع مصرفی، در دسترس باشد. این تصویر آرام و بی‌دغدغه از وضع موجود، بیش از آنکه یک راه‌حل باشد، نوعی رویافروشی است.

بر اساس ارقام اعلام‌شده از سوی رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، مصرف روزانه بنزین کشور به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده، در حالی که مجموع تولید پالایشگاهی و پتروشیمی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر است. یعنی کشور روزانه با کسری حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر روبه‌روست. این شکاف، یک فرضیه یا تحلیل ذهنی نیست؛ فاصله‌ای واقعی میان مصرف و تولید است که هر روز باید به شکلی پر شود.

در شرایط عادی نیز پوشش این فاصله، به واردات، منابع ارزی و ظرفیت‌های لجستیکی نیاز دارد؛ اما امروز کشور در شرایط عادی نیست. جنگ، آسیب به زیرساخت‌ها، دشواری‌های ترانزیتی، فشار بر منابع مالی و ضرورت بازسازی توان اقتصادی و دفاعی، همه معادله تأمین بنزین را پیچیده‌تر کرده‌اند. در چنین وضعیتی، اصرار بر اینکه «هیچ مشکلی نیست و فقط قیمت را بالا نبرید»، بدون پاسخ به این پرسش که کسری روزانه بنزین چگونه باید تأمین شود، سیاست‌گذاری نیست؛ فرار از مسأله است. هنوز تصمیمی گرفته نشده است

نکته‌ای که در هیاهوی چند روز گذشته کمتر دیده شد، این است که دولت هنوز هیچ تصمیم نهایی درباره قیمت‌های جدید یا الگوی توزیع بنزین نگرفته است. سخنگوی دولت نیز صریحاً اعلام کرده که عدد ۸۰ هزار تومان که در برخی کانال‌ها و رسانه‌ها به معاون اول رئیس‌جمهور نسبت داده شد، صحت ندارد و اساساً هیچ عدد یا الگوی قیمتی به تصویب نرسیده است.

آنچه اکنون روی میز قرار دارد، سه سناریو برای مدیریت وضعیتی است که نمی‌توان آن را تا ابد معلق نگه داشت. تفاوت مهم این دوره با برخی تجربه‌های پیشین، دست‌کم در مرحله کنونی، آن است که دولت پیش از تصمیم نهایی، سناریوها و نقاط قوت و ضعف آنها را علنی کرده است. این یعنی هنوز جا برای نقد، اصلاح، پرسش و گفت‌وگو وجود دارد؛ نه اینکه منتقدان با یک تصمیم قطعی و ابلاغ‌شده روبه‌رو باشند.

نقد کردن حق همه است؛ به‌ویژه وقتی موضوع به زندگی روزمره مردم مربوط می‌شود. اما نقدی که از واقعیت کسری بنزین آغاز نکند و فقط با عبارت‌هایی مانند «الان وقتش نیست» یا «قیمت را بالا نبرید» پایان یابد، عملاً هیچ نقشه‌ای برای فردای تأمین سوخت ارائه نمی‌کند. اگر امروز وقت مواجهه با ناترازی نیست، پس چه زمانی است؟ وقتی ذخایر تحت فشار بیشتری قرار بگیرند؟ وقتی واردات دشوارتر شود؟ یا زمانی که کمبود، خود را به شکل صف‌های طولانی و خاموش شدن نازل‌ها تحمیل کند؟ انتخاب میان سه وضعیت مطلوب نیست

یکی از سناریوهای مطرح، ادامه عرضه بنزین با قیمت‌های فعلی تا سقف تولید داخلی است؛ یعنی حدود ۱۲۰ تا ۱۲۱ میلیون لیتر در روز میان جایگاه‌ها توزیع شود و پس از پایان آن، عرضه متوقف شود. این سناریو در ظاهر جذاب است، چون قیمت تغییر نمی‌کند. اما قیمت ثابت، به معنای حل مسأله نیست؛ فقط شکل بروز بحران را تغییر می‌دهد.

در این مدل، آنکه زودتر به جایگاه برسد، بنزین می‌گیرد و آنکه دیرتر برسد، باید در صف بماند یا دست خالی بازگردد. در واقع، به جای آنکه سیاست‌گذار درباره توزیع تصمیم بگیرد، صف تصمیم می‌گیرد. راننده تاکسی، کارگری که با موتورسیکلت کار می‌کند، خانواده‌ای که در حاشیه شهر زندگی می‌کند و فردی که چند خودرو در اختیار دارد، همه در یک صف قرار می‌گیرند. نتیجه قابل پیش‌بینی است: اتلاف وقت، بازار سیاه، تشدید بی‌عدالتی و نگرانی دائمی از اینکه آیا فردا هم بنزین در جایگاه پیدا می‌شود یا نه.

