
واگذاری مدیریت ایرانخودرو به بخش خصوصی قرار بود بهرهوری را بالا ببرد و کیفیت را اصلاح کند. عملکرد شرکت پس از این تغییر نشان میدهد مشکلات ساختاری همچنان سر جای خود باقی است. انتقال مدیریت ایرانخودرو به بخش خصوصی با چهار هدف مشخص انجام شد؛ افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای تولید، اصلاح ساختار مالی و بهبود کیفیت محصولات. این اهداف برای صنعتی طراحی شده بود که سالها با زیان انباشته، صفهای طولانی تحویل و نارضایتی مشتریان شناخته میشد.
بررسی عملکرد شرکت پس از این واگذاری نشان میدهد فاصله میان وعده و واقعیت هنوز پر نشده است. برای کسی که قصد خرید خودروی داخلی دارد، این یعنی تغییر مالکیت مدیریتی بهتنهایی تضمینی برای تحویل سریعتر یا کیفیت بهتر نبوده است. وعدههای اولیه در برابر واقعیت
منطق پشت خصوصیسازی این بود که مدیریت خصوصی، برخلاف مدیریت دولتی، تصمیمهای اقتصادی را بر اساس سود و زیان میگیرد نه ملاحظات غیراقتصادی. این یعنی کاهش هزینههای اضافی، چابکتر شدن زنجیره تولید و تمرکز بیشتر روی رضایت مشتری. اما گزارشها نشان میدهد ساختار مالی شرکت همچنان با چالشهای جدی روبهرو است.
نکته کلیدی اینجاست که خصوصیسازی یک شرکت بزرگ صنعتی، تنها با تغییر مالک محقق نمیشود. زنجیره تأمین قطعات، قیمتگذاری دستوری و تعهدات پیشین به مشتریان، همگی محدودیتهایی هستند که مدیریت جدید هم …












