برخلاف بسیاری از شهرهای ایران، کمبود منابع آب، دستکم در ظاهر، یکی از دغدغههای اصلی مردم گلپایگان نیست. دو سد قدیمی و جدید کوچری، آب این شهر و برخی شهرهای دیگر، ازجمله قم، را تأمین میکنند. نشانههای مدیریت مناسب شهری از همان لحظه ورود به کمربندی شهر دیده میشود. فضای سبز یکدست، پوشش گیاهی هرسشده، پاکیزگی خیابانها، روشنایی کافی معابر و خطکشی مناسب ازجمله این نشانههاست. البته پاکیزگی شهر تنها نتیجه عملکرد شهرداری نیست؛ به نظر میرسد فرهنگ شهروندی نیز با آن همراه شده است. مردم گلپایگان را نسبت به مسائل شهری حساس و مسئول دیدم. آنان رویدادهای شهر را با جدیت و از راههای مختلف دنبال میکنند. با ورود به مرکز شهر و خیابانهای اصلی، که همچنان بیشتر با نامهای قدیمی شناخته میشوند، مشکل ترافیک و کمبود محل پارک خودرو نیز مانند بسیاری از شهرهای ایران خودنمایی میکند. برخی ساکنان برای کاهش این مشکل از موتورسیکلت و بهویژه دوچرخه استفاده میکنند. استقبال مردم از دوچرخه در میان گروههای سنی مختلف و حتی زنان، در نوع خود قابلتوجه است. آمار دقیقی از شمار دوچرخهها در دست نیست، اما حضور پررنگ آنها در سطح شهر بهوضوح دیده میشود. همچنین فروشگاههای متعدد دوچرخه و لوازم یدکی، بهویژه در خیابان اصلی، فعالیت میکنند. این نشانهها میتواند از گسترش بیشتر فرهنگ دوچرخهسواری در آینده خبر دهد. امنیت در فضای عمومی
یکی از مهمترین نقاط قوت «گلپایگان» که پس از چند روز اقامت بیشتر به چشم میآید، احساس امنیت در شهر است؛ موضوعی که برخی مسافران، بهویژه زنان، نیز به آن اشاره میکنند. درِ بسیاری از مغازهها و خانهها قفلها و حفاظهای سنگین ندارد. به گفته شماری از شهروندان، سرقت نیز در مقایسه با شهرهای بزرگ کمتر رخ میدهد؛ هرچند آنان میگویند در یک سال اخیر و همزمان با وخامت شرایط اقتصادی، شمار سرقتها بهگونهای کمسابقه افزایش یافته است. سرقت تلفن همراه، زورگیری، درگیری خیابانی و نزاع بر سر مسائلی مانند جای پارک، تغییر مسیر یا تصادف، دستکم در مشاهدات محدود من، چندان رایج نبود. حضور پرشمار زنان از گروههای سنی مختلف در فضای عمومی، حتی در ساعتهای پایانی شب، نیز تأملبرانگیز است. دیدن دختران جوانی که نیمهشب در خیابانهای کمرفتوآمد قدم میزنند یا دوچرخهسواری میکنند، از احساس امنیت آنان در شهر حکایت دارد. حضور زنان در فضای عمومی و مشاغل مختلف میتواند یکی از نشانههای امنیت و پویایی اجتماعی شهر باشد. تجربه شهرهایی مانند تفلیس، ایروان و حتی بانکوک نیز، در نگاه نویسنده، این رابطه دوسویه را نشان میدهد. چنین امنیتی بیش از آنکه دستوری و متکی بر تهدید باشد، ریشه در ساختارهای فرهنگی و مناسبات اجتماعی دارد.
گلپایگان، برخلاف بسیاری از شهرهای ایران و بهویژه تهران، کمتر چهرهای زنستیز و عابرستیز دارد. زنان و عابران پیاده دو عنصر مهم فضای شهریاند و حذف یا کمرنگشدن حضور آنان، بر فضای ماشینی و خشن شهرها میافزاید. شهری که زندگی در آن جریان دارد
گلپایگان از معدود شهرهایی است که هنوز میتوان خنده را بر لب مردم در کوچه و خیابان دید. دورهمنشینیهای دوستانه در فضای سبز و احترام به سالمندان و زنان نیز از دیگر جلوههای زندگی روزمره در این شهر است. در مجموع و از نگاه نویسنده، گلپایگان شهری است که هنوز انسانیت در آن جریان دارد. این رفتارهای اجتماعی میتواند حاصل ترکیبی از عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باشد. شهرک صنعتی، صنایع گوناگون و بخشهای فعال کشاورزی و دامداری، فرصتهای شغلی متعددی در این شهر ایجاد کردهاند.
همچنین میزان بالای باسوادی و فراوانی دانشآموختگان تحصیلات تکمیلی، به کاهش برخی تنشهای نوظهور شهری کمک کرده است.
نگهداری از حیوانات خانگی هنوز در گلپایگان چندان مرسوم نیست. شاید استحکام بیشتر پیوندهای خانوادگی، احساس تنهایی کمتر یا محدودیتهای مذهبی و عرفی در این زمینه مؤثر باشد. بااینحال، ممکن است نگهداری از حیوانات خانگی نیز مانند بسیاری از شهرهای دیگر، بهتدریج در گلپایگان رواج پیدا کند. اگر بخواهم از ذائقه غذایی مردم گلپایگان بنویسم، باید بگویم گوشت قرمز و لبنیات جایگاه مهمی در سفره آنان دارد. پیشینه کباب در این شهر، که شهرت آن در سراسر ایران پیچیده، دستکم به دو سده اخیر میرسد. با وجود شمار فراوان رستورانها و کبابیها، به نظر نمیرسد گیاهخواری در این شهر طرفداران زیادی داشته باشد. شهری با مسئلههای آشنا
«گلپایگان» نیز مانند دیگر شهرهای ایران با مسائل اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی روبهروست. افزایش طلاق، بیکاری، فقر، مشکلات زیستمحیطی و آلودگیهای صنعتی ازجمله این مسائل است. با وجود این، تجربه گلپایگان نکات آموزندهای برای مدیریت شهری دارد؛ نکاتی که میتوانند در برنامهریزی برای توسعه پایدار شهرهای ایران مورد توجه قرار گیرند.