آیا این همان نسخه‌ای است که منتقدانِ هرگونه تغییر پیشنهاد می‌کنند؟ اگر پاسخ مثبت است، باید صادقانه گفت که تثبیت قیمت بدون مدیریت مصرف، در نهایت می‌تواند به سهمیه‌بندی نانوشته از طریق صف و کمبود منتهی شود.

سناریوی دوم، تخصیص سهمیه مشخص به خودروها و فروش بنزین مازاد با نرخ آزاد است؛ مدلی که به دلیل تجربه ناقص کرمان، در افکار عمومی حساسیت ایجاد کرده است. این مدل دست‌کم یک مزیت دارد: صف را کاهش می‌دهد و برای بخش بزرگی از مصرف‌کنندگان، سهمیه‌ای مشخص فراهم می‌کند. اما ایرادهای مهمی هم دارد؛ مهم‌تر از همه اینکه سهمیه به خودرو می‌رسد، نه به انسان.

در کشوری که حدود ۴۷ درصد مردم خودرو ندارند و بخش بزرگی از دهک‌های پایین نیز فاقد خودرو هستند، تخصیص یارانه بر مبنای مالکیت خودرو، به معنای آن است که برخورداری از یک دارایی، معیار دریافت سهم بیشتری از ثروت عمومی شود. فردی با چند خودرو، چند سهمیه می‌گیرد و فردی که خودرو ندارد، اساساً سهمی دریافت نمی‌کند. این همان نقطه‌ای است که نقدهای اجتماعی به سناریوی دوم جدی و قابل تأمل می‌شود.

دولت نیز خود به این مسأله اذعان کرده است. اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، صریحاً گفته مدل دوم، از نظر آثار تورمی و از منظر عدالت، ایراد دارد. بنابراین، برخلاف تصویری که بعضی منتقدان می‌سازند، دولت نه‌تنها این سناریو را مصوب نکرده، بلکه نقاط ضعفش را نیز در معرض قضاوت عمومی گذاشته است. از «حق خودرو» تا «حق مردم»

سناریوی سوم، انتقال سهمیه از خودرو به افراد یا خانوارهاست؛ مدلی که در آن سهم حمل‌ونقل، حق همه مردم تلقی می‌شود، نه امتیازی وابسته به داشتن خودرو. بر مبنای توضیحات ارائه‌شده، ۳۰ میلیون لیتر برای حمل‌ونقل عمومی و وسایل نقلیه کاری در نظر گرفته می‌شود و باقی‌مانده میان همه شهروندان توزیع خواهد شد؛ به‌طوری که هر فرد ماهانه حدود ۳۰ لیتر سهم داشته باشد.

در این الگو، خانواده چهارنفره ۱۲۰ لیتر سهم دریافت می‌کند؛ چه خودرو داشته باشد و چه نداشته باشد. خانواری که کمتر مصرف می‌کند یا خودرو ندارد، سهمش را از دست نمی‌دهد و می‌تواند آن را به اعضای خانواده منتقل کند یا در سازوکار مشخص مبادله کند. این، دست‌کم در طراحی اولیه، تلاشی برای عبور از «یارانه به آهن» و رسیدن به «سهم مردم از ثروت ملی» است.

البته این مدل هم بی‌نقص نیست. سازوکار انتقال سهمیه، نحوه جلوگیری از سفته‌بازی، حمایت از رانندگان حرفه‌ای، پوشش موتورسیکلت‌های کاری، تضمین دسترسی مردم در مناطق مختلف و جلوگیری از شکل‌گیری بازارهای غیرشفاف، همه پرسش‌هایی جدی‌اند که باید پیش از اجرا پاسخ روشن بگیرند. اما تفاوت میان نقد سازنده و رویافروشی دقیقاً همین جاست: نقد سازنده می‌گوید مدل سوم را چگونه ایمن‌تر، عادلانه‌تر و اجرایی‌تر کنیم؛ رویافروشی می‌گوید اساساً هیچ تغییری لازم نیست. مسئولیت فقط متوجه مردم نیست

هیچ‌کس نمی‌تواند مردم را مقصر اصلی وضعیت امروز بداند. بخش مهمی از بنزین کشور در خودروهایی می‌سوزد که مصرف آنها ۱۰ تا ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است؛ در حالی که مصرف متعارف خودروها در بسیاری از کشورها حدود ۷ تا ۷.۵ لیتر است. اگر ناوگان خودرویی کشور در این سطح مصرف داشت، اساساً بخش بزرگی از ناترازی امروز وجود نداشت.

