قیمت طلا امروز




 سایت فرتاک / ۱۴۰۵/۰۵/۱۰

اختلاف قیمت کارخانه و بازار خودروهای ایران خودرو در مرداد 1405

با آغاز طرح فروش مرداد ۱۴۰۵ ایران خودرو، اختلاف قیمت میان نرخ کارخانه و بازار آزاد نشان‌دهنده حاشیه سود بالای برخی خودروهاست.
 اختلاف قیمت کارخانه و بازار خودروهای ایران خودرو در مرداد 1405



۱۰ دقیقه قبل / سایت صفحه اقتصاد

جنگی که به سفره آمریکایی رسید؛ بحران گوشت چرخ کرده مسئله اصلی ترامپ شد!

صفحه اقتصاد -

تصمیم جدید دولت ترامپ برای واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت چرخ‌کرده بدون اعمال تعرفه‌های خارج از سهمیه، در ظاهر اقدامی برای تنظیم بازار است؛ اما در لایه‌ای عمیق‌تر، تصویری از یک چالش سیاسی بزرگ‌تر ارائه می‌دهد: جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را در خارج از مرزها به نمایش بگذارد، اکنون آثار خود را در هزینه زندگی شهروندان آمریکایی نشان می‌دهد.

ترامپ اعلام کرده گوشت وارداتی می‌تواند حدود ۲۵ درصد ارزان‌تر از قیمت فعلی بازار عرضه شود؛ با این حال، کاخ سفید هنوز جزئیات کشورهای تأمین‌کننده و سازوکار تضمین این کاهش قیمت را اعلام نکرده است. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که تعداد گاو و گوساله در آمریکا به حدود ۸۶.۲ میلیون رأس رسیده؛ سطحی که از دهه ۱۹۵۰ تاکنون کم‌سابقه است.

تناقض سیاستی نیز همین‌جاست. دولتی که تعرفه و حمایت از تولید داخلی را از ابزارهای اصلی سیاست اقتصادی خود می‌دانست، برای کنترل قیمت گوشت در بازار داخلی ناچار شده به عرضه خارجی تکیه کند. پیش از این نیز دولت ترامپ در فوریه مجوز واردات سالانه ۸۰ هزار تن گوشت کم‌چرب از آرژانتین را بدون تعرفه صادر کرده بود؛ گوشتی که بخش قابل توجهی از آن در تولید گوشت چرخ‌کرده کاربرد دارد.

اما مسئله اصلی تعرفه نیست؛ مسئله، هزینه زندگی است.

جنگ ایران از همان ابتدا بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داد و هرچند قیمت نفت از اوج اولیه فاصله گرفته، آثار شوک انرژی همچنان در بخش‌های مختلف اقتصاد آمریکا باقی مانده است. افزایش قیمت گازوئیل، هزینه فعالیت کشاورزی، حمل‌ونقل، تولید و جابه‌جایی خوراک دام را بالا می‌برد و در نهایت می‌تواند خود را در قیمت مواد غذایی نشان دهد.

این زنجیره را نمی‌توان نادیده گرفت: سوخت گران‌تر یعنی کشاورزی گران‌تر، حمل‌ونقل گران‌تر و در نهایت فشار بیشتر بر قیمت مواد غذایی. هزینه تولید و توزیع محصولات کشاورزی، به‌ویژه در آستانه فصل برداشت، مستقیماً از قیمت سوخت و نهاده‌ها تأثیر می‌گیرد.

گوشت چرخ‌کرده نیز به دلیل جایگاهش در سبد مصرف خانوار، به نمادی مناسب برای این بحران تبدیل شده است. برخلاف شاخص‌های پیچیده اقتصادی که ممکن است برای مردم ملموس نباشند، قیمت یک بسته گوشت در فروشگاه مستقیماً به مصرف‌کننده می‌گوید که هزینه زندگی افزایش یافته است.

از سوی دیگر، تصمیم دولت ترامپ یک واقعیت ساختاری را نیز آشکار می‌کند: تولید داخلی آمریکا در کوتاه‌مدت امکان افزایش سریع عرضه گوشت را ندارد. کاهش تعداد دام، محدودیت ظرفیت تولید و افزایش هزینه نهاده‌ها باعث شده است تنظیم بازار از مسیر افزایش فوری تولید داخلی دشوار باشد.

اما اهمیت این موضوع فقط اقتصادی نیست؛ ابعاد سیاسی آن برای ترامپ حتی مهم‌تر است.

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، افزایش هزینه‌های زندگی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین نقاط آسیب دولت تبدیل شود. رأی‌دهنده آمریکایی ممکن است درباره سیاست خارجی، امنیت انرژی یا معادلات ژئوپلیتیکی تحلیل‌های متفاوتی داشته باشد، اما قیمت بنزین، گازوئیل و مواد غذایی را هر روز در زندگی خود لمس می‌کند.

