اقیانوسها تنها پهنههایی وسیع از آب نیستند؛ آنها یکی از مهمترین تنظیمکنندههای چرخه کربن و اقلیم زمین به شمار میروند. در این میان، «پمپ بیولوژیک کربن» مجموعهای از فرآیندهای زیستی و بیوژئوشیمیایی است که کربن تثبیتشده در سطح اقیانوس را به لایههای میانی، اعماق آب و در مواردی به رسوبات کف دریا منتقل میکند.
بر اساس برآوردهای مطرحشده در این گزارش، سالانه حدود ۱۰.۲ گیگاتن کربن به بخشهای داخلی اقیانوس انتقال مییابد. با این حال، همه کربن تولیدشده به کف دریا نمیرسد؛ بخش مهمی از آن در ستون آب توسط میکروارگانیسمها تجزیه و دوباره به کربن معدنی تبدیل میشود.
سه مرحله اصلی پمپ بیولوژیک
عملکرد این پمپ را میتوان در سه مرحله اصلی توضیح داد: ۱. تثبیت کربن در لایه نورگیر
در لایه فوتیک یا نورگیر اقیانوس، فیتوپلانکتونها با استفاده از فتوسنتز، دیاکسیدکربن محلول را به مواد آلی تبدیل میکنند. این فرآیند علاوه بر تولید زیستتوده، پایه زنجیره غذایی دریایی را شکل میدهد.
دیاتومهها، سیانوباکتریها و کوکولیتوفورها از گروههای مهم فیتوپلانکتونی هستند. ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی این موجودات، از جمله اندازه سلول و نوع پوسته، بر سرنوشت کربن تولیدشده اثر میگذارد. ۲. تجمع و سقوط ذرات
بخشی از زیستتوده فیتوپلانکتونی از طریق تغذیه زئوپلانکتونها، مرگ موجودات و تولید پلتهای مدفوعی به ذرات بزرگتر تبدیل میشود. این ذرات که در مجموع بخشی از «برف دریایی» را تشکیل میدهند، تحت تأثیر نیروی گرانش به سمت اعماق حرکت میکنند.
هرچه ذرات بزرگتر، متراکمتر و سنگینتر باشند، احتمال عبور آنها از لایههای سطحی و انتقال کربن به عمق بیشتر میشود. پلتهای مدفوعی زئوپلانکتونها نیز یکی از مسیرهای مهم فشردهسازی و صادرات کربن به شمار میروند. ۳. معدنیشدن مجدد و ترسیب
در مسیر سقوط، باکتریها و دیگر موجودات ریز، بخشی از مواد آلی را تجزیه میکنند. در این فرآیند، کربن آلی دوباره به کربن معدنی محلول تبدیل میشود. این مرحله «معدنیشدن مجدد» نام دارد.
بخشی از ذرات نیز از تجزیه در ستون آب جان سالم به در میبرند و به رسوبات کف اقیانوس میرسند. دفن این کربن در رسوبات، یکی از ماندگارترین شکلهای ذخیرهسازی کربن در چرخه زمین است. چهار مخزن مهم کربن در اقیانوس
کربن اقیانوسی در شکلهای مختلف وجود دارد و هرکدام از این شکلها نقش متفاوتی در چرخه کربن ایفا میکنند: content_copy مخزن اندازه تقریبی نقش در چرخه کربن کربن معدنی محلول (DIC) حدود ۳۸ هزار پتاگرم کربن بزرگترین مخزن کربن اقیانوسی و شامل دیاکسیدکربن و بیکربنات کربن آلی محلول (DOC) حدود ۶۶۲ پتاگرم کربن شامل کربنهای با ماندگاری کوتاهمدت تا بسیار طولانی کربن آلی ذرات (POC) حدود ۲.۳ پتاگرم کربن حامل اصلی انتقال گرانشی کربن به اعماق کربن معدنی ذرات (PIC) حدود ۰.۰۳ پتاگرم کربن عمدتاً شامل کربنات کلسیم و مؤثر در سنگینکردن ذرات
اگرچه حجم POC در مقایسه با DIC بسیار کوچکتر است، نرخ گردش آن بالاست و به همین دلیل در صادرات سریع کربن نقش مهمی دارد. DOC نیز میتواند از طریق جابهجایی افقی و انتقال فیزیکی، بخشی از کربن را به لایههای دورتر و عمیقتر منتقل کند. نقش مواد معدنی در انتقال کربن
«فرضیه مواد وزنی» بر این اساس استوار است که مواد معدنی سنگین میتوانند با افزایش چگالی تجمعات ذرات، سرعت سقوط آنها را بالا ببرند. کربنات کلسیم و سیلیس زیستی از جمله موادی هستند که در این فرآیند نقش دارند.
کربنات کلسیم، با وجود نقش مهم خود در سنگینکردن ذرات، اثر دوگانهای بر چرخه کربن دارد. تشکیل پوستههای آهکی توسط برخی جانداران دریایی میتواند در سطح آب به آزاد شدن دیاکسیدکربن و کاهش قلیائیت منجر شود؛ به همین دلیل از این فرآیند گاهی با عنوان «پمپ کربنات» یا «پمپ معکوس» یاد میشود.