همزمان، حمل‌ونقل عمومی نیز سال‌ها از سرمایه‌گذاری کافی محروم مانده است. تهران بر اساس طرح جامع حمل‌ونقل به حدود ۱۱ هزار دستگاه اتوبوس نیاز دارد، اما تعداد اتوبوس فعال آن حدود ۳۳۰۰‌دستگاه اعلام شده است. نمی‌شود از مردم خواست کمتر با خودروی شخصی تردد کنند، اما برای مسیرهای طولانی، حاشیه شهرها و ساعت‌های پرتردد، جایگزین قابل اتکا فراهم نکرد.

اینها نقدهای واقعی‌اند و دولت باید به آنها توجه داشته باشد؛ همان‌گونه که خودروسازان باید پاسخ دهند چرا هزینه خودروهای پرمصرف و کم‌کیفیت را مردم و منابع عمومی کشور می‌پردازند. اصلاح بنزین، اگر فقط محدود به قیمت یا سهمیه باشد و با اصلاح خودرو، توسعه ناوگان عمومی، نوسازی موتورسیکلت‌ها، توسعه CNG و مقابله با قاچاق همراه نشود، به یک مسکن کوتاه‌مدت تبدیل خواهد شد.

اما درست بودن این نقدها، به معنای امکان تعویق دائمی مدیریت مصرف نیست. ساخت اتوبوس، نوسازی ناوگان و اصلاح صنعت خودرو، پروژه‌های میان‌مدت و بلندمدت‌اند. کسری روزانه ۱۵ میلیون لیتری اما مسأله امروز است. واقعیت را نمی‌توان سهمیه‌بندی کرد

مردم حق دارند نگران باشند؛ بنزین در زندگی کارمند، راننده، کارگر، روستایی، تاکسی‌دار و صاحب کسب‌وکار حضور دارد. دولت نیز عنوان کرده پیش از هر تصمیمی، با شفافیت کامل بگوید چه می‌خواهد بکند، چرا می‌خواهد بکند، چه کسانی متأثر می‌شوند و درآمد یا صرفه‌جویی حاصل از آن دقیقاً کجا هزینه خواهد شد.

اما منتقدان هم پاسخ دهند: راه‌حل شما برای فاصله ۱۵ میلیون لیتری تولید و مصرف چیست؟ اگر نه اصلاح قیمت، نه اصلاح سهمیه، نه محدودیت مصرف و نه واردات گسترده در شرایط فشار منابع را می‌پذیرید، پس بنزین مورد نیاز کشور از کجا تأمین خواهد شد؟

نمی‌توان همزمان خواست بنزین فراوان، ارزان و بدون محدودیت باشد، واردات هم انجام نشود؛ بودجه کشور هم تحت فشار قرار نگیرد، قاچاق هم متوقف شود، حمل‌ونقل عمومی هم توسعه یابد و هیچ تغییری هم در الگوی مصرف رخ ندهد. اینها اهداف زیبا و رویایی هستند، اما جمع شدن همه آنها بدون انتخاب‌های جایگزین، ممکن نیست.

بحث امروز، دفاع از دستکاری نرخ بنزین نیست؛ چون اساساً هنوز تصمیمی نهایی درباره قیمت گرفته نشده است. بحث، دفاع از دیدن واقعیت است. در شرایط جنگ و فشار بر منابع کشور، بستن چشم بر ناترازی بنزین و وعده ادامه وضع موجود، نه حمایت از مردم، بلکه فروختن یک رویای پرهزینه به مردم است.


۱۶ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

ایلنا: «خانه ریز» کلاهی گشاد بر سر فرودستان متقاضی مسکن؟!

به گزارش تجارت نیوز، ایلنا نوشت: خوراک، پوشاک و مسکن؛ سه نیاز بنیادین و حداقلی برای بقای هر انسان است. اما نگاهی به آمارهای رسمی، تصویری نگران‌کننده از انقباض سفره و سلب توان زیستی اقشار مزدبگیر و بازنشسته ارائه می‌دهد.

بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها در تیرماه به رقم بی‌سابقۀ ۱۲۸.۱ درصد رسید؛ یعنی هزینۀ تأمین سبد خوراکی خانوار ظرف تنها یک سال ۲.۸ برابر شد و قیمت دست‌کم ۸ قلم کالای اساسی خوراکی رشدی بالای ۱۰۰ درصد را ثبت کرد. در کنار تورم سالانۀ ۶۶ درصدی، تورم نقطه به نقطۀ ۸۷.۹ درصدی و تورم ماهانۀ ۳.۱ درصدی، دستمزد کارگران حداقل‌بگیر با تمامی مزایا همچنان به ۲۵ میلیون تومان نمی‌رسد؛ دستمزد مصوب در اسفندماه شورای‌عالی کار، تنها پاسخگوی نصف سبد معیشت همان زمان بود و امروز کاملاً زیر فشار  تورم له شده است.

