من سفر با قطار را خیلی دوست دارم؛ نه صرفاً بهخاطر راحتی، امنیت و قیمت مناسب آن، بلکه بیشتر بهخاطر دوستیهای موقت اما گاه جذابی که در قطار شکل میگیرد. انبوهی از اطلاعات تجربی ارزشمند ردوبدل میشود و ایدههای تازهای در ذهن آدم شکل میگیرد. حتی بحثهای داخل قطار و کدورتهای لحظهای آن هم جالب است. امکان شکلگیری چنین اجتماعی در اتوبوس و هواپیما وجود ندارد؛ چون نه زمانش هست و نه حوصلهاش. در هر دو نیز عامل ترس و اضطراب حرف اول را میزند.
دیشب هم یکی از آن سفرهای جالب بود. همسفران ما یک سرباز جوان، یک بازاری و یک نفر با شغل آزاد بودند. از رنگ رخسار سرباز و بازاری میشد همهچیز را فهمید و نیازی به گفتوگوی آنچنانی نبود، اما ماجرای نفر سوم متفاوت بود. لبخندی بر لب و آرامشی در چهره داشت. در این شرایط بحرانی و میان حوادث لحظهای، چنین آرامشی غیرمعمول بود. …












