زمین هیچگاه ایستا نبوده است. پیش از آنکه انسان برای جهان نام بگذارد، جهان بارها چهره عوض کرده بود؛ دریاها پیشروی و پسنشینی کرده بودند، کوهستانها برآمده و فرسوده شده بودند، اقلیمها دگرگون شده و گونهها در چرخهای طولانی از ظهور و زوال، جای یکدیگر را گرفته بودند. بنابراین، تغییر نه حادثهای متعلق به روزگار ما، بلکه یکی از بنیادیترین ویژگیهای تاریخ زمین است. مسئله از جایی دیگر آغاز میشود؛ از ظهور موجودی که نهتنها ناگزیر بود خود را با محیط سازگار کند، بلکه بهتدریج توانایی آن را یافت که بخشی از محیط را نیز مطابق نیازهای خود دگرگون کند.
انسان در برابر طبیعت پدیدار نشد؛ درون طبیعت زندگی میکرد. آب، غذا، دما، پناهگاه و دسترسی به منابع، حدود امکان زیستن او را تعیین میکردند. اما در مسیر تکامل فرهنگی و فناوری، امکان دیگری شکل گرفت: انسان توانست بخشی از محدودیتهای محیطی خود را نهفقط از طریق تغییر زیستی، بلکه با ساختن ابزار، انتقال تجربه، سازماندهی جمعی و دگرگونکردن محیط پیرامون جابهجا کند. …