در چنین شرایطی، با تبدیل خوراکی‌ها به کالاهایی طبقاتی، اوضاع اصلاً مساعد نیست؛ ضلع دیگر معیشت یعنی «مسکن» نیز مدت‌هاست از توان تأمین فرودستان و جامعۀ کارگری به طور کامل خارج شده است. طبق آمارهای رسمی، سهم مسکن در سبد هزینۀ خانوارهای شهری به ۶۰ تا ۷۰ درصد رسیده است. این رقم سنگین نشان می‌دهد مزدبگیران و مستمری‌بگیران برای پرداخت اجاره‌بهای کمرشکن، ناچار سفره‌های خود را خالی کرده و آموزش و بهداشت را کنار گذاشته‌اند.

اصل ۳۱ قانون اساسی صراحتاً می‌گوید: «داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است. دولت موظف است با رعایت اولویت برای آن‌ها که نیازمندترند به خصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصل را فراهم کند.» اما شکاف عمیق دستمزد و تورم، این حق اجتماعی را دست‌نیافتنی‌تر از همیشه کرده است.

ریشه‌های ساختاری بحران: کالایی‌سازی سرپناه و حذف حق «زیست شرافتمندانه»

این وضعیت، حاصل یک انحراف ساختاری و چنددهه‌ای است. با تسلط گفتمان تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی، سیاست‌گذاران، مسکن را از «کالای اجتماعی» و حق بنیادین، به سودآورترین دارایی سرمایه‌ای و جولانگاه سفته‌بازان تقلیل داده‌اند. مسئولان به‌جای توسعۀ متوازن گونه‌های مختلف مسکن (مانند مسکن استیجاریِ حمایتی یا حفظ خانه‌های سازمانی برای نیروی کار)، تمام تمرکز خود را بر مدل «مسکن ملکی» و واگذاری آن به مناسبات بی‌رحم بازار معطوف کرده‌اند. حتی طرح‌هایی نظیر «مسکن مهر» را هم با صدور مجوز فروش عرصه به منظور درآمدزایی دولت، به کام دلالان فرستادند؛ طرحی که با ایدۀ اولیۀ اجارۀ ۹۹سالۀ زمین جهت کنترل سوداگری در دستور کار قرار گرفته بود.

وقتی حتی نئولیبرال‌ترین اقتصادهای جهان بخش مسکن را تا این حد بی‌محابا به مکانیزم‌های سوداگرانه نسپرده‌اند، سرازیر شدن سرمایه‌ها به بهشتِ مستغلات، عملاً بخش صنعت و تولید کشور را زمین‌گیر کرده است. این رویکرد، ساخت مسکن را از «ارزش مصرفی» (تأمین سرپناه) به «ارزش مبادله‌ای» (سفته‌بازی) منحرف ساخته است.

برای نمونه، طرح «خانه ریز» یا فروش مسکن سانتی متری که اخیراً توسط شهرداری تهران در دستور کار قرار گرفته، مصداق عینی سفته بازی در حوزه مسکن است؛ هدف پشت پرده این طرح سودرسانی به بسازبفروش ها در بازار راکد مسکن به وسیله جذب و بلعیدن سرمایه های خردِ طبقات فرودست فاقد مسکن است.

مدیریت شهری تهران «خانه‌ریز» را «خرید حداقل ۱۰۰ سانتی‌مترمربع» از پروژه‌های ساختمانی با کاربری مسکونی که هنوز ساخت آن‌ها شروع نشده، تعریف کرده است؛ به این صورت که افراد که عملا متقاضیان سرمایه‌گذاری ملکی به حساب می‌آیند می‌توانند هر تعداد «خانه‌ریز» یا همان «یونیت‌های سرمایه‌گذاری» را از پروژه خریداری کنند و در طول فرآیند ساخت ساختمان تا فروش واحدهای مسکونی آن، در این بازار حضور داشته باشند.

اما فردی که ده یا بیست متر خانه می‌خرد، هیچ زمان رنگ آپارتمان خود را خواهد دید و هرگز کلید آن را تحویل نخواهد گرفت.

