اگر بگویم از همان ابتدا میخواستم روزنامهنگار تحقیقی شوم، فکتها را بررسی کنم و روایتهای پذیرفتهشده را به چالش بکشم، راست نگفتهام. من با چنین تصویر روشنی وارد روزنامهنگاری نشدم. اما زمان زیادی نگذشت که اهمیت این ایدهها را فهمیدم و کمکم بهدنبال سوژهها و قالبهایی رفتم که با این تلقی از روزنامهنگاری سازگارتر بودند.
هرچه پیشتر رفتم، بیشتر متوجه شدم که فضای چندانی برای چنین کاری وجود ندارد. کمتر رسانهای حاضر است برای تهیه یک گزارش تحقیقی سه یا شش ماه صبر کند و هزینه آن را بپردازد. پاسخ معمولاً روشن است: اقتصاد رسانه چنین اجازهای نمیدهد. این پاسخ نادرست نیست؛ بحران اقتصادی رسانهها واقعی و تعیینکننده است. بااینحال، هنوز از خودم میپرسم: آیا همهچیز را میتوان با اقتصاد رسانه توضیح داد؟ آیا نمیشد و هنوز هم نمیشود برای گشودن فضای بیشتری به روی روزنامهنگاری تحقیقی کاری کرد؟ …












