ما معمولاً نداشتههایمان را بهتر از داشتههایمان میبینیم. کمبودها، ضعفها و عقبماندگیها چنان آشکارند که گاهی فراموش میکنیم چه چیزهای ارزشمندی در اختیار داریم. خبرنگاران حرفهای، دغدغهمند، متخصص و پرکاری که سالهاست در حوزه محیطزیست فعالیت میکنند، یکی از همین داشتهها هستند؛ داشتهای که دستکم من شخصاً به آن بسیار میبالم. یکی از تجربههای مکرر من این بوده که مدیران سازمان حفاظت محیطزیست و دیگر نهادهای مرتبط، اخبار و گزارشهای خبرنگاران محیطزیست را، چه در «پیام ما» و چه در سایر رسانهها، با دقت دنبال میکنند. این موضوع برای من نشانه دو اتفاق مهم است.
نخست اینکه خبرنگاران محیطزیست آنقدر خستگیناپذیر بودهاند که اهمیت خبر محیطزیستی و اهمیت جایگاه خودشان را در ساختار تصمیمگیری کشور تثبیت کردهاند. خبر محیطزیستی دیگر چیزی نیست که بتوان بهسادگی آن را نادیده گرفت یا به حاشیه راند.
اتفاق دوم، حتی امیدوارکنندهتر است: جامعه نیز این گزارشها را دنبال میکند. مدیر میداند خبری که خبرنگار محیطزیست منتشر کرده، صرفاً موضوعی نیست که برای آن خبرنگار اهمیت شخصی داشته باشد، بلکه میتواند نماینده نگرانی و مطالبه بخشی از جامعه باشد. همین آگاهی است که به خبر قدرت میدهد و مدیر را وادار میکند آن را جدی بگیرد.
البته این حرفها به آن معنا نیست که همه خبرنگاران محیطزیست حرفهایاند یا همه آنچه منتشر میشود، دقیق و بیاشکال است. انتقادهای بسیاری به عملکرد خبرنگاران این حوزه وجود دارد و بخشی از آنها کاملاً درست است. سوگیری، بزرگنمایی یا کوچکنمایی، انتخابی برخورد کردن با اخبار و گاه دقت پایین در ابعاد علمی گزارشها، مواردی هستند که بهوضوح دیده شدهاند و همچنان نیز دیده میشوند. بااینحال، من نفس وجود چنین انتقادها و بحثهایی را الزاماً نشانه بدی نمیدانم. این اختلافها نشان میدهد جهان روزنامهنگاری محیطزیست در ایران بهاندازهای متنوع است که میتوان درون آن از کیفیت، دقت، اخلاق و استاندارد حرفهای سخن گفت. این تنوع، نکتهسنجی مخاطبان و گفتوگوهایی که پیرامون گزارشها شکل میگیرد، بخشی از مسیر بلوغ این حرفه است.
اگر از فاصلهای دورتر به سالهای گذشته نگاه کنیم، میبینیم روزنامهنگاری محیطزیست نیز شبیه یک فرایند تکاملی، مدام در حال تصفیه شدن است. خبرنگارانی که دقیقتر، مستقلتر و قابلاعتمادترند، بهتدریج جایگاهی پایدارتر در میان مخاطبان پیدا میکنند و گزارشهایشان تأثیر بیشتری بر افکار عمومی و تصمیمگیران میگذارد.
با همه اینها، نمیتوان انکار کرد که گزارشهای محیطزیستی و تنوع زیستی منتشرشده در ایران، تفاوت محسوسی با گزارشهای رسانههای کشورهای توسعهیافته دارند. حتی زمانی که موضوع کاملاً مربوط به ایران است، گاهی گزارش یک خبرنگار خارجی از همان موضوع، مفصلتر، دقیقتر و از نظر علمی غنیتر از گزارشهای داخلی است. اما آیا این تفاوت فقط به توانایی خبرنگار بازمیگردد؟ به گمان من، نه.