در مجموع، طرح شهرداری تهران، بازاری است که یک طرف آن، جمع محدودی از بسازوبفروش‌های پایتخت هستند و طرف دیگر، افرادی مرکب از «سرمایه‌گذار ملکی» و «تقاضای مصرفی خرید خانه اول».

مصطفی شریف، استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه‌ طباطبایی، با اشاره به ماهیت سرمایه‌ای مسکن و ضرورت بررسی سازوکارهای پشت طرح‌های جدید مانند خانه ریز، بر ابهام در نحوۀ اجرا، نظارت و احتمال ورود گروه‌های سوداگر و ذی‌نفوذ به این بازار تأکید می‌کند: تا جایی که مطلع شده‌ام، این اقدام نوعی سرمایه‌گذاری خرد و مشارکت در ساخت محسوب می‌شود.

او ادامه می دهد: ابهامات بسیار است؛ چه کسانی پشت این قضیه قرار دارند؟ آیا به لحاظ قانونی توان انجام این کار را دارند؟ مجری و ناظر طرح کیست؟ مسکن مولفه‌هایی دارد که باید حتماً مد نظر قرار گیرند.

شریف دربارۀ ماهیت خرید سهم‌های خرد از یک پروژۀ ساختمانی توضیح می‌دهد: اصل موضوع این است که فرد را به پرداخت مبلغی مشخص برای مشارکت در زمین و پروژه‌ای با ابعاد مشخص دعوت می‌کنند.

با این حال، او دربارۀ فرآیند ساخت و مالکیت تصریح می‌کند: اگر طی زمان ساخت پروژه، متقاضی بتواند مالکیتی نسبی کسب کند، در تأمین مسکن اثر مثبتی خواهد داشت؛ اما از آنچه در جریان این فرآیند رخ می‌دهد اطلاعی ندارم. بحث مالکیت ذینفعان در طرح خانه ریز مشخص نیست! فروش متری: راهکار استطاعت‌پذیری یا دام بورس‌بازی برای فرودستان؟

در چنین شرایطی، هر راهکاری که مدعی کاهش هزینه ورود به بازار مسکن باشد، در نگاه اول جذاب به نظر می‌رسد. «خانه ریز» هم یکی از همین ایده‌هاست؛ طرحی که منطق آن ظاهراً ساده است: اگر خرید یک آپارتمان کامل برای مردم امکان‌پذیر نیست، چرا نتوانند به اندازه توان مالی خود، بخشی از یک پروژه ساختمانی را خریداری کنند؟

در یکی از پروژه‌های اخیر که در منطقه آیت‌الله کاشانی در غرب تهران مطرح شده، منطق ظاهری طرح بر این پایه استوار است که چون خرید یک آپارتمان کامل برای بسیاری غیرممکن شده، افراد می‌توانند با خرید چند سانتی‌متر یا چند متر، با سرمایه خرد خود وارد بازار مسکن شوند.

با وجود این ظاهر فریبنده، بررسی واقعیت‌های اقتصادی این طرح، تضادهای عمیقی را آشکار می‌کند. نخستین پرسش اساسی این است: آیا خرید چند سانتی‌متر از یک پروژه ساختمانی، به معنای «خانه‌دار شدن» و تامین سرپناه است؟ میان «تامین حق مسکن» و «خرید سهم مالی از یک پروژه» دره‌ای عمیق فاصله است. خریدارِ ۵۰ سانتی‌متر، نه مالک یک واحد مسکونی است، نه قرارداد پیش‌فروش مشخصی برای سکونت دارد و نه لزوماً در پایان پروژه می‌تواند سهم خود را به یک آپارتمان قابل استفاده تبدیل کند. این طرح در واقعیت، مسکن‌سازی برای مصرف‌کننده نیست، بلکه ایجاد یک بازار سرمایه‌گذاری خُرد در زمین و ساختمان است. فروش سانتی‌متری مسکن: بلعیدن آخرین پس‌اندازهای طبقه کارگر

واکاوی مدل عرضه و فروش در «خانه ریز»، تناقضات عمیق آن را در قبال حقوق اقشار کم‌درآمد و کارگران بر مسکن شایسته آشکار می‌سازد:

۱. تفاوت «مالکیت سرپناه» با «سهام‌داری مالی»: خریدار ۵۰ سانتی‌متر، مالک یک واحد مسکونی یا دارنده‌ی سند پیش‌فروش سکونت نیست، بلکه صرفاً سهمی مالی و غیرنقدشونده در دست دارد. این مدل، مسکن‌سازی برای مصرف‌کننده و کارگر نیست، بلکه بازاری برای سرمایه‌گذاری خرد در زمین و ساختمان ایجاد می‌کند.

