اگر این صحنه را از دور ببینید، احتمالاً آن را بخشی از زندگی روزمره یک خانواده روستایی تصور میکنید؛ اما اگر از نگاه اقتصاد به آن بنگرید، تقریباً تمام این فعالیتها بخشی از زنجیره تولید غذاست. نکته اینجاست که بخش بزرگی از این زنجیره، نه در مزرعه، که با دستان زنانی شکل میگیرد که در آمارهای رسمی اغلب «خانهدار» شناخته میشوند. همین فاصله میان واقعیت و آنچه در اسناد رسمی ثبت میشود، مسئلهای است که امروز از مرز حقوق زنان گذشته و به یکی از چالشهای حکمرانی و فرهنگی در بخش کشاورزی و اقتصاد روستایی تبدیل شده است. تجربه زیسته
امین، ۳۳ساله و از اهالی دهستان پیربازار استان گیلان، درباره فعالیت زنان در روستای محل سکونتش میگوید: «توی روستایی که من زندگی میکردم، زنها را میشد به دو گروه تقسیم کرد. یک گروه اصلاً زمین نداشتند و برای نشاکاری یا کارهای کشاورزی، دستمزد روزانه میگرفتند. بعضیها با همان پول برای خودشان طلا میخریدند یا وسیلهای برای خانه تهیه میکردند، اما بعضی دیگر مجبور بودند درآمدشان را صرف خرج زندگی کنند.» …