در مقابل، همین پوستهها پس از مرگ جانداران میتوانند به عنوان ماده وزنی، سقوط ذرات آلی را تقویت کنند. بنابراین، اثر خالص کربنات کلسیم به محل تشکیل، عمق انتقال و سرنوشت ذرات وابسته است. از فیتوپلانکتونها تا نهنگها
پمپ بیولوژیک حاصل فعالیت یک گروه زیستی خاص نیست، بلکه نتیجه تعامل میان موجودات مختلف اقیانوس است. دیاتومهها: با تولید پوستههای سیلیسی، میتوانند تجمعات نسبتاً سنگینی ایجاد کنند. کوکولیتوفورها: با ساخت صفحات کربنات کلسیم، هم در چرخه کربنات نقش دارند و هم به وزندهی ذرات کمک میکنند. زئوپلانکتونها: از طریق تغذیه، خردکردن ذرات و تولید پلتهای مدفوعی، مسیر انتقال کربن را تغییر میدهند. باکتریها و ویروسها: با تجزیه یا لیز سلولی، میان کربن ذرات و کربن محلول جابهجایی ایجاد میکنند. پستانداران دریایی: با انتقال مواد مغذی به لایههای سطحی میتوانند بر تولید اولیه فیتوپلانکتونی اثر بگذارند. با این حال، اندازه این اثر در مناطق مختلف یکسان نیست و باید بر اساس شواهد محلی ارزیابی شود. تغییرات اقلیمی چگونه پمپ بیولوژیک را تهدید میکند؟
گرمایش اقیانوسها موجب تقویت لایهبندی حرارتی آب میشود. در چنین شرایطی، اختلاط میان آبهای سطحی و عمقی کاهش مییابد و ورود مواد مغذی از اعماق به لایه نورگیر دشوارتر میشود.
این تغییر میتواند ترکیب جوامع فیتوپلانکتونی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. کاهش فراوانی یا پراکنش گونههای بزرگتر، مانند برخی دیاتومهها، ممکن است کیفیت صادرات ذرات و سرعت انتقال کربن به اعماق را کاهش دهد.
اسیدی شدن اقیانوسها نیز تشکیل پوستههای کربناتی را برای برخی موجودات دشوار میکند. کاهش تولید کربنات میتواند هم بر تنوع زیستی اثر بگذارد و هم نقش مواد وزنی را در انتقال ذرات تغییر دهد. از سوی دیگر، افزایش دما ممکن است فعالیت میکروبی و معدنیشدن مجدد را در لایههای بالاتر افزایش دهد و سهم کمتری از کربن به اعماق برسد.
پیشبینیهای مربوط به کاهش زیستگاه دیاتومهها یا کوکولیتوفورها، از جمله ارقام مطرحشده برای گونههای C. diadema و E. huxleyi، به مدل اقلیمی، بازه زمانی، منطقه جغرافیایی و روش مطالعه وابسته است و باید همراه با منبع علمی دقیق منتشر شود. نسبت f و ضرورت پایش اقیانوس
یکی از شاخصهای مهم برای مطالعه کارایی پمپ بیولوژیک، «نسبت f» است. این شاخص، سهم تولید جدید را از کل تولید اولیه نشان میدهد و به پژوهشگران کمک میکند برآورد کنند چه میزان از کربن تولیدشده میتواند از چرخه بازچرخانی سطحی خارج شود.
برای پایش این فرآیند از ابزارهای مختلفی استفاده میشود: سنجش از دور ماهوارهای برای بررسی تولید اولیه؛ گلایدرها و وسایل نقلیه خودکار دریایی برای اندازهگیری تغییرات عمقی؛ تلههای رسوبی برای سنجش جریان ذرات؛ ابزارهای نوری و زیستژئوشیمیایی برای مطالعه برف دریایی و فعالیت میکروبی.
پژوهشهای آینده باید بر تعیین زمان ماند کربن در اعماق، نقش جریانهای افقی در انتقال DOC و واکنش جوامع میکروبی به تغییرات اقلیمی تمرکز کنند. پیامدهای سیاستی
حفاظت از اقیانوسها بخشی از سیاست اقلیمی و توسعه پایدار است. حفاظت از تنوع زیستی دریایی، کاهش فشارهای ناشی از آلودگی و صید بیرویه، و پایش مستمر تغییرات دما و اسیدیته میتواند به حفظ کارایی پمپ بیولوژیک کمک کند.
با این حال، تقویت طبیعی پمپ اقیانوسی نباید جایگزین کاهش مستقیم انتشار گازهای گلخانهای شود. سلامت اکوسیستمهای دریایی میتواند ظرفیت طبیعی جذب و ذخیره کربن را حفظ کند، اما کنترل گرمایش جهانی همچنان به کاهش انتشار در منبع وابسته است.
پمپ بیولوژیک اقیانوس، چرخهای پیچیده و شکننده است که از فعالیت فیتوپلانکتونها در سطح آب آغاز میشود و به فرایندهای میکروبی، معدنی و فیزیکی در اعماق ادامه مییابد. شناخت دقیق این چرخه برای پیشبینی آینده اقلیم، مدیریت محیط زیست دریایی و طراحی سیاستهای توسعه پایدار ضروری است.









