«سید سعید میرمحمدصادق»، تاریخپژوه، در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به تحول مفهوم قدرت در ایران پس از انقلاب مشروطه، میگوید: «انقلاب مشروطه نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران بود، زیرا برای نخستینبار در دل نظام سلطنتی، قدرت مردم به رسمیت شناخته شد. تا پیش از آن، ساختار قدرت در ایران عمدتاً میان نهاد سلطنت و نهاد دین تقسیم شده بود و مردم سهم بسیار اندکی در تصمیمگیریهای سیاسی داشتند.»
به گفته او، اگر تاریخ ایران را از دورههای پیش از اسلام مرور کنیم، میبینیم که قدرت عمدتاً در اختیار حاکمیت بود و نهاد دین نیز در کنار آن نقش مهمی ایفا میکرد:« در دوره ساسانیان، جایگاه نهاد دین تقویت شد و روحانیت سهم بیشتری از قدرت به دست آورد، اما مردم همچنان نقش محدودی در اداره کشور داشتند.»
این تاریخپژوه با اشاره به قدرت خلافت در دوران اموی و عباسی ادامه میدهد: پس از فتح ایران و شکلگیری خلافت اموی و عباسی، ساختار قدرت تغییر کرد و نهاد خلافت به بازیگر اصلی تبدیل شد. در این دوره نیز سهم مردم از قدرت ناچیز بود و قدرت میان خلافت و حکومتهای استیلا تقسیم میشد. …










