قیمت طلا امروز




 روزنامه پیام ما / ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

انسان گـــرگِ انسان است

چند روزی بود که آتش‌بس شده بود و کمی خیالم راحت. رفته بودم خانه دوست تا به خیالم اندوهم را بتکانم و از اخبار مرگ و آوار، از این اضطرابی که مثل خوره به جانم افتاده بود دور شوم. فکر می‌کردم میان…
 انسان گـــرگِ انسان است



چند روزی بود که آتش‌بس شده بود و کمی خیالم راحت. رفته بودم خانه دوست تا به خیالم اندوهم را بتکانم و از اخبار مرگ و آوار، از این اضطرابی که مثل خوره به جانم افتاده بود دور شوم. فکر می‌کردم میان آدم‌هایی که سال‌ها کنارشان خندیده و گریه کرده بودم، می‌شود کمی آرام گرفت. می‌دانستم مواضع ما از زمین تا آسمان تفاوت دارد؛ اما با خودم می‌گفتم سکوت می‌کنم، محترمانه می‌گویم برای معاشرت آمده‌ام و قال قضیه را می‌کَنم و از یک ناهار و دورهمی لذت می‌برم.
اما همین که پایم را به خانه‌اش گذاشتم اندوهی بر اندوه‌هایم اضافه شد. کجا فکر می‌کردیم روزی به‌خاطر اختلاف عقیده بر سر مسائل سیاسی این‌همه شکاف بینمان بیفتد. همه تلاشم را کردم که بگویم آمده‌ام اینجا برای لحظه‌ای دورشدن از فضای جنگ و سیاست؛ اما کو گوش شنوا. هر بار که من از بحث فرار می‌کردم آن‌ها یقه‌ام را می‌چسبیدند و می‌کشاندند به رینگ و از هر طرف ضربه می‌زدند. کاش ضربه بود فقط، تهمت و افترا و تحقیر از هر طرف به سمتم سرازیر شد. من سکوت محض بودم. نمی‌توانستم یا بهتر است بگویم نمی‌خواستم با آن‌هایی بحث کنم که انگار مسخ شده بودند و فکر می‌کردند که حق مطلق‌اند. فکر می‌کردند تو یا با مایی یا بر ما.
تمام مدتی که روی صندلی نشسته بودم و لقمه‌های غذا را به‌زور فرومی‌دادم، حس می‌کردم روی زغال داغ نشسته‌ام. بغضی سمج گلویم را چسبیده بود و هرچه می‌خواستم آرام بمانم، نمی‌شد. تمام این هیاهو برای چه بود؟ اگر به من باشد می‌گویم برای هیچ. من فقط گفته بودم جنگ نمی‌خواهم. چون از موضعی شخصی حرف می‌زدم؛ از ترس‌هایم، از اضطرابی که شب‌ها نمی‌گذارد راحت بخوابم، از معیشتی که زیر سایه جنگ فرومی‌پاشد، از جان‌های عزیزی که زیر آوار می‌مانند.
اما برای آن‌ها، جان آدم‌ها انگار فقط عدد بود. هزار، دو هزار، سه هزار نفر؛ اعدادی بودند که به نظرشان چیزی نبود در مقایسه با کشته‌های دی‌ماه، انگار مرگ را می‌شد روی ترازو گذاشت و سبک‌وسنگین کرد. با اطمینان از «نقطه‌زنی» حرف می‌زدند، از اینکه هیچ بی‌گناهی کشته نشده، از اینکه تعداد کشته‌ها «کم» بوده. همان جا بود که فهمیدم بحث دیگر فقط اختلاف عقیده نیست؛ چیزی درون آن‌ها به نام انسانیت از بین رفته بود. توی سرم این جمله می‌چرخید: انسان گرگ انسان است.
من یک نفر بودم در مقابل چهار نفر. انگار …



 هشدار سفیر ایران: آمریکا خطر مسابقه تسلیحاتی در فضا را تشدید می‌کند
۱۰ دقیقه قبل / سایت جماران

هشدار سفیر ایران: آمریکا خطر مسابقه تسلیحاتی در فضا را تشدید می‌کند

چند روزی بود که آتش‌بس شده بود و کمی خیالم راحت. رفته بودم خانه دوست تا به خیالم اندوهم را بتکانم و از اخبار مرگ و آوار، از این اضطرابی که مثل خوره به جانم افتاده بود دور شوم. فکر می‌کردم میان…

 واکنش رابرت مالی به اعلام جنگ اقتصادی آمریکا: ایران تسلیم نخواهد شد
۱۴ دقیقه قبل / سایت جماران

واکنش رابرت مالی به اعلام جنگ اقتصادی آمریکا: ایران تسلیم نخواهد شد

چند روزی بود که آتش‌بس شده بود و کمی خیالم راحت. رفته بودم خانه دوست تا به خیالم اندوهم را بتکانم و از اخبار مرگ و آوار، از این اضطرابی که مثل خوره به جانم افتاده بود دور شوم. فکر می‌کردم میان…

 پیش‌بینی عجیب آیت الله مجتبی خامنه ای درباره دور جدید جنگ!
۱۵ دقیقه قبل / سایت افکارنیوز

پیش‌بینی عجیب آیت الله مجتبی خامنه ای درباره دور جدید جنگ!

چند روزی بود که آتش‌بس شده بود و کمی خیالم راحت. رفته بودم خانه دوست تا به خیالم اندوهم را بتکانم و از اخبار مرگ و آوار، از این اضطرابی که مثل خوره به جانم افتاده بود دور شوم. فکر می‌کردم میان…

 تصمیم نهایی آمریکا درباره آغاز جنگ علیه ایران
۲۶ دقیقه قبل / سایت برترینها

تصمیم نهایی آمریکا درباره آغاز جنگ علیه ایران

چند روزی بود که آتش‌بس شده بود و کمی خیالم راحت. رفته بودم خانه دوست تا به خیالم اندوهم را بتکانم و از اخبار مرگ و آوار، از این اضطرابی که مثل خوره به جانم افتاده بود دور شوم. فکر می‌کردم میان…

 بخش اعظم جنگ دشمن در عرصه شناختی و رسانه‌ای است
۳۰ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

بخش اعظم جنگ دشمن در عرصه شناختی و رسانه‌ای است

چند روزی بود که آتش‌بس شده بود و کمی خیالم راحت. رفته بودم خانه دوست تا به خیالم اندوهم را بتکانم و از اخبار مرگ و آوار، از این اضطرابی که مثل خوره به جانم افتاده بود دور شوم. فکر می‌کردم میان…