قیمت طلا امروز




 روزنامه پیام ما / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

دیپلماسی انرژی ایران

رئیس فرهنگ‌سازی ساتبا تأکید کرد دیپلماسی انرژی ایران باید از شعار فراتر رود و با توسعه برق سبز، تجدیدپذیرها، بهره‌وری و سرمایه‌گذاری اجرایی شود.
 دیپلماسی انرژی ایران

دیپلماسی انرژی باید از شعار به سازوکار اجرایی تبدیل شود

رئیس فرهنگ‌سازی و آموزش مدیریت انرژی سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی برق (ساتبا) گفت: انرژی در جهان امروز تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه با قدرت ملی، امنیت انرژی، توسعه اقتصادی، سیاست خارجی و رقابت فناورانه ارتباط مستقیم دارد.

هومن صادقی در گفت‌وگو با رادیو گفت‌وگو درباره دیپلماسی انرژی ایران اظهار کرد: دیپلماسی انرژی به معنای استفاده هوشمندانه از منابع انرژی، فناوری، سرمایه‌گذاری، بازارها و همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای تأمین منافع ملی است.

به گفته او، کشورها تلاش می‌کنند ظرفیت‌های نفت، گاز، برق و انرژی‌های تجدیدپذیر خود را به ابزاری برای توسعه روابط اقتصادی و سیاسی تبدیل کنند. این رویکرد زمانی به نتیجه می‌رسد که ظرفیت‌های انرژی به جذب سرمایه، توسعه بازار، انتقال فناوری، ایجاد اشتغال و افزایش رفاه عمومی منجر شود. منابع انرژی به‌تنهایی مزیت اقتصادی ایجاد نمی‌کنند

صادقی با اشاره به موقعیت جغرافیایی ایران و ظرفیت‌های انرژی منطقه خلیج فارس گفت: برخورداری از منابع غنی نفت و گاز یا تابش مناسب خورشیدی، به‌تنهایی مزیت اقتصادی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه این منابع باید با زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، فناوری، بازار و مشارکت بخش خصوصی به ارزش افزوده تبدیل شوند.

او افزود: اگر منابع، فناوری، سرمایه و بازار در کنار یکدیگر قرار نگیرند، ظرفیت‌های بالقوه به ثروت واقعی تبدیل نمی‌شوند و فاصله میان منابع موجود و رفاه عمومی باقی خواهد ماند.

رئیس فرهنگ‌سازی و آموزش مدیریت انرژی ساتبا، بهره‌گیری مؤثر از موقعیت منطقه‌ای ایران را نیازمند دیپلماسی فعال، ثبات مقررات و تصمیم‌گیری منسجم دانست. تحریم تنها عامل ناترازی انرژی نیست

صادقی با تأکید بر اینکه تحریم‌ها یکی از موانع توسعه دیپلماسی انرژی هستند، گفت: محدودیت در جذب سرمایه خارجی، انتقال فناوری، دسترسی به منابع مالی بین‌المللی و تأمین برخی تجهیزات، از پیامدهای تحریم‌هاست؛ اما همه مشکلات صنعت انرژی را نمی‌توان به تحریم‌ها نسبت داد.

وی ضعف مدیریت انرژی، پایین بودن بهره‌وری، فرسودگی زیرساخت‌ها، بی‌ثباتی مقررات، تغییرات مکرر در سیاست‌گذاری و نبود حمایت پایدار از سرمایه‌گذاران را از دیگر عوامل مؤثر بر وضعیت موجود برشمرد.

به گفته صادقی، عبور از ناترازی انرژی به اصلاح ساختار مدیریت، افزایش بهره‌وری، توسعه زیرساخت‌های برق، ثبات چندساله مقررات و اعتماد بیشتر به بخش خصوصی نیاز دارد.

او افزود: سرمایه‌گذار بخش خصوصی زمانی وارد پروژه‌های بلندمدت می‌شود که از بازگشت سرمایه، ثبات قوانین و امکان پیش‌بینی شرایط اقتصادی اطمینان داشته باشد. بنابراین ایجاد محیط باثبات کسب‌وکار، بخشی از دیپلماسی انرژی داخلی و خارجی است. ظرفیت تجدیدپذیرها از ۵۴۰۰ مگاوات عبور کرد

رئیس فرهنگ‌سازی و آموزش مدیریت انرژی ساتبا با اشاره به روند توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر اظهار کرد: ظرفیت نصب‌شده نیروگاه‌های تجدیدپذیر کشور که برای سال‌ها در محدوده یک‌هزار و ۲۰۰ مگاوات قرار داشت، طی دو سال اخیر افزایش قابل توجهی داشته و در تیرماه ۱۴۰۵ از پنج‌هزار و ۴۰۰ مگاوات عبور کرده است.

او گفت: این رشد نشان می‌دهد در صورت وجود اراده، سازوکار اجرایی، تأمین مالی و همراهی بخش خصوصی، توسعه سریع ظرفیت‌های انرژی‌های تجدیدپذیر امکان‌پذیر است.

صادقی افزود: بخشی از شتاب اخیر توسعه تجدیدپذیرها به ضرورت مقابله با ناترازی برق مربوط است؛ با این حال، این بخش نباید صرفاً راهکاری اضطراری تلقی شود، بلکه انرژی خورشیدی و بادی باید در چارچوب راهبرد بلندمدت امنیت انرژی کشور توسعه یابند.

