قیمت طلا امروز




 سایت دلگرم / ۳۵ ساعت قبل

داستان کودکانه کوتاه ستاره ای که از آسمان لغزید

داستان کودکانه درباره دختری به نام آذر که ستاره افتاده را نجات می دهد؛ داستانی آموزنده درباره مهربانی و کمک به دیگران.
 داستان کودکانه کوتاه ستاره ای که از آسمان لغزید

قصه «ستاره ای که از آسمان لغزید» برای کودک ۷ ساله

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربان، هیچ کس نبود.
در خانه ای کوچک، دختری زندگی می کرد به نام آذر. آذر هر شب، پیش از خواب، ستاره ها را می شمرد. یک، دو، سه... تا آن جا که چشم هایش خسته می شد.
یک شب، در میانِ شمارش، دید یک ستاره از آسمان لغزید. ستاره مانند قطره ای از نور، از بالا به پایین آمد و در باغِ پشتِ خانه فرود آمد.
آذر پالتویش را پوشید و به باغ رفت. در میانِ علف ها، ستاره ای کوچک افتاده بود. نورش کم و کم تر می شد. ستاره با صدایی لرزان گفت: «از آسمان افتاده ام. اگر پیش از سپیده دم برنگردم، خاموش می شوم.»
آذر گفت: «نترس. من کمکت می کنم.»
نخست، نزدِ باد رفت و گفت: «ای باد، ستاره ای افتاده است. آیا می توانی او را به آسمان ببری؟» باد پاسخ داد: «من تنها برگ ها را می برم. ستاره برای من سنگین است.»

پس آذر نزدِ جویِ آب رفت و گفت: «ای جوی، ستاره ای افتاده است. آیا می توانی او را به آسمان ببری؟» جوی پاسخ داد: «من تنها به سویِ دریا می روم. راهِ آسمان را نمی دانم.»
پس آذر نزدِ کرمِ شب تاب رفت و گفت: «ای کرمِ مهربان، ستاره ای افتاده است. آیا می توانی او را به آسمان ببری؟» کرمِ شب تاب لبخندی زد و گفت: «من نمی توانم او را ببرم. اما می توانم راه را روشن کنم. تو خودت او را ببر.»
آذر ستاره را در دو کفِ دستش گرفت. از نردبانِ چوبیِ باغ بالا رفت. کرمِ شب تاب دورش پرواز کرد و راه را روشن ساخت. آذر دست هایش را بالا برد، تا آن جا که می توانست، و ستاره را رها کرد.
ستاره بالا رفت، بالا و بالاتر، و دوباره در آسمان نشست. و این بار، روشن تر از پیش درخشید.
آذر به خانه برگشت. در رخت خوابش دراز کشید. و آن شب، ستاره ی درخشان، تنها برای او، یک بار چشمک زد. ✨

همچنین بخوانید: بوی موم، بوی خاطره داستان کودکانه آخرین شمع ساز شهر اوستا بهرام در کوچه سنگ فرش، شمع هایی می سازد که نه فقط روشنایی، بلکه بوی خاطره و صبر دارند؛ حالا دختر کوچکی آمده تا راز این نور گرم را یاد بگیرد.

و قصه به پایان رسید، و شب، آرام، بر شهر نشست.

نکته ی کوتاه: هنگامِ خواندن، شمارشِ ستاره ها («یک، دو، سه») و پاسخِ سه موجود را با کودک …



 مورچه ای که کوهی را جابه جا کرد؛ قصه ای درباره صبر و پشتکار برای کودکان
۱۰ ساعت قبل / سایت دلگرم

مورچه ای که کوهی را جابه جا کرد؛ قصه ای درباره صبر و پشتکار برای کودکان

داستان کودکانه درباره دختری به نام آذر که ستاره افتاده را نجات می دهد؛ داستانی آموزنده درباره مهربانی و کمک به دیگران.

 بوی موم، بوی خاطره داستان کودکانه آخرین شمع ساز شهر
۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷ / سایت دلگرم

بوی موم، بوی خاطره داستان کودکانه آخرین شمع ساز شهر

داستان کودکانه درباره دختری به نام آذر که ستاره افتاده را نجات می دهد؛ داستانی آموزنده درباره مهربانی و کمک به دیگران.

 شربت بی بی اسلیپ برای چی خوبه؟ آیا شربت بی بی اسلیپ برای نوزاد ضرر دارد؟
۴۴ دقیقه قبل / سایت مجله آلامتو

شربت بی بی اسلیپ برای چی خوبه؟ آیا شربت بی بی اسلیپ برای نوزاد ضرر دارد؟

داستان کودکانه درباره دختری به نام آذر که ستاره افتاده را نجات می دهد؛ داستانی آموزنده درباره مهربانی و کمک به دیگران.

 بهترین روش برای نگهداری از غذای کودک در طولانی مدت
۲ ساعت قبل / سایت دلگرم

بهترین روش برای نگهداری از غذای کودک در طولانی مدت

داستان کودکانه درباره دختری به نام آذر که ستاره افتاده را نجات می دهد؛ داستانی آموزنده درباره مهربانی و کمک به دیگران.

 وقتی کودک حسودی می‌کند چه کنیم؟
۵ ساعت قبل / سایت نی نی بان

وقتی کودک حسودی می‌کند چه کنیم؟

داستان کودکانه درباره دختری به نام آذر که ستاره افتاده را نجات می دهد؛ داستانی آموزنده درباره مهربانی و کمک به دیگران.