مصطفی شریف نیز در توضیح منطق این طرح، بر وجه سرمایه‌گذاری آن دست می‌گذارد: اصل قضیه به تجمیع سرمایه‌های خرد جهت تأمین نقدینگی پروژه و پیشبرد ساخت‌وساز بازمی‌گردد.

به این ترتیب، آنچه در قالب «خرید مسکن» به طبقۀ کارگر عرضه می‌شود، بیشتر ابزاری برای تجمیع پس‌انداز خرد مردم جهت تأمین مالی پروژه‌های ساختمانی است، نه تأمین مستقیم سرپناه.

۲. محاسبۀ ریاضی استطاعت‌پذیری؛ عدم تناسب با دستمزد کارگر: در پروژه‌ای بدون پروانۀ ساخت، قیمت هر سانتی‌مترمربع ۲ میلیون و ۱۱۹ هزار تومان (۲۱۱.۹ میلیون تومان در هر متر) تعیین شده است. یک خانوار کارگری برای خرید تنها ۱۰ متر از این پروژه، باید ۲.۲ میلیارد تومان بپردازد.

با دستمزد حداقل‌بگیریِ زیر ۲۵ میلیون تومان، خرید حتی ۱۰ متر نیازمند پس‌انداز ۱۰۰ درصدیِ حقوق نزدیک به ۸ سال است! بنابراین خرد کردن متراژ، مسکن را برای فرودستان ارزان نکرده، بلکه صرفاً آستانه‌ی ورود به بورس‌بازی را پایین آورده است.

در چنین شرایطی، خریدهای متوالیِ خرد لزوماً مسئلۀ اساسی استطاعت خرید را حل نمی‌کند. مصطفی شریف نیز تأکید می‌کند فرد در این مدل شاید طی چند سال با خریدهای مستمر به سهم چند متری برسد، اما این فرآیند خانه‌دار شدن فوری یا تضمین‌شده‌ای به همراه ندارد.

۳. انتقال ریسک ساخت به مصرف‌کنندۀ فرودست: خریدار، سرمایۀ اندک خود را وارد پروژه‌ای بدون پروانۀ ساخت می‌کند و تمام ریسک‌های تورم مصالح، تأخیرهای حقوقی و تعویق پروژه را بر دوش می‌کشد، بی‌آنکه ضمانتی برای خانه‌دار شدن داشته باشد.

شریف دقیقاً بر همین ابهام دست می‌گذارد: در این‌گونه فعالیت‌های اقتصادی، نگرانی اصلی شفاف نبودن فرآیندهای پشت پرده و مبهم بودن نتیجه‌ی نهایی است.

وی شرط ارزیابی مثبت از این طرح را اطمینان از سلامت فرآیند و جلوگیری از ورود گروه‌های سوداگر می‌داند: اگر پروژه از اطمینان لازم برخوردار باشد، در میانه راه دچار مشکل نشود و گروه‌های سوداگر وارد آن نشوند، می‌توان تا حدودی به آن اعتماد کرد.

۴. رانت و سوداگری در بازار ثانویه: ادعای جهش قیمت از ۲۲۰ به ۲۶۲ میلیون تومان (۱۹ درصد رشد) تنها یک ساعت پس از عرضۀ اولیه، این پرسش انتقادی را پیش می‌کشد: خریداران اولیه چه کسانی بوده‌اند؟ اگر سرمایه‌گذاران حرفه‌ای یا اشخاص خاص ظرفیت اولیه را بلعیده باشند، طرح «خانه ریز» عملاً ابزاری برای نوسان‌گیری دلالان از زمین‌های شهری است.

مصطفی شریف در مقام یک استاد اقتصاد، نسبت به افتادن این بازار در دام سفته‌بازی هشدار می‌دهد:

خطر اصلی، افتادن این طرح در دام سفته‌بازی و مصادرۀ آن توسط گروه‌های ذی‌نفوذ به نفع منافع شخصی است.

او تأکید دارد بدون نظارت مؤثر، نمی‌توان این طرح را راهکاری برای بحران مسکن دانست: در صورت اعمال نظارت‌های دقیق و جلوگیری از این مشکلات، طرح قابل تأیید است؛ در غیر این صورت، به دلیل ابهامات موجود نمی‌توان آن را اساساً مثبت دانست.

او دربارۀ وظیفۀ حاکمیتی شهرداری می‌افزاید: شهرداری به‌عنوان نهادی عمومی، باید از منافع عموم و خریداران خرد محافظت کند نه اینکه حامی منافع بسازبفروش ها و سرمایه داران باشد. آیا فروش متری، قیمت مسکن را کنترل می‌کند؟

یکی دیگر از ابهامات، تأثیر ورود سرمایه‌های خرد بر قیمت مسکن است. شریف در پاسخ به این پرسش که آیا ورود سرمایه‌گذاری جدید می‌تواند قیمت مسکن را بالا ببرد، می‌گوید: خیر، زیرا این طرح به ساخت‌وساز کمک می‌کند.