وی ظرفیت تابش خورشیدی در بسیاری از مناطق ایران را مناسب سرمایه‌گذاری دانست و گفت: روند جهانی نیز نشان می‌دهد بخش مهمی از ظرفیت‌های جدید نیروگاهی از محل انرژی‌های تجدیدپذیر، به‌ویژه خورشیدی و بادی، ایجاد می‌شود. بازار برق سبز؛ پیوند تولیدکننده و مصرف‌کننده

صادقی بازار برق سبز و تابلو برق سبز بورس انرژی را از ابزارهای مهم توسعه تجدیدپذیرها دانست و گفت: در این سازوکار، نیروگاه‌های تجدیدپذیر می‌توانند برق خود را در بورس انرژی عرضه کنند و صنایع نیز برق مورد نیازشان را از تولیدکنندگان این بخش خریداری کنند.

به گفته او، بازار برق سبز با ایجاد ارتباط مستقیم میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان بزرگ، می‌تواند به تأمین برق پایدار صنایع، کاهش ریسک محدودیت‌های شبکه و تأمین مالی نیروگاه‌ها کمک کند.

این مقام مسئول افزود: توسعه این بازار موجب شفافیت معاملات، شکل‌گیری قیمت اقتصادی برق سبز و افزایش انگیزه سرمایه‌گذاران می‌شود. صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و شهرک‌های صنعتی نیز می‌توانند از طریق احداث نیروگاه اختصاصی یا خرید برق تجدیدپذیر، بخشی از نیاز خود را تأمین کنند.

او خودتأمینی انرژی صنایع را علاوه بر راهکاری برای مقابله با خاموشی، عاملی برای کاهش هزینه‌های تولید، افزایش تاب‌آوری صنعتی و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی دانست. گواهی صرفه‌جویی؛ ابزار تأمین مالی بهینه‌سازی

صادقی درباره گواهی صرفه‌جویی انرژی گفت: بخش خصوصی می‌تواند در طرح‌هایی مانند نوسازی تجهیزات، اصلاح روشنایی معابر، کاهش مصرف موتورهای الکتریکی و ارتقای بهره‌وری صنایع سرمایه‌گذاری کند.

وی توضیح داد: پس از اجرای طرح و تأیید میزان صرفه‌جویی، گواهی صرفه‌جویی صادر می‌شود و این گواهی قابلیت عرضه و معامله در بازار بهینه‌سازی انرژی و محیط زیست بورس انرژی را دارد.

به گفته او، صنایع و مصرف‌کنندگان بزرگ می‌توانند این گواهی‌ها را خریداری کنند. به این ترتیب، کاهش مصرف انرژی از اقدامی صرفاً هزینه‌بر به فعالیتی اقتصادی و سرمایه‌پذیر تبدیل می‌شود.

صادقی تأکید کرد: اندازه‌گیری دقیق، راستی‌آزمایی و پرداخت منظم، زمینه ورود بیشتر بخش خصوصی به طرح‌های کاهش مصرف را فراهم می‌کند و می‌تواند بخشی از چالش‌های ناترازی انرژی را با هزینه کمتر و سرعت بیشتر کاهش دهد. ناترازی انرژی حاصل یک عامل واحد نیست

رئیس فرهنگ‌سازی و آموزش مدیریت انرژی ساتبا، ناترازی انرژی را نتیجه مجموعه‌ای از عوامل شامل تصمیم‌های مدیریتی، الگوی مصرف، سرمایه‌گذاری‌های گذشته و ضعف بهره‌وری دانست.

او گفت: در سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در حوزه انرژی انجام شده است؛ اما اکنون باید میزان اثربخشی این سرمایه‌گذاری‌ها، نحوه مصرف منابع و اولویت‌های آینده با نگاه کارشناسی بازبینی شود.

صادقی افزود: ناترازی به معنای نبود مطلق منابع نیست، بلکه ممکن است میان تولید، توزیع، مصرف و نیاز واقعی توازن برقرار نباشد. در بخش گاز نیز افزایش مصرف داخلی، محدودیت تولید و انتقال، کاهش امکان صادرات و ضعف بهره‌برداری اقتصادی از منابع، هم‌زمان بر وضعیت موجود اثر گذاشته‌اند.

وی تأکید کرد: اصلاح ناترازی انرژی با یک تصمیم کوتاه‌مدت حل نمی‌شود و به زمان، سرمایه‌گذاری، اصلاح زیرساخت، برنامه‌ریزی و تغییر رفتار مصرف‌کنندگان نیاز دارد. اصلاح الگوی مصرف به آماده‌سازی اجتماعی نیاز دارد

صادقی آموزش و فرهنگ‌سازی را در کنار اصلاحات فنی و اقتصادی، یکی از پایه‌های اصلاح نظام انرژی دانست و گفت: بدون آماده‌سازی اجتماعی، اجرای سیاست‌های جدید با مقاومت یا کاهش همراهی عمومی روبه‌رو خواهد شد.

به گفته او، مردم و بنگاه‌ها باید بدانند اصلاح مصرف به معنای کاهش رفاه نیست، بلکه به معنای استفاده کارآمدتر از انرژی، کاهش اتلاف و تخصیص منابع به فعالیت‌های مولد است.

وی افزود: تغییر الگوی مصرف ممکن است به یک دوره یک تا دو ساله برای آموزش، اطلاع‌رسانی، ایجاد اعتماد و پذیرش اجتماعی نیاز داشته باشد. در این مسیر، مشوق‌های اقتصادی، معافیت‌های مالیاتی و حمایت از خانوارها و صنایع برای خرید تجهیزات کم‌مصرف اهمیت دارد. خودتأمینی انرژی برای صنایع و خانوارها

صادقی توسعه تولید پراکنده را ضروری دانست و اظهار کرد: خانوارها، شهرک‌های صنعتی و صنایع بزرگ می‌توانند بخشی از انرژی مورد نیاز خود را از طریق نیروگاه‌های خورشیدی، تولید پراکنده و تجهیزات ذخیره‌ساز تأمین کنند.

