چنین تجربیاتی از رویارویی با اشکال مختلف توسعه پایدار، برای عسگری دستمایه ساخت پادکست «رضونانس» است. او در مورد شروع پروژه «رضونانس» به «پیام ما» میگوید: «از اواخر دوره سربازی در سال ۱۴۰۰ بود که ایده ساخت پادکستی با محوریت زندگی پایدار به ذهنم رسید؛ ایدهای که برگرفته از تجربه زیستهام در ارتباط و آشنایی با افراد و مفاهیمی بود که به زندگی بهمثابه عنصری جمعی و نه فردی مینگریستند؛ زندگیای که سیاره زمین را برای تمامی موجوداتش، از انسان، جانوران و گیاهان، زیستپذیر بکند.»
به گفته عسگری، پایداری با آگاهی جمعی، ارائه راهحل، کار عملی، شبکهسازی و تعامل محقق میشود و رسانه یکی از ابزارهای تحقق چنین هدفی است. در بین اشکال مختلف رسانه هم، پادکست بهعنوان رسانهای فراگیر و در دسترس، انتخاب اول او برای تولید محتوا است؛ محتوایی که طی سفرهای عسگری به شهرهای مختلف و در محل زندگی فرد موردنظر ضبط شده و نمود عملی گزاره «جهان بهمثابه یک استودیو» بهحساب میآید.
در برخی از اپیزودها، عسگری میزبان مهمانان پادکست در استودیو سبز هنری است؛ استودیویی که بر مبنای توسعه پایدار ساخته شده و عسگری در مورد شکلگیریاش میگوید: «ازآنجاییکه این روزها مفاهیمی همچون توسعه پایدار بهشدت گرفتار شعارزدگی هستند، دوست داشتم این مفهوم را نهفقط در نوع محتوای تولیدی، که در تکتک ارکان زندگیام جاری بکنم. بنابراین، زمین کشاورزی خانوادگی که داشتیم را بهشکل باغچهای درآوردم که تنفسگاه نامیدمش.»
«تنفسگاه»، عنوان اپیزود اول این پادکست هم است: «با ساختن سازه ابرخشت که مبتنی بر معماری پایدار است، استودیو سبز هنری را دایر کردم. کارهای تدوین پادکست و ضبط برخی از اپیزودها هم در همین استودیو انجام میشود.» زنجیره مهمانها و سوژهها
عبارت «شبکه میسیلیومی»، گزاره پرتکراری در پادکست «رضونانس» است. عسگری از مفهوم شبکه قارچی برای چگونگی انتخاب سوژه و مهمانان پادکست هم استفاده میکند: «انتخاب سوژه برای هر شماره پادکست مبتنی بر چارچوب ازپیشتعیینشدهای نیست. از دل هر اپیزود، سوژه و مهمان اپیزود بعدی خلق میشود. در سهگانه آب، از دل اپیزود قنات، مهمان اپیزود آبخوانداری خلق شد و سپس به اپیزود تالاب رسید. این زنجیره، شبکهای از افراد و گروههای فعال در حوزه زیست پایدار را به هم وصل میکند.»
شبکهای که به گفته عسگری، مبنای همکاریهای بعدی «رضونانس» با مهمانان پادکست است. برخلاف سایر پادکستها که برای دوام و تأمین هزینههای پادکست، سازوکار اسپانسرشیپی را دنبال میکنند، در «رضونانس» ماندگاری پادکست بر مبنای رابطه همکاری با مهمانان است؛ رویهای که امکان مشارکت مهمانان پادکست با استودیوی سبز و سایر اعضای این شبکه از زندگی پایدار را فراهم میسازد.
عسگری کمیت و کیفیت بازخورد مخاطبان نسبت به مفاهیم دیربازده اما ماندگار توسعه پایدار را چنین شرح میدهد: «از ابتدای ساخت رضونانس، تعداد مخاطب اولویت من نبود؛ چراکه محتوای رضونانس هم محتوای پرمخاطبی نیست. برخلاف اغلب پادکستهای فارسی، من بهدنبال افراد معروف و شناختهشده نیستم، بلکه اتفاقاً بهدنبال افرادی هستم که بعضاً حتی نزدیکانشان هم از اهمیت کار آنها اطلاعی ندارند. بنابراین، همین تعداد تقریبی ۱۲ هزار مخاطبی که در پلتفرمهای مختلف رضونانس را دنبال میکنند، رضایتبخش است. نکته دیگر، شکل بازخورد و ارتباطاتی است که در پی هر اپیزود رخ میدهد.»
پرداختن به سوژههای مختلفی که با نخ تسبیح زیست پایدار به هم وصل میشوند، سبب شده است این پادکست تازهنفس مخاطبان متفاوتی داشته باشد. به باور عسگری، مخاطبان فارسیزبان خارج از ایران بهواسطه جغرافیا و شرایط زندگیشان با مفاهیم توسعه پایدار آشنایی بیشتری دارند و اتفاقاً برایشان مایه مسرت و شگفتی است که در ایران پادکستی با این محوریت تولید میشود. حفظ ارتباط با مخاطب بعد از قطعی اینترنت
طی دو سالی که از تولید «رضونانس» میگذرد، ایران یکی از طولانیترین دورههای اختلال و محدودیت اینترنت را در جهان تجربه کرده است. عسگری در مورد چگونگی تداوم ارتباط با مخاطب پس از قطعیهای مکرر اینترنت به «پیام ما» میگوید: «برای بارگذاری پنج شماره نخست رضونانس از بستر «انکر» استفاده کردم؛ بستری که خارج از کشور بود و مبتنی بر اینترنت بینالملل فعالیت داشت. بنابراین، در زمان قطعی اینترنت جهانی فعال نبود. بااینحال، بهدلیل تحریمها و سازوکارهای این پلتفرم، تصمیم گرفتم از یک بستر داخلی به نام «دادکست» استفاده کنم.»
هرچند این تصمیم پیش از قطعی اینترنت گرفته شده بود، اما به تداوم ارتباط با مخاطبان کمک کرد: «در دورهای که دسترسی به اینترنت جهانی با اختلال مواجه بود، در بارگذاری و شنیدن اپیزودها توسط مخاطبان مشکلی نداشتم؛ زیرا امکان شنیدن اپیزودها برای مخاطبان داخل کشور از طریق اینترنت داخلی و برای مخاطبان خارج از کشور از طریق گوگل فراهم بود. از طرفی، بهخاطر شرایط جنگ، در دوران قطعی اینترنت مخاطبان بیشتری هم به پادکست اضافه شد.»
شاید یکی از نکات قابلتوجه «رضونانس» این باشد که این پادکست عملاً بر دوش یک نفر پیش میرود. عسگری میگوید پیداکردن سوژهها، سفر و ضبط میدانی، انجام گفتوگوها، تدوین صدا، طراحی گرافیک اپیزودها، انتشار در پادگیرها و حتی مدیریت شبکههای اجتماعی پادکست را خودش بهتنهایی انجام میدهد. او معتقد است: «در دورهای زندگی میکنیم که یک نفر با دسترسی به اینترنت و ابزارهای ساده تولید محتوا میتواند کاری را پیش ببرد که پیشتر به یک مجموعه رسانهای نیاز داشت.»









