احتمالاً کسی که فقط میخواهد باک خودرویش را پر کند، کاری ندارد نام دقیق این سیاست چیست؛ کدینگ است، مدیریت مصرف است یا شیوهای تازه برای توزیع سوخت. او فقط میخواهد بداند چرا قاعده تغییر کرده و این تغییرها قرار است تا کجا ادامه پیدا کنند. من هم در این متن نمیخواهم اصل کدینگ را به محکمه ببرم. حتی نمیتوانم بگویم این طرح شکست خورده است. شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی از کاهش مصرف و قاچاق گفته و اجرای طرح را اثربخش دانسته است. اما همینجا پرسشی وجود دارد که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت: کاهش مصرف دقیقاً چه چیزی را ثابت میکند؟
اگر مصرف بنزین ۱۴ میلیون لیتر کاهش یافته، چه میزان از آن، بنزینی بوده که پیشتر از شبکه توزیع خارج میشده و چه میزان، حاصل دشوارتر شدن دسترسی مصرفکنندگان قانونی بوده است؟ مردم در این آزمایش چند کیلومتر مسیر اضافه پیمودهاند، چند ساعت در انتظار ماندهاند و چند بار سردرگم شدهاند؟ شاید پاسخ همه این پرسشها در گزارشهایی وجود داشته باشد؛ مسئله این است که شهروندی که هزینه این سیاست را در زندگی روزمرهاش احساس کرده، بهسادگی به آن گزارشها دسترسی ندارد.
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که دستگاه مجری از «اثربخشی بالا» سخن میگوید و مدتی بعد، استاندار کرمان اعلام میکند مصوبهای که مبنای آغاز کدینگ بوده، در پایان سال ۱۴۰۳ لغو شده است. پس بالاخره در کدام مرحله از این آزمایش ایستادهایم؟ طرح موفق بوده است؟ پایان یافته؟ اصلاح شده؟ یا قرار است با شکل و نام دیگری ادامه پیدا کند؟
شاید ایراد کار همینجاست. ما گاهی «پایلوت» را با «موقت» اشتباه گرفتهایم؛ وضعیتی موقت که میتواند آنقدر ادامه پیدا کند تا دیگر کسی به یاد نیاورد نقطه پایان آن کجا بوده است.
آزمایش قرار است چیزی به ما بیاموزد. باید پیش از آغاز بدانیم چه چیزی را میسنجیم، موفقیت را با چه معیاری ارزیابی میکنیم و چه زمانی درباره ادامه یا توقف طرح تصمیم میگیریم. تغییر دادن یک طرح آزمایشی ایرادی ندارد؛ اصلاً برای همین آزمایش میکنیم. ایراد آنجاست که طرح را تغییر دهیم، اما نگوییم چه آموختهایم. این فقط قصه بنزین نیست.
کرمان در دو دهه گذشته بارها پایلوت سیاستهای ملی بوده است. بعضی از این طرحها احتمالاً برای استان فرصت ساختهاند و برخی نیز بعدها در سراسر کشور توسعه یافتهاند.
بنابراین قرار نیست علیه انتخاب کرمان بهعنوان پایلوت شورش کنیم. شاید حتی باید از ورود زودتر فناوری، سرمایه و زیرساخت استقبال کرد. اما مگر مردم یک استان فقط محل اجرای سیاستاند؟ آیا حق ندارند بدانند چرا استانشان انتخاب شده، چه هزینهای پرداختهاند و نتیجه چه بوده است؟ شکست یک طرح آزمایشی هم فاجعه نیست. اگر سیاستی نتیجه نداده و متوقف شده است، آگاهی از همین ناکامی میتواند دستاورد آزمایش باشد. آنچه نگرانکننده است، شکست نیست؛ ناپدید شدن نتیجه است. کرمان نباید فقط جایی باشد که روبان آغاز طرحها را در آن میبُرند. شاید وقت آن رسیده است هر بار که کنار نام استان، واژه «پایلوت» نوشته میشود، تاریخی هم در کنار آن قرار گیرد: تاریخ انتشار نتایج. وگرنه چند سال دیگر، احتمالاً جایی در کرمان، شهروندی مقابل دستگاهی میایستد که قاعدهاش دوباره تغییر کرده است و همان پرسش قدیمی را تکرار میکند: «اگر کرمان آزمایشگاه سیاستهای عمومی است، گزارش آزمایشها کجاست؟»