او گفت: در این مدل، مصرف‌کننده از دریافت‌کننده منفعل انرژی به تولیدکننده و مدیریت‌کننده مصرف تبدیل می‌شود. این رویکرد می‌تواند فشار بر شبکه سراسری را کاهش دهد و تاب‌آوری کشور را در برابر محدودیت‌های تولید و انتقال افزایش دهد.

وی توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر را نیازمند مشوق‌های مالی، تسهیلات بانکی، معافیت‌های مالیاتی و سازوکارهای مناسب خرید تضمینی یا فروش رقابتی برق دانست. اهداف برنامه هفتم برای توسعه تجدیدپذیرها

صادقی گفت: بر اساس احکام و جداول قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت، برای تولید برق تجدیدپذیر هدف کمی تعیین شده و میزان تولید هدف‌گذاری‌شده تا پایان برنامه، ۲۱ هزار میلیون کیلووات‌ساعت اعلام شده است.

او افزود: در احکام مرتبط با بخش انرژی، بر بهبود محیط کسب‌وکار صنعت برق و افزایش سهم معاملات برق در بورس انرژی تأکید شده است. این موضوع می‌تواند زمینه توسعه بازار برق، افزایش مشارکت بخش خصوصی و تأمین مالی پروژه‌های نیروگاهی را فراهم کند.

به گفته صادقی، افزایش ظرفیت نصب‌شده تجدیدپذیرها تا هفت‌هزار مگاوات در کوتاه‌مدت و حرکت به سمت ظرفیت ۱۲ هزار مگاواتی، از اهداف مطرح‌شده در این حوزه است؛ اهدافی که تحقق آن‌ها به تأمین مالی، ثبات مقررات، تأمین تجهیزات، توسعه شبکه و تسهیل اتصال نیروگاه‌ها وابسته است. دیپلماسی انرژی؛ ترکیب منابع، فناوری و اعتماد

رئیس فرهنگ‌سازی و آموزش مدیریت انرژی ساتبا در پایان گفت: دیپلماسی انرژی نباید به صادرات نفت و گاز محدود شود، بلکه فناوری، برق، انرژی‌های تجدیدپذیر، بهره‌وری، بازارهای منطقه‌ای، سرمایه‌گذاری مشترک و همکاری‌های علمی را نیز دربرمی‌گیرد.

وی افزود: ایران می‌تواند از ظرفیت‌های خورشیدی، بادی، شبکه انتقال، دانش فنی و بازار منطقه‌ای برای توسعه همکاری با کشورهای همسایه استفاده کند؛ اما موفقیت در این مسیر به اصلاح موانع داخلی و ایجاد محیط قابل اعتماد برای سرمایه‌گذاری نیاز دارد.

صادقی تأکید کرد: برای عبور از ناترازی باید هم‌زمان تولید افزایش یابد، مصرف اصلاح شود، بهره‌وری ارتقا پیدا کند، بازارها فعال شوند و بخش خصوصی در تصمیم‌گیری و اجرا نقش واقعی داشته باشد. ۵) متادیسکریپشن

۶) اسلاگ پیشنهادی

iran-energy-diplomacy-renewables ۷) تیترهای جایگزین ساتبا: ناترازی انرژی با اصلاح مدیریت و افزایش بهره‌وری حل می‌شود صادقی: انرژی‌های تجدیدپذیر باید محور امنیت انرژی ایران باشند تأکید ساتبا بر نقش بازار برق سبز در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر دیپلماسی انرژی ایران؛ از صادرات سوخت تا همکاری فناورانه صادقی: اعتماد به بخش خصوصی شرط توسعه پایدار انرژی است ۸) کلمات کلیدی اصلی انرژی‌های تجدیدپذیر بهره‌وری انرژی سرمایه‌گذاری در انرژی تولید برق خورشیدی توسعه پایدار

 

   منبع: رادیو اقتصاد



۵۰ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

قصه یک گیمر خسته در یک شب معمولی نیست

بيشتر از آنكه سرگرم ‌ كننده باشد، اضطراب ‌ آور است. به سراغ يخچال مي ‌ رود و با كويري روبرو مي ‌ شود كه پيش ‌ تر نمونه ‌ اش را فقط در بازي «رد دد» ( Red Dead Redemption ) ديده بود. دوباره روي كاناپه برمي ‌ گردد و موبايل را برمي ‌ دارد. با هزار مكافات راهي براي دور زدن محدوديت ‌ ها پيدا مي ‌ كند و به اينستاگرام مي ‌ رسد. چند دقيقه ‌ اي ميان اينترنت كند و محتواهاي «برين ‌ رات» ( Brain rot ) مي ‌ چرخد تا چشمش به پست يك استريمر خارجي مي ‌ افتد؛ پستي درباره همان بازي آنلايني كه زماني ساعت ‌ ها سرگرمش مي ‌ كرد اما در دوران قطعي اينترنت آنقدر از آن دور مانده كه تقريبا فراموشش كرده بود. لپ ‌ تاپ را روشن مي ‌ كند و با اميدي نه چندان زياد وارد بازي مي ‌ شود؛ اما خيلي زود با خطاي دسترسي روبرو مي ‌ شود. يادش مي ‌ آيد پيش از جنگ از يك سرويس رفع تحريم و DNS استفاده مي ‌ كرد. سرويس قديمي ديگر مثل گذشته كار نمي ‌ كند. كمي جست ‌ وجو مي ‌ كند، تبليغ سرويس ديگري را كه قبلا در يك كانال تلگرامي ديده بود پيدا مي ‌ كند و اشتراك مي ‌ خرد. اين ‌ بار بازي بالا مي ‌ آيد. براي مدتي كوتاه مي ‌ تواند از دنياي بيرون فاصله بگيرد و به سرگرمي ‌ اي برگردد كه يادآور روزهاي عادي ‌ تر است. اما اين حال چندان دوام نمي ‌ آورد. ابتدا اينترنت كند مي ‌ شود و كمي بعد ارتباط كاملا از دست مي ‌ رود. بازي را مي ‌ بندد. از نيمه شب گذشته و بايد به رخت ‌ خواب برود؛ اما يك سوال همچنان باقي مانده است: مشكل وصل نشدن بازي دقيقا كجاست و چرا دسترسي به يك سرگرمي آنلاين بايد اينقدر دشوار باشد؟ اين فقط قصه يك گيمر خسته در يك شب معمولي نيست. تجربه گيمينگ آنلاين براي بسياري از كاربران ايراني به چرخه ‌ اي از اتصال، اختلال، تغيير DNS ، افزايش پينگ، قطع شدن و تلاش دوباره تبديل شده است. از جنگ و از دسترس خارج شدن برخي سرورهاي منطقه ‌ اي بازي ‌ ها تا حدود ۸۰ روز قطعي و اختلال اينترنت، مجموعه ‌ اي از اتفاق ‌ ها باعث شده سرويس ‌ هاي رفع تحريم و كاهش پينگ گيمينگ نيز يكي از دشوارترين دوره ‌ هاي فعاليت خود را پشت سر بگذارند.

