
نزدیک به سه دهه، جمع بزرگی برای حفاظت از یوز تلاش کردند. «ماریتا»، «پیروز»، «ایران» و این اواخر «هلیا» نزد ایرانیها بسیار معروف شدند. اما چه تاریخی پشت این معروفیتهاست؟ در این سه دهه چه اتفاقهایی افتاده است؟ چطور در این سه دهه فهمیدیم که یوز آسیایی یکی از غافلگیرکنندهترین گونهها در ایران است؛ بهطوریکه هر بار درمییابیم دادههای زیادی دربارهاش نداریم؟ پرسش نهایی اینکه آیا از دل این غافلگیری میتوانیم به آینده یوزها در ایران امید داشته باشیم؟ پرده اول: هلیا
هلیا مادهیوزی است که در پارک ملی «توران» به دنیا آمد و اکنون هشت تا ۹ ساله است. این یوز داستان جالبی دارد؛ پنج تا شش سال پیش، عکسش با سه، چهار توله ثبت شد. سه سال پیش، در تیر ۱۴۰۲، یکی از تولههای هلیا در محور عباسآباد ـ شاهرود تصادف کرد و لاشهاش پیدا شد. هلیا و توله دیگرش مدتها کنار جاده ماندند. این رفتار نشان میداد یوزها غمگساری و عزاداری را بلدند. پرده دوم: پارک ملی کویر
پارک ملی «کویر» نزدیکترین زیستگاه یوز به تهران است. در گذشته این بحث مطرح بود که پارک ملی کویر یکی از زیستگاههای یوز در ایران است. پرسش اصلی درباره این منطقه به تعداد یوزها در پارک برمیگشت. سال ۱۳۷۳، «بهزاد یوسفی»، عکاس، بههمراه «اسماعیل میرانزاده»، رئیس پارک ملی کویر، برای سرکشی به چشمه پشت کاروانسرای «قصر بهرام» رفتند و از دور دو حیوان زیر صخره دیدند. ابتدا فکر کردند دو میش هستند. جلوتر که رفتند، تصورشان این بود که دو گرگاند و بعد دیدند حیوانی است که ۲۵ سال بود کسی از آنها عکس نگرفته بود؛ دو یوز.
برای چند دهه، این تنها سند رسمی ما از حضور یوز در ایران بود. کسانی که روی یوز کار میکردند، پس از این ثبت سراغ دوربینگذاری در پارک ملی کویر برای برآورد جمعیت این گونه رفتند که نتیجه جالبی داشت. آقایان «مرتضی خورشیدی» و «طاهر قدیریان» توانستند تصویر دیگری از یوز زیر یک درخت بگیرند. در ادامه، «مرتضی اسلامی»، حفاظتگر، و «رضا شاهحسینی»، رئیس کنونی پارک ملی کویر، تصویری از یوز در ۶۰ کیلومتری محلی که عکس قبلی گرفته شده بود، ثبت کردند. خیلی زود متوجه شدیم که این یوزها در واقع یک فرد بودند. آن زمان کسی درباره دلایل این جابهجایی ۶۰ کیلومتری ایدهای نداشت. امروز احتمالاً میدانیم که آن یوز دنبال جفت میگشته است.
حدود …