او با استناد به رابطۀ میان تولید و تورم توضیح می‌دهد: در دانش اقتصاد، افزایش تولید خاصیتی ضدتورمی دارد. ورود این سرمایه‌ها به فرآیند تولید مسکن، مانع از تورم‌زایی آن می‌شود.

با این حال، این گزاره تمامی نگرانی‌ها را رفع نمی‌کند؛ این استاد اقتصاد، بارها مسئلۀ اصلی را سازوکار اجرا، شفافیت، نظارت و جلوگیری از تبدیل بازار به عرصۀ سفته‌بازی می‌داند: در صورت رفع ابهامات، این اقدام می‌تواند آثار اقتصادی مثبتی برجای بگذارد. بحران مسکن و فرسایش کیفیت زندگی نیروی کار

بحران مسکن با ایجاد ابزارهای جدید برای سرمایه‌گذاری خرد حل نخواهد شد. امروز مسکن برای بخش بزرگی از مزدبگیران و بازنشستگان، نه فقط از دسترس خرید، بلکه از گردونۀ اجاره نیز خارج شده است. این بحران، خانوارها را به حاشیه‌نشینی، رانده‌شدن به شهرهای اقماری و تحمل مسیرهای طولانی رفت‌وآمد وادار می‌سازد.

مصطفی شریف با اشاره به این پیامدهای اجتماعی می‌گوید: گروهی از مردم به دلیل‌عدم استطاعت مالی در تأمین مسکن، مجبور به مهاجرت میان محله‌ها یا شهرها شده‌اند.

وی با اشاره به وضعیت کلان‌شهری چون تهران می‌افزاید: در همین کلان‌شهر تهران، جمعیت عظیمی صبح‌ها وارد و عصرها خارج می‌شوند؛ روندی که هزینه‌های سنگینی چون اتلاف سوخت و آلودگی هوا به همراه دارد.

به گفتۀ این استاد اقتصاد، بحران مسکن، کیفیت زندگی و زمان فراغت نیروی کار را نابود می‌کند: فردی که روزانه سه ساعت از زمان خود را صرف رفت‌وآمد می‌کند، توان زیست طبیعی و کیفیت زندگی خود را کاملاً از دست می‌دهد. ضرورت بازگشت به سیاست اجتماعی مسکن و تکالیف اصل ۳۱

تقلیل بحران مسکن به طرح‌های مالی‌محور خُرد نظیر «خانه ریز»، پاک کردن صورت‌مسئله و شانه خالی کردن دولت از تکالیف حاکمیتی است. برای تأمین مسکن اقشار کم‌درآمد و بازنشستگان، نمی‌توان نیروی کار را به بازار بی‌رحم مالی‌سازی و سفته‌بازی پرتاب کرد.

مصطفی شریف، راهکار اصلی را در تقویت بخش تولید و سیاست‌گذاری عمومی جست‌وجو می‌کند: تنها راهکار اقتصادی موجود، رونق تولید مسکن با قیمت مناسب، جهت خارج کردن آن از وضعیت آرزو برای اقشار کم‌درآمد است.

خروج از این بن‌بست نیازمند اقدامات بنیادی زیر است:

خروج از تک‌پایه‌ای بودن مسکن ملکی: توسعه‌ی الگوهای متنوع مسکن اجتماعی و شکستن انحصار ساخت‌وساز ملکی.

اجاره‌داری حرفه‌ای و حمایتی: تخصیص زمین رایگان به تعاونی‌های مستقل کارگری و تشکل‌های بازنشستگان جهت ساخت مسکن استیجاری با قراردادهای بلندمدت (۵ساله یا بیشتر) و کنترل قانونی سقف اجاره‌بها.

توزیع عادلانه و مالیات بازدارنده: فعال‌سازی ابزارهای مالیاتی بر خانه‌های خالی و سوداگری زمین برای کوتاه کردن دست دلالان.

شریف بر نقش دولت و دستگاه‌های عمومی در فراهم کردن زیرساخت‌ها تأکید می‌کند، هرچند مداخلۀ مستقیم دولت در ساخت‌وساز را رد می‌نماید: دولت و دستگاه‌های عمومی باید زیرساخت‌ها و تسهیلاتی نظیر زمین را فراهم سازند؛ نه اینکه خود مستقیماً به ساخت‌وساز بپردازند. رفع موانع تولید توسط مردم و بخش خصوصی، راهکار اصلی است.