 

     از دوبي به اروپا؛ پينگ بالاي ۱۰۰

يكي از تغييراتي كه پس از جنگ مستقيما روي تجربه گيمرها اثر گذاشت، اختلال در اتصال به سرورهاي منطقه ‌ اي دوبي و امارات بود. كاربران برخي بازي ‌ هاي محبوب مانند كانتر استرايك ديگر نمي ‌ توانند مانند گذشته به سرورهاي دوبي متصل شوند و ناچارند سرورهاي اروپايي را انتخاب كنند. نتيجه، افزايش پينگ است كه در مواردي به بيش از ۱۰۰ ميلي ‌ ثانيه مي ‌ رسد. اما دورتر شدن سرور بازي تنها بخشي از مشكل است. اميرعباس كنعاني، مديرعامل الكترو نيز بخش مهمي از اختلال ‌ هاي فعلي را به محدودسازي يا اختلال روي پروتكل ‌ هايي مانند UDP مرتبط مي ‌ داند؛ پروتكلي كه بخش مهمي از ارتباط لحظه ‌ اي در بازي ‌ هاي آنلاين بر بستر آن انجام مي ‌ شود. در بسياري از بازي ‌ ها كاربر مي ‌ تواند بدون مشكل وارد محيط اوليه شود، زيرا احراز هويت و اتصال اوليه از طريق TCP انجام مي ‌ شود. دردسر از زماني آغاز مي ‌ شود كه كاربر وارد مرحله يافتن حريف يا همان مچ ‌ ميكينگ مي ‌ شود؛ جايي كه ارتباط لحظه ‌ اي بازي بيشتر به UDP وابسته است. در اين مرحله ممكن است اتصال با تاخير انجام شود، كاربر از صف خارج شود يا اساسا نتواند به سرور بازي برسد.

 

     تحريم يك طرف، فيلترينگ طرف ديگر

در تحريم خارجي، معمولا IP كاربر ايراني مسدود است و در بسياري از موارد مي ‌ توان با تغيير مسير يا استفاده از DNS مناسب اين محدوديت را پشت سر گذاشت. اما زماني كه خود IP هاي سرويس رفع تحريم در داخل فيلتر مي ‌ شوند، ماجرا پيچيده ‌ تر مي ‌ شود. شدت فيلتر شدن IP ها باعث شده شلتر براي حفظ سرويس به ‌ جاي حدود ۱۰۰ IP ، گاهي مجبور به تهيه ۳۰۰ IP شود. به گفته او، فقط هزينه يك سرور مي ‌ تواند ماهانه حدود ۱۰ ميليون تومان باشد و هزينه تعويض IP ها در طول سال براي اين مجموعه به صدها ميليون تومان برسد. فيلتر شدن ناگهاني و بدون اطلاع قبلي IP سرورها، تيم فني را ناگهان با سرويسي از دسترس خارج ‌ شده و كاربراني مواجه مي ‌ كند كه انتظار دارند مشكل در كوتاه ‌ ترين زمان برطرف شود. اين محدوديت ‌ ها حتي به درگاه پرداخت رسيده است. به همه اينها بايد قطعي برق را نيز اضافه كرد. خاموشي ‌ هاي منطقه ‌ اي گاهي تجهيزات مخابراتي را نيز از مدار خارج مي ‌ كند و كيفيت اينترنت كاربران تا سطح شبكه 3 G كاهش مي ‌ يابد.

 

     DNS قرار نيست اينترنت را تعمير كند

در اين چرخه، كاربر معمولا يك مقصر در دسترس دارد، سرويس DNS يا رفع تحريمي كه بابت آن پول پرداخت كرده است. وقتي بازي قطع مي ‌ شود، پينگ بالا مي ‌ رود يا كاربر از سرور بيرون ميفتد، اولين تصور اين است كه سرويس خريداري ‌ شده كار نمي ‌ كند. اين تصور از كاركرد DNS دقيق نيست. در بسياري از بازي ‌ ها DNS عمدتا در مرحله ابتدايي اتصال و براي ترجمه دامنه به IP يا عبور از محدوديت جغرافيايي نقش دارد. پس از آن، ارتباط بازي مستقيما با سرور برقرار مي ‌ شود. بنابراين اگر اينترنت پايه كاربر با پكت ‌ لاس، نوسان يا قطعي روبرو باشد، DNS نمي ‌ تواند آن را برطرف كند. به بيان ساده، سرويس رفع تحريم مي ‌ تواند يك مانع را از مسير بردارد، اما قرار نيست تمام مشكلات مسير را حل كند. در ماه ‌ هاي گذشته دلايل ديگري مانند نوع NAT ، قرار داشتن كاربران پشت CGNAT يا غيرفعال بودن IPv 6 نيز به عنوان علت اختلال بازي ‌ ها مطرح شده است. بررسي ‌ هاي شلتر اما نشان مي ‌ دهد CGNAT را نمي ‌ توان عامل اصلي مشكلات مچ ‌ ميكينگ در بازي ‌ هايي دانست كه سرور اختصاصي دارند. فعال شدن IPv 6 نيز تا زماني كه محدوديت روي مسير ارتباطي و UDP باقي باشد، به ‌ تنهايي مشكل را برطرف نمي ‌ كند. اثر اين وضعيت بيشتر در بازي ‌ هايي ديده مي ‌ شود كه به ارتباط لحظه ‌ اي و پايدار حساس ‌ اند؛ از كال ‌ آف ‌ ديوتي ( Call Of Duty ) پابجي ( Pubg ) و ايپكس لجندز ( Apex Legends ) گرفته تا فورتنايت ( Fortnite ) و بخش آنلاين سري FC . در چنين بازي ‌ هايي چند لحظه ناپايداري شبكه مي ‌ تواند نتيجه يك مسابقه را تغيير دهد يا اساسا كاربر را از بازي بيرون بيندازد.

