اسماعیل کهرم، پیشکسوت محیط زیست، نیز در این مراسم از خلاقیت و هنر اسکندر فیروز در تأسیس نهادهای محیطزیستی گفت. او بیان کرد: «ملاقات با آقای فیروز از سال ۱۳۵۲ را مانند ملاقات با شخصیتهای علمی و هنری میدانستم و میدانم. میدانید فرق علم و هنر چیست؟ اگر نیوتن قانون جهانی جاذبه را کشف نمیکرد، دیگری این کار را انجام میداد. زمان میگذشت و سرانجام جاذبه کشف میشد؛ اما اگر فردوسی شاهنامه را نمیسرود، این اثر هرگز سروده نمیشد. تشکیل یک سازمان فقط کاری علمی نیست، بلکه کاری هنری نیز به شمار میرود. پنجاه، شصت سال پیش و در میان جمعیتی که نگاهشان به طبیعت و حیوانات مشخص بود، ایجاد چنین تشکیلاتی هم به علم و تفکر علمی نیاز داشت و هم به هنر. اگر جناب فیروز نبود، باور کنید سازمانی با این کیفیت در آن سالها به وجود نمیآمد.»
کهرم به خاطرهای اشاره کرد که در محفلی از اسکندر فیروز خواسته بودند درباره محیط زیست صحبت کند. او افزود: «ایشان گفتند: قرار نبود دریاچه ارومیه خشک شود! چه کسی اجازه این کار را داد؟ قرار نبود این همه تالاب که در معرض خطر هستند، چنین سرنوشتی داشته باشند! از بیتوجهی کسانی که در بخش امور تالابها و دریاچهها بودند، گله داشتند و میگفتند: ۱۵۳ تالابی را که ما با جان و دل و مشکلات فراوان حفظ کرده بودیم، چگونه به این وضع درآوردند و چه کسی اجازه این کار را داد؟ البته با وجود این ناسپاسی، روحیهاش را از دست نداد. شخصیتش همچنان مانند درختان مقاوم بود و راست ایستاد. امروز میبینم که در صدمین سالروز تولد مبارکش، شما عزیزان آمدهاید و به حضورتان افتخار میکنم.» مدیر بیتشریفات
هوشنگ ضیایی، پیشکسوت محیط زیست، نیز در سخنرانی خود از خاطرات سفرهایش با اسکندر فیروز گفت: «من آقای فیروز را از سال ۱۳۳۷ میشناسم. آن زمان مجلهای به نام «شکار و طبیعت» منتشر میشد و آقای فیروز مقالههایی درباره شکار، اسلحه و شیوه شکار مینوشت. پس از مدتی دیدم رویه آقای فیروز تغییر کرده است؛ عکسهایی از طبیعت و حیاتوحش منتشر میکرد و درباره دوربینی که با آن عکس گرفته بود، لنز، فاصله و دیافراگم توضیح میداد.»