در مجموع، در شرایطی که دستمزد نیروی کار و حقوق بازنشستگان، پاسخگوی اجاره و هزینه‌های ابتدایی زندگی نیست، خُرد کردن یک دارایی بزرگ به قطعات سانتی‌متری، آن را برای کارگر قابل‌خرید نمی‌کند. وقتی یک متر مسکن چندین برابر توان سالانه‌ی یک مزدبگیر قیمت دارد، تغییر واحد فروش از «آپارتمان» به «سانتی‌متر» صرفاً تغییر شکل عرضه است و هیچ سودی برای طبقه کارگر ندارد.

از این منظر، «خانه ریز» به‌جای پاسخی به حق قانونی مسکن (اصل ۳۱ قانون اساسی)، نشانه‌ای از مالی‌سازی بیشتر سرپناه و واگذاری مسئولیت دولت به پس‌اندازهای خرد خانوارهاست؛ مدلی که بدون نظارت دقیق و سازوکارهای ضدسوداگری، آخرین قطرات دستمزد نیروی کار را هم به عنوان سوخت تازه، به موتور سیری‌ناپذیر بورس‌بازی مستغلات سرازیر می کند.

منبع: ایلنا




 شمارش معکوس برای جدایی سمیعی‌نژاد/ ایمیدرو یا باشگاه تعویض مدیران؟
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

شمارش معکوس برای جدایی سمیعی‌نژاد/ ایمیدرو یا باشگاه تعویض مدیران؟

میانگین عمر مدیران ایمیدرو زیر یک سال است؛ حقیقتی تلخ که نشان می‌دهد هیچ برنامه‌ای در این سازمان فرصت اجرا پیدا نمی‌کند. از محمد آقاجانلو تا سمیعی‌نژاد، همه...

 جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!
۱۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!

جنگ با ایران را ترامپ با «هرمز و نفت» شروع کرد؛ حالا به «گوشت چرخ‌کرده» رسیده! قرار بود جنگ، معادلات انرژی را به نفع آمریکا تغییر دهد؛ اما حالا کاخ سفید برای ارزان‌کردن همبرگر، 300 هزار تن گوشت وارد می‌کند. در آستانه انتخابات، تنگه هرمز جای خود را به #همبرگر داده است!

 آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری
۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری

آرمان امروز : عبدالعظیم آق‌آتابای؛ پژوهشگر اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای تازه‌های اقتصاد به جایگاه آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران و نقد ظرفیت آن برای حل مسائل ساختاری اقتصاد کشور پرداخت. در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های هم‌زمان تورم مزمن، ناترازی‌های مالی و فشارهای ارزی روبه‌روست، بازخوانی «مکتب کلاسیک» به‌عنوان نخستین نظام نظری [ ]

 مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد

دنیای اقتصاد: سخنگوی شورای رقابت گفت: هیات عمومی دیوان عدالت اداری مصوبه شماره ۴۷۳ شورای رقابت و اصلاحات بعدی آن درباره نحوه محاسبه مبالغ پیش‌پرداخت خودرو را ابطال کرده است.

 تحرکات مشکوک در طلا و رمز ارز | بیت کوین آماده صعود است؟
۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تحرکات مشکوک در طلا و رمز ارز | بیت کوین آماده صعود است؟

قیمت جهانی طلا که مدتی در حمایت ۴ هزار دلاری متوقف مانده بود، چند وقتی است که آهسته و پیوسته رشد می کند؛ از آن طرف، در بازار رمزارزها هم تحرکاتی دیده می شود هرچند برخی تحلیلگران معتقدند که این تحرکات برای جهش قیمت‌ها در بازار رمزارز ناکافی است.

 احتمال خاموشی یا قطعی گاز در زمستان / در فصل سرد سال چه محدودیت‌هایی در انتظار مردم و صنایع است؟
۲۰ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

احتمال خاموشی یا قطعی گاز در زمستان / در فصل سرد سال چه محدودیت‌هایی در انتظار مردم و صنایع است؟

حمله به تاسیسات پارس جنوبی در حالی بخشی از ظرفیت تولید گاز کشور را از مدار خارج کرده که ایران پیش از این نیز با کسری روزانه حدود 400 میلیون مترمکعب گاز در پیک مصرف مواجه بود. حال با افزایش ناترازی، نگرانی‌ها بابت تشدید محدودیت‌ها در زمینه قطعی برق و گاز صنایع و شبکه خانگی جدی‌تر شده است.