 

     سوالي كه جوابي برايش نيست

حالا مي ‌ توان دوباره به همان گيمر ابتداي گزارش برگشت. مشكل او دقيقا كجاست؟ جواب در يك كلمه خلاصه نمي ‌ شود بلكه زنجيره ‌ اي از مشكلات است كه تجربه نامطلوبي براي او مي ‌ سازد. ممكن است سرور منطقه ‌ اي بازي ديگر در دسترس نباشد و اتصال او به اروپا هدايت شود. ممكن است مسير UDP با اختلال روبرو باشد. ممكن است IP سرويس رفع تحريم فيلتر شده باشد، كيفيت اينترنت پايه افت كرده باشد يا حتي خاموشي، تجهيزات مخابراتي يا سرور داخلي را از مدار خارج كرده باشد. در سمت ديگر نيز همچنان تحريم شركت ‌ هاي خارجي وجود دارد. همين تعدد عوامل، گيمر ايراني را وارد چرخه ‌ اي كرده كه پيدا كردن مقصر در آن آسان نيست. سرويس ‌ هايي كه زماني قرار بود تنها مانع تحريم خارجي را كنار بزنند، حالا خودشان بايد از ميان فيلترينگ IP ، اختلال پروتكل ‌ ها، قطعي اينترنت و برق راهي براي رسيدن كاربر به سرور بازي پيدا كنند. براي كاربري كه نيمه ‌ شب فقط مي ‌ خواهد چند دست بازي كند، البته اين تفكيك چندان اهميتي ندارد. او نه UDP مي ‌ بيند، نه مسير روتينگ و نه IP فيلترشده؛ فقط دكمه ‌ اي را مي ‌ زند كه بايد او را وارد بازي كند كه نمي ‌ كند. شايد همين، ساده ‌ ترين توضيح براي پيچيدگي وضعيت امروز باشد: رسيدن به يك سرگرمي آنلاين ساده، به عبور از زنجيره ‌ اي از محدوديت ‌ ها وابسته شده است. تا زماني كه اين زنجيره كوتاه نشود، آن سوال هم هر شب همراه گيمر به تخت برمي ‌ گردد: «اين ‌ بار مشكل دقيقا كجاست؟»

 


۱ ساعت قبل / روزنامه تعادل

اصلاح بنزین از مسیر اعتماد عمومی

حميدرضا صالحي

 بحث اصلاح الگوي مصرف بنزين بار ديگر به يكي از مسائل اصلي سياستگذاري انرژي تبديل شده است. موضوعي كه از يك طرف با حجم بالاي يارانه پنهان و ناترازي در توليد و مصرف رو‌به‌‌رو است و از سوي ديگر، به دليل فشارهاي اقتصادي موجود، هرگونه تصميم قيمتي درباره آن مي‌تواند تبعات اجتماعي و تورمي گسترده‌‌اي ايجاد كند. در چنين شرايطي، اصلاح بنزين نه با تصميمي شتاب‌‌زده، بلكه با گفت‌وگوي شفاف با مردم، رعايت عدالت در توزيع يارانه و ارايه برنامه‌‌اي همزمان براي توسعه خودروهاي كم‌ مصرف، هيبريدي و برقي امكان‌پذير است. سال‌هاست مساله بنزين و ساير حامل‌‌هاي انرژي در ايران به تعويق افتاده و هر دولت، بخشي از دشواري تصميم‌گيري را به دولت بعد منتقل كرده است. اكنون نتيجه اين تاخير، انباشت مشكلاتي است كه حل آنها نسبت به گذشته پيچيده‌‌تر شده است. در شرايطي كه اصلاحات انرژي مي‌توانست سال‌ها پيش و با هزينه اجتماعي كمتر آغاز شود، امروز هر تصميم درباره بنزين مستقيما با معيشت مردم، نرخ تورم، هزينه حمل‌ونقل و حتي اعتماد عمومي ارتباط پيدا كرده است. برآوردها درباره حجم يارانه بنزين در ايران، از رقمي بيش از ۱۰۰ ميليارد دلار حكايت دارد، رقمي كه ايران را در شمار بالاترين كشورها از نظر پرداخت يارانه انرژي قرار مي‌دهد. اين وضعيت در ظاهر به معناي ارزان بودن بنزين براي مصرف‌‌كننده است، اما در عمل، توزيع اين يارانه به ‌هيچ‌وجه عادلانه نيست. شهروندي كه خودرو ندارد يا مصرف محدودي دارد، عملا از يارانه‌اي مشابه فردي برخوردار مي‌شود كه چند خودرو در اختيار دارد و مصرف بسيار بيشتري انجام مي‌دهد. بنابراين مساله تنها قيمت بنزين نيست؛ مساله اصلي، نحوه توزيع منابع عمومي و سهم گروه‌هاي مختلف از اين يارانه است. در چنين شرايطي، هرگونه افزايش قيمت بايد با پاسخ روشن به چند پرسش اساسي همراه باشد. مردم حق دارند بدانند چرا قيمت بنزين بايد تغيير كند، منابع حاصل از آن چگونه هزينه خواهد شد و چه ساز وكاري براي حمايت از خانوارهاي كم‌ درآمد در نظر گرفته شده است. همچنين بايد مشخص شود آيا افزايش قيمت براي همه مصرف‌كنندگان يكسان خواهد بود يا افراد پرمصرف و دارندگان چند خودرو، سهم بيشتري از هزينه اصلاحات را پرداخت خواهند كرد. نمي‌توان از عدالت سخن گفت، اما يارانه را بدون توجه به ميزان مصرف و سطح درآمد ميان همه توزيع كرد. اعتماد عمومي در اين ميان اهميت تعيين‌‌كننده دارد. دولت نمي‌تواند صرفا با اعلام چند سناريو، انتظار همراهي جامعه را داشته باشد. اصلاحات اقتصادي زماني امكان موفقيت پيدا مي‌كند كه مردم در جريان ضرورت‌‌ها، اهداف و پيامدهاي آن قرار بگيرند. جامعه بايد بداند درآمدهاي ناشي از اصلاح قيمت قرار است به كجا بازگردد؛ آيا بخشي از آن صرف تقويت حمل‌ونقل عمومي مي‌شود، به بهداشت و رفاه اختصاص مي‌يابد يا براي جبران هزينه‌هاي دهك‌هاي پايين درآمدي به كار گرفته خواهد شد. وعده كلي درباره بازگشت درآمدها كافي نيست؛ دولت بايد سازوكار اين بازگشت را شفاف و قابل ارزيابي اعلام كند.افزايش قيمت بنزين بدون در نظر گرفتن پيامدهاي اقتصادي آن، مي‌تواند به رشد هزينه حمل‌ونقل و در نتيجه افزايش قيمت كالاها و خدمات منجر شود. 

