خر دادن و خیار ستدن خر داده و زر داده و سر داده. خر را جایی می بندند که صاحب خر راضی باشد خر را که به عروسی می برند، برای خوشی نیست، برای آب کشی است. خر را گم کرده پی افسارش (پالانش – نعلش) می گردد. خر سوار خمره شده خر سواری را حساب نمی کند. خر و گاو را با یک چوب می راند خر سی شاهی پالان دوزار (دوهزار)! خر سی صنار پالان هف صنار! خر عیسی به آسمان نرود! خر که جوش زیاد شد لگد و جفتک می پراند خر که یک بار پایش به چاله رفت، دیگر از آن راه نمی رود. خر مال کسی است که سوار است. خر همان خر است پالانش عوض شده خریت نه تنها علف خوردن است خری زاد و خری زید و خری مرد راه رفتن را از گاو یاد بگیر، آب خوردن را از خر! زبان خر را خلج داند. سر خر بودن بهتر از دم اسب بودن است قدر لوزینه خر کجا داند قسمت را باور کنم یا عرعر خر را؟ قیمت زعفران چه داند خر کار کردن خر، خوردن یابو کاه را پیش سگ و استخوان را پیش خر می ریزد. کره خر از خریت پیش پیش مادر است. گر نبودی چوب تر، فرمان نبردی گاو و خر مرگ خر عروسی سگ است. مزد خرچرانی، خرسواری است! هرچه داره به بر داره، به خونه دست خر داره!
همچنین بخوانید: ضرب المثل بوقلمون و مفهوم دورویی در فرهنگ عامه، بوقلمون به افرادی گفته می شود که شخصیت ثابت ندارند و به راحتی رنگ عوض می کنند؛ این ضرب المثل هشداری است درباره اعتماد نکردن به آدم های… هرکه خر شد بارش می کنند. هرکه خر شد سوارش می شوند. هر که خری ندارد، غمی ندارد یاسین به گوش خر خواندن.


![[محمد محمودهاشمی] درباره کودتای ۲۸ مرداد](/news/u/2026-08-19/ettelaat-zae98.jpg)

![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)