خبرنگاران محیطزیست ایران بارها نشان دادهاند که علاقه و انگیزه زیادی برای تولید گزارشهای کامل، دقیق و عمیق دارند. چیزی که اغلب در اختیارشان نیست، بستر مناسب برای انجام چنین کاری است. رسانهها و روزنامهها معمولاً در تنگنای مالی قرار دارند و خبرنگار ناچار است با زمان، امکانات و امنیت شغلی محدود کار کند. در چنین شرایطی، طبیعی است که فرصت کمتری برای تحقیق طولانی، سفر میدانی، بررسی منابع علمی، گفتوگو با متخصصان متعدد و پیگیری چندماهه یک پرونده وجود داشته باشد.
بنابراین، برای افزایش کیفیت روزنامهنگاری محیطزیست، نمیتوان تنها از خبرنگار انتظار بیشتری داشت. باید امیدوار بود فراتر از فرد خبرنگار، کل چرخه تولید و انتشار خبر نیز دچار تحولی جدی شود؛ از اقتصاد رسانه و امنیت شغلی گرفته تا دسترسی آزاد به اطلاعات و فرصت کافی برای تهیه گزارشهای تحقیقی.
در برابر خبرنگاران محیطزیست کشورم، بیش از هر چیز بهخاطر شجاعتشان سر تعظیم فرود میآورم. خبرنگار محیطزیست ایرانی در سالهای گذشته ثابت کرده است که نمیترسد. از عواقب انتشار خبری که برای طبیعت و کشورش مهم است، نمیترسد و تحت فشار یا تهدید، بهآسانی از انتشار آنچه باید منتشر شود، منصرف نمیشود. بیشک استثناهایی وجود داشته و خواهد داشت، اما جامعه روزنامهنگاران محیطزیست ایران در مجموع استقلال خود را ثابت کرده است؛ استقلالی که در شرایط پیچیده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی امروز ایران، دستاورد کوچکی نیست.
موضوع دیگری که همیشه برای من تحسینبرانگیز بوده، توانایی خبرنگاران محیطزیست در شنیدن صدا، فارغ از شهرت گوینده آن است. در این سالها بارها شاهد بودهام که خبرنگاران ما صدای افرادی شدهاند که شناختهشده نبودند، اما حرفی مهم، تازه یا تعیینکننده داشتند. گاهی شنیده شدن همین صدا در یک لحظه حساس، توانسته است مسیر یک تصمیم یا یک پرونده محیطزیستی را تغییر دهد. انتشار چنین صداهایی همیشه بدون ریسک نیست. اعتماد کردن به یک منبع ناشناخته، ایستادن کنار فردی که قدرت یا تریبونی ندارد و پیگیری ادعایی که ممکن است برای نهادهای قدرتمند خوشایند نباشد، مسئولیت سنگینی است.
بارها دیده و شنیدهام که خبرنگاران محیطزیست، حفاظتگران ایرانی را مستقیم یا در میان کلماتشان تحسین کردهاند؛ برای اینکه در چنین شرایط پیچیده اجتماعی و اقتصادی همچنان برای حفاظت از طبیعت تلاش میکنند و از مسئولیت خود کم نمیگذارند. اکنون، به مناسبت روز خبرنگار، میخواهم بهعنوان یک حفاظتگر این تحسین را به خود شما بازگردانم.
شما نهتنها شایسته احترام عمیقید، بلکه بخشی جداییناپذیر از آن چیزی هستید که امروز در ایران حفاظت از طبیعت مینامیم. اگر شما نبودید و صدای حفاظت نمیشدید، احتمالاً بخش بزرگی از همین تلاشها نیز وجود نداشت یا صدایش در میان صداهای بلندتر گم میشد، شکستها بیشتر به سرخوردگی تبدیل میشد و رها کردن، بسیار آسانتر از ادامه دادن بود.
راویـــــــان حفاظت