 اين فشار براي خانوارهاي كم‌درآمد كه سهم بيشتري از درآمد خود را صرف نيازهاي ضروري مي‌كنند، سنگين‌تر خواهد بود. به همين دليل، سياست قيمتي بايد بخشي از يك بسته جامع باشد، نه اقدامي منفرد كه تنها با هدف كاهش مصرف يا جبران كسري منابع اجرا شود. يكي از اركان اين بسته، اصلاح صنعت خودرو است. نمي‌توان از مردم خواست مصرف بنزين را كاهش دهند، اما همچنان خودروهايي با فناوري قديمي و مصرف بالا توليد و عرضه كرد. دولت بايد خودروسازان را به استفاده از موتورهاي كم‌مصرف، هيبريدي و برقي ملزم كند و از ظرفيت همكاري‌هاي صنعتي و فناوري با كشورهايي مانند چين بهره بگيرد. امروز موتورهاي هيبريدي با مصرف بسيار پايين در دسترس هستند و مي‌توانند مصرف سوخت را به شكل محسوسي كاهش دهند. پرسش اساسي اين است كه چرا چنين فناوري‌هايي با سرعت بيشتري وارد چرخه توليد داخلي نمي‌شوند. توسعه خودروهاي برقي نيز نيازمند سياست حمايتي روشن است. اگر قرار است مردم از خودروهاي بنزيني پرمصرف به سمت خودروهاي برقي يا هيبريدي حركت كنند، بايد امكان اقتصادي اين انتخاب فراهم شود. كاهش تعرفه واردات، ارايه تسهيلات خريد، توسعه زيرساخت شارژ و پرداخت يارانه مستقيم يا غيرمستقيم، از جمله اقداماتي است كه مي‌تواند قيمت تمام‌ شده اين خودروها را براي مردم كاهش دهد. تجربه برخي كشورها، از جمله فرانسه نشان مي‌دهد دولت‌ها براي ترغيب شهروندان به خريد خودروهاي برقي، بخشي از هزينه خريد را تقبل كرده‌اند. چنين سياستي در ايران نيز مي‌تواند به‌جاي فشار صرف بر مصرف‌كننده، مسير اصلاح را از طريق تغيير فناوري هموار كند.بنابراين اصلاح بنزين بايد از يك تصميم قيمتي به يك برنامه ملي براي اصلاح حكمراني انرژي تبديل شود. دولت چهاردهم براي عبور از اين مرحله، بيش از هر چيز به گفت‌وگوي مستقيم با مردم، شفافيت در هزينه‌كرد منابع، حمايت از اقشار آسيب‌پذير و برنامه‌اي عملي براي نوسازي ناوگان حمل‌ونقل نياز دارد. افزايش قيمت، اگر بدون عدالت و بدون ارايه گزينه‌هاي جايگزين اجرا شود، نه‌تنها ناترازي را حل نمي‌كند، بلكه فاصله ميان دولت و جامعه را افزايش خواهد داد. اصلاح واقعي زماني رخ مي‌دهد كه مردم احساس كنند هزينه تصميم‌ها عادلانه توزيع مي‌شود و درآمدهاي حاصل از آن، به جاي گم شدن در ساختارهاي بودجه‌اي، به بهبود زندگي و رفاه عمومي بازمي‌گردد.


۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

دولت باید حکمرانی خودرو را یکپارچه کند

مسئله بنزین را نمی‌توان فقط در قیمت آن خلاصه کرد و حتی کارت سوخت نیز به‌تنهایی مسئله اصلی نیست و طبعاً مسئله عمیق‌تر، شیوه‌ای است که دولت برای مدیریت یک واقعیت واحد، یعنی یک خودرو، در طول سال‌ها ایجاد کرده است و مجموعه‌ای از کارت‌ها، شناسه‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی و فرایند‌های جداگانه که هر کدام بخشی از همان واقعیت را مدیریت می‌کنند. 