بهگفته ضیایی، یکی از رویکردهای فیروز این بود که از شکارچیان، عکاس و دوستدار طبیعت بسازد. او سپس به بیان خاطراتی از دوران ریاست اسکندر فیروز بر سازمان حفاظت محیط زیست پرداخت و افزود: «وقتی ایشان به مناطق تحت مدیریت محیط زیست میآمد، هیچ تشریفاتی در کار نبود. ساعتها با محیطبانها مینشست و صحبت میکرد. برای مثال، یک بار به دریاچه پریشان آمد و خیلی دوست داشت پرندهها را ببیند. صبح زود برای عکاسی رفت. یک کومه استتار برای آقای فیروز ساختیم و ایشان مشغول عکاسی شد. نزدیک ظهر و وقت ناهار شد، اما آقای فیروز نیامد. ساعتها گذشت و اعضای گروه گرسنه بودند. چند ساعت بعد، ناگهان همه پرندهها پرواز کردند. آقای فیروز آمد و گفت: این پرندهها چرا پرواز کردند؟ عقاب یا پرنده شکاریای در اطراف نبود! بعدها یکی از محیطبانها گفت: ما گرسنه بودیم. من عمداً به داخل نیزار رفتم و کاپشنم را به هوا پرتاب کردم. پرندهها پرواز کردند تا آقای فیروز مجاب شود بیاید و غذا بخوریم.» یک ساعت از یک عمر
«مجتبی میرطهماسب»، تهیهکننده فیلم «یک ساعت از یک عمر»، نیز در این شب بخارا از فرازونشیبهای ساخت این مستند گفت: «من بهنمایندگی از سینما به ماجرای محیط زیست پیوند خوردهام و این افتخار را دارم که به دو دلیل، یکی فیلمی تمامشده و دیگری فیلمی ناتمام، امروز در خدمت شما باشم. آذرماه سال گذشته، به پیشنهاد آقای «محمد درویش»، قرار شد بهمناسبت صدمین سالروز تولد اسکندر فیروز فیلمی تهیه کنیم. چند ایده هم پیدا کردیم. بعدتر اتفاقات بسیاری افتاد؛ جنگ و قطعی اینترنت پیش آمد و ارتباط ما با خانم ایران اعلا ممکن نشد.»
بهگفته او، فیلمی که به کارگردانی «رخشان بنیاعتماد» درباره زندگی اسکندر فیروز ساخته شده، به سال ۱۳۹۲ بازمیگردد. او ادامه داد: «در آن سالها، فارغ از این فجایع و خشکسالیها، هوای تهران بسیار آلوده بود. با خانم بنیاعتماد صحبت کردیم تا کاری جدیتر درباره فجایع محیطزیستی انجام دهیم و پژوهش برای ساخت فیلم مستندی بلند را آغاز کردیم. در آن دوره، از آقای محمد درویش و «مژگان جمشیدی»، روزنامهنگار محیط زیست، دعوت کردیم به جلسات هفتگی پژوهشی ما و گروه خانم بنیاعتماد ملحق شوند. در همان مقطع با خانم «مهلقا ملاح» نیز گفتوگو داشتیم. آقای درویش به ما گفت آقای فیروز به ایران آمده است. همراه گروه به دیدار ایشان رفتیم و گفتوگویی صمیمانه شکل گرفت. پس از مدتی، خانم بنیاعتماد بهدلیل علاقه و احترامی که برای خانم ملاح و آقای فیروز قائل بود، پیشنهاد کرد این دو موضوع را در قالب دو فیلم مستقل تدوین کنیم. خوشاقبالی ما و، طبق معمول، ریزبینی خانم بنیاعتماد سبب شد این افتخار نصیبمان شود که ساعاتی با ایشان محشور شویم. خوشحالیم که توانستیم سهم کوچکی در محیط زیست داشته باشیم.» دنیای محیط زیست در کتاب خاطرات فیروز
ابراهیم عامل محرابی، مترجم کتاب خاطرات اسکندر فیروز به زبان انگلیسی، آخرین سخنران این نشست بود. او گفت: «با آغاز ترجمه کتاب، دنیایی به رویم گشوده شد. بیش از چهار میلیارد سال است که پدیدهای به نام محیط زیست داریم؛ بستری که حیات در آن بالنده میشود و ما باید از آن و از زمین حفاظت کنیم.» بهگفته او، نکته جالب این است که محیط زیست طی این چهار میلیارد سال آموخته است خود را ترمیم کند. عامل محرابی اضافه کرد: «این ترمیم فقط به این شرط اتفاق میافتد که پشت آن یک شعور منفی نباشد؛ زیرا ضربههایی که ما از روی نادانی به محیط زیست وارد میکنیم، جبرانناپذیر است.»
طبیعت بهعنوان میراث ملی؛ درس «اسکندر فیروز»
وطنپرست بود؛ در عمیقترین مفهومش
معمار حفاظت از طبیعت ایـــــــــران









