در مواجهه با فجایع تاریخی، مسئله فقط گستره ویرانی نیست، بلکه نسبتی است که انسان پس از فاجعه با رنج دیگری و امکان زندگی معنادار برقرار میکند. در چنین وضعی، ارجاع مسئله به حوزه حقوق و شناسایی مقصران، هرچند ضروری است، کافی نیست. حتی اگر عاملان جنایت مجازات شوند، این پرسش همچنان باقی میماند که انسان چگونه میتواند رنج دیگری را ببیند و در برابر آن بیپاسخ بماند.
کارل یاسپرس، فیلسوف آلمانی اگزیستانس، در کتاب «مسئله تقصیر» با طرح مفهوم «تقصیر مابعدالطبیعی» میکوشد مسئولیت را از سطح قانون فراتر ببرد. او با تفکیک چهار نوع تقصیر ــ کیفری، سیاسی، اخلاقی و مابعدالطبیعی ــ نشان میدهد که در برخی موقعیتها نه دادگاه کافی است و نه حتی داوری وجدان فردی. در این معنا، تقصیر مابعدالطبیعی به آن سکوت و فاصلهای اشاره دارد که میان ما و رنج دیگری شکل میگیرد. …