یک خودرو همزمان کارت خودرو، کارت سوخت و اطلاعات بیمه‌ای دارد و باید معاینه فنی داشته باشد، در سامانه‌های مربوط به تخلفات، عوارض، مالیات، تردد و خدمات شهری ثبت شود و در هر کدام نیز بخشی از اطلاعات آن نگهداری می‌شود و هر یک از این زیرساخت‌ها ممکن است در زمان شکل‌گیری خود توجیه مشخصی داشته باشد، اما مسئله امروز این است که آیا هنوز لازم است برای هر خدمت، هویت و فرایندی جداگانه وجود داشته باشد؟ 

اگر خودرو یک موجودیت واحد است، حکمرانی آن نیز باید تا حد امکان بر یک هویت واحد استوار باشد و این موضوع صرفاً یک بحث فنی یا اداری نیست، چراکه تعدد سامانه‌ها و هویت‌ها برای دولت هزینه ایجاد می‌کند و برای مردم مراجعه و اصطکاک می‌سازد و در سطح کلان، احتمال خطا و ناهماهنگی داده‌ها را افزایش می‌دهد. 

از طرفی هزینه هر سامانه‌ای که ایجاد می‌شود هم فقط هزینه طراحی نرم‌افزار نیست و صدور و تعویض کارت، تجهیزات کارتخوان، شبکه ارتباطی، مراکز داده، نگهداری نرم‌افزار، پشتیبانی، امنیت سایبری، نیروی انسانی و قرارداد‌های پیمانکاری، بخشی از هزینه آشکار این ساختار است و در کنار آن، هزینه‌ای کمتر دیده شده نیز وجود دارد، به طوری که چند دستگاه مختلف برای یک خودرو، اطلاعات مشابهی را دریافت و نگهداری می‌کنند و هرچند مالک یک‌بار اطلاعات خود را در یک فرایند ثبت می‌کند، اما ممکن است همان اطلاعات در فرایند دیگری دوباره دریافت شود و در سامانه‌ای دیگر نسخه‌ای جداگانه از آن شکل بگیرد. 

این تکثیر داده، فراتر از اتلاف منابع است و هر نسخه اضافی از اطلاعات، نیازمند نگهداری، به‌روزرسانی و حفاظت است و اگر اطلاعات یک خودرو در چند پایگاه با وضعیت‌های متفاوت ثبت شده باشد، اختلاف میان آنها می‌تواند به خطا در خدمت‌رسانی منجر شود و از طرف دیگر، هر پایگاه اطلاعاتی و هر مسیر تبادل داده، یک نقطه جدید برای مدیریت و حفاظت ایجاد می‌کند. بنابراین حکمرانی داده وقتی کارآمد است که اطلاعات یک‌بار و در مرجع معتبر تولید شود و سایر دستگاه‌ها، در چارچوب قانون، اطلاعات مورد نیاز خود را از همان مرجع دریافت کنند. 

از این منظر، بحث کارت سوخت نیز باید در جای درست خود قرار گیرد و در دوره‌ای که طراحی و اجرا شد، ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف و کنترل بخشی از قاچاق سوخت بود و نمی‌توان نقش آن را در سیاست‌گذاری سوخت نادیده گرفت، اما یک ابزار مدیریتی نباید به هسته دائمی معماری حکمرانی تبدیل شود، چراکه فناوری و نیاز‌های سیاست‌گذاری تغییر کرده‌اند و اکنون می‌توان از زیرساخت‌های موجود برای احراز هویت، پلاک، پرداخت، دوربین، بیمه و خدمات دیجیتال استفاده کرد. 

بنابراین سؤال درست این نیست که «کارت سوخت را حذف کنیم یا نه»، بلکه سؤال این است که آیا کارت باید همچنان هویت اصلی خودرو در نظام توزیع سوخت باشد؟ پاسخ می‌تواند منفی باشد، چراکه کارت می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پشتیبان باقی بماند، اما هویت اصلی خودرو باید به یک شناسه دیجیتال معتبر و یکتا منتقل شود. ایده اصلی می‌تواند ایجاد «هویت هوشمند ملی خودرو» باشد، یعنی شناسه‌ای واحد که اطلاعات پایه و معتبر خودرو به آن متصل شود و دستگاه‌های مختلف، خدمات خود را بر مبنای آن ارائه کنند. در چنین ساختاری، مالکیت، بیمه، معاینه فنی، سوخت، عوارض آزادراهی و شهری، مالیات، تخلفات، استاندارد، آلایندگی، اسقاط، پارکینگ و تردد، به جای آنکه هر کدام هویت و فرایند جداگانه‌ای برای خودرو بسازند، از یک شناسه مشترک استفاده می‌کنند. 

البته یکپارچگی به معنای جمع کردن همه اطلاعات در یک پایگاه مرکزی نیست و اتفاقاً چنین رویکردی می‌تواند خود منشأ خطر‌های تازه باشد، بلکه اطلاعات بیمه باید نزد مرجع بیمه‌ای بماند، اطلاعات مالکیت در مرجع قانونی مربوط نگهداری شود و اطلاعات سوخت نیز در اختیار متولی این حوزه باشد. آنچه باید مشترک شود، هویت و استاندارد تبادل اطلاعات است، نه لزوماً محل نگهداری همه داده‌ها. 

حوزه سوخت می‌تواند نقطه شروع چنین تحولی باشد، زیرا در این بخش چند مسئله همزمان به یکدیگر متصلند و شامل یارانه، مصرف، قاچاق، حمل‌ونقل، پرداخت، خودرو و ناترازی انرژی می‌شود و در برنامه هفتم توسعه نیز حرکت به سمت استفاده بیشتر از داده و تخصیص سوخت بر مبنای عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مسئله فقط نبود قانون یا فناوری نیست؛ بخش مهمی از زیرساخت‌های حقوقی و اجرایی وجود دارد و آنچه کم‌رنگ‌تر است، یک معماری منسجم برای اتصال این اجزاست. 

این تغییر می‌تواند سیاست سوخت را یک گام فراتر نیز ببرد و در وضعیت فعلی، سهمیه عمدتاً به خودرو گره خورده است، اما در بلندمدت می‌توان به سمت مفهوم «حق یا اعتبار انرژی» حرکت کرد، یعنی حمایت انرژی به‌جای آنکه صرفاً در قالب مقدار مشخصی سوخت برای یک خودرو تعریف شود، براساس فرد، خانوار یا فعالیت اقتصادی هدف‌گذاری شود و چنین تغییری می‌تواند امکان سیاست‌گذاری دقیق‌تر درباره یارانه انرژی را فراهم کند و وابستگی حمایت انرژی به داشتن خودرو را کاهش دهد. 

البته در این میان، یک موضوع مهم معمولاً در محاسبات سیاست‌گذاری، یعنی هزینه حکمرانی نادیده گرفته می‌شود و وقتی درباره قیمت بنزین صحبت می‌کنیم، معمولاً هزینه تولید، پالایش، انتقال و توزیع را بررسی می‌کنیم، اما هزینه ایجاد و اداره شبکه‌ای که باید این بنزین را سهمیه‌بندی، ثبت، پرداخت، کنترل و نظارت کند نیز بخشی از اقتصاد واقعی آن است. کارت، دستگاه کارتخوان، شبکه، سامانه، مرکز داده، نیروی انسانی، امنیت، نظارت و مقابله با قاچاق همگی هزینه دارند. 

به همین دلیل، دولت باید علاوه بر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، شاخص دیگری با عنوان «هزینه حکمرانی هر لیتر بنزین» داشته باشد. همین منطق را می‌توان به خودرو تعمیم داد و «هزینه حکمرانی هر خودرو در سال» را محاسبه کرد. اگر مشخص شود اداره و ارائه خدمات مرتبط با هر خودرو چه مقدار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای دولت ایجاد می‌کند، آن‌گاه می‌توان درباره ضرورت هر کارت، سامانه و فرایند قضاوت دقیق‌تری داشت. دولت ابتدا باید فهرست کاملی از کارت‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های داده و فرایند‌های مرتبط با خودرو و سوخت تهیه و هزینه واقعی هر کدام را مشخص کند و پس از آن، شناسه واحد خودرو باید به‌عنوان یک استاندارد ملی تعریف شود و دستگاه‌های مرتبط موظف شوند از آن استفاده کنند. مرحله نهایی نیز باید حذف تدریجی کارت‌ها، مدارک، فرایند‌ها و سامانه‌هایی باشد که پس از ایجاد معماری جدید، کارکرد مستقل و ضروری ندارند. 

نکته مهم این است که این پروژه نباید به ایجاد یک ستاد بزرگ دیگر منجر شود و قرار نیست برای حل مشکل سامانه‌های متعدد، یک سازمان و چند کارگروه جدید ساخته شود. اگر برنامه هفتم قرار است برنامه بهره‌وری و اصلاح ساختار باشد، نباید به برنامه‌ای برای تولید سامانه‌های بیشتر تبدیل شود و قاعدتاً ناترازی انرژی با اضافه کردن لایه‌های جدید اداری حل نمی‌شود و دولت باید بتواند با سامانه‌های کمتر، داده معتبرتر، فرایند کوتاه‌تر و هزینه پایین‌تر همان خدمات یا خدمات بهتری ارائه کند. 

به هر روی کارت سوخت زمانی یک راه‌حل بود و ممکن است همچنان به‌عنوان ابزار پشتیبان مفید باشد، اما نباید اجازه داد یک ابزار، جای معماری حکمرانی را بگیرد و اصلاح واقعی از جایی آغاز می‌شود که دولت به جای پرسیدن اینکه برای این خدمت چه کارت یا سامانه‌ای بسازیم؟ بپرسد چه هویتی از قبل وجود دارد و چگونه می‌توانیم بدون ساختن یک لایه جدید، خدمت خود را روی همان زیرساخت ارائه کنیم؟

| کارشناس اقتصادی




 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است
۳ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی
۵ ساعت قبل / سایت اسب بخار

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی | اسب بخار |

 اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان

آرمان امروز : در شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور شرکت‌های بزرگ فولادی، تولیدی، صنعتی و کارآفرینان برتر، شرکت فولاد هرمزگان دریافت تندیس زرین اجلاس را دریافت کرد. به گزارش ایلنا و به نقل از روابط عمومى شرکت فولاد هرمزگان؛ شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور جمعی از مدیران دولتی و سازمان‌ها، مدیران [ ]

 موافقت‌نامه تجارت ترجیحی ایران با عمان نهایی شد
۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

موافقت‌نامه تجارت ترجیحی ایران با عمان نهایی شد

مدیرکل دفتر غرب آسیا سازمان توسعه تجارت گفت: در راستای تقویت روابط اقتصادی، موافقت‌نامه تجارت ترجیحی با کشور عمان پس از طی مراحل اداری، نهایی شده و جهت بررسی نهایی به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.

 قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۱۰ ساعت قبل / روزنامه تعادل

قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

تازه‌ترین قیمت گوشت قرمز در بازار ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ اعلام شد.

 سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت
۶ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت

اقتصادنیوز: قیمت طلای جهانی در پایان هفته با افزایش همراه شد و این فلز گرانبها را در مسیر ثبت رشد نزدیک به ۵ درصدی در یک هفته قرار داد.