اینجاست که جنگ خارجی به مسئله‌ای داخلی تبدیل می‌شود.

ترامپ می‌تواند درباره اهمیت تنگه هرمز، امنیت انرژی و موازنه قدرت در خاورمیانه سخن بگوید، اما اگر هزینه پر کردن باک خودرو یا خرید گوشت افزایش یابد، روایت سیاسی او با یک واقعیت ملموس اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.

از این منظر، واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت را نباید صرفاً یک تصمیم تجاری دانست. دولت ترامپ تلاش می‌کند بخشی از تبعات اقتصادی جنگ را پیش از آنکه به بحران سیاسی تبدیل شود، مهار کند؛ از کاهش فشار بازار سوخت گرفته تا کنترل قیمت مواد غذایی.

اما این سیاست یک سؤال مهم را بی‌پاسخ می‌گذارد: آیا می‌توان آثار اقتصادی یک بحران خارجی را با مداخلات کوتاه‌مدت در بازار داخلی خنثی کرد؟

ترامپ جنگ را با هرمز، نفت و قدرت ژئوپلیتیک آغاز کرد؛ اما اکنون بخشی از نبرد سیاسی او در جایی بسیار نزدیک‌تر جریان دارد: قفسه فروشگاه‌های مواد غذایی.

در نهایت ممکن است رأی‌دهنده آمریکایی درباره کارنامه سیاست خارجی ترامپ نه با نقشه خلیج فارس، بلکه با قیمت یک کیلو گوشت چرخ‌کرده، یک گالن بنزین و هزینه پر کردن باک خودرو قضاوت کند. مطالعه بیشتر: ترامپ تعرفه واردات گوشت را دور زد؛ ۳۰۰ هزار تن گوشت ارزان وارد آمریکا می‌شود اخبار مرتبط circle صعود بیت کوین به بالای ۷۵ هزار دلار circle ۴۰ تریلیون دلار؛ صورت‌حساب جنگ ترامپ؟ circle ادعای آمریکا درباره شکست مذاکرات ایران و عمان/ هرمز به نقطه اختلاف واشنگتن و تهران تبدیل شد circle ۴۰ تریلیون دلار بدهی؛ صورت‌حساب جنگ ترامپ از راه رسید پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟


۱ ساعت قبل / سایت صفحه اقتصاد

اتریوم از مرز ۲۴۰۰ دلار عبور کرد/ موج تازه صعود در بازار رمزارزها

صفحه اقتصاد -

اتریوم در ادامه رشد اخیر خود توانست سطح مهم ۲۴۰۰ دلار را پشت سر بگذارد. داده‌های بازار نشان می‌دهد این رمزارز طی روزهای اخیر رشد قابل‌توجهی داشته و عبور از محدوده ۲۴۰۰ دلار، از نظر تکنیکال یکی از سطوح مهم برای ادامه حرکت قیمت محسوب می‌شود.

برخی تحلیل‌ها این سطح را مقاومت کلیدی اتریوم می‌دانند و تثبیت قیمت بالاتر از آن می‌تواند مسیر را برای ادامه صعود هموار کند؛ در مقابل، بازگشت قیمت به زیر این محدوده می‌تواند احتمال اصلاح کوتاه‌مدت را افزایش دهد.

مطالعه بیشتر: قیمت ارزهای دیجیتال امروز چهارشنبه 17 تیر 1405 | بیت کوین، اتریوم و تتر اخبار مرتبط circle قیمت بیت کوین و ارزهای دیجیتال امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ | نرخ تتر، اتریوم و رمزارزهای محبوب circle قیمت ارز دیجیتال امروز چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ | بیت‌کوین، تتر، اتریوم و رمزارزهای پرطرفدار circle قیمت ارزهای دیجیتال امروز سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ | بیت‌کوین، اتریوم، تتر و سایر رمزارزها circle قیمت ارزهای دیجیتال امروز دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ | بیت‌کوین، اتریوم و تتر پیشنهاد سردبیر circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟ circle سرپرست وزارت دفاع: اجازه تجاوز به کشورمان را نخواهیم داد


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

۲۴ میلیون خودروی فرسوده، هزینه پنهان بحران بنزین در ایران/ گران بودن خودرو و ناتوانی مردم از خرید، ناوگان فرسوده می‌سازد/ مردم مقصرند یا خودروهای بی‌کیفیت و پرمصرف خودروسازان؟

 بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در ایران، فقط یک بحران حمل‌ونقلی نیست؛ بخشی از معادله ناترازی بنزین و اتلاف منابع کشور است. خودرو‌هایی که گاه دو یا سه برابر نمونه‌های جدید بنزین مصرف می‌کنند، هر روز هزینه بیشتری به دولت و خانوار‌ها تحمیل می‌کنند؛ اما در شرایطی که سیاست‌گذار مدام از یارانه بنزین و مصرف بالای مردم می‌گوید، کمتر درباره این پرسش صحبت می‌شود که چرا میلیون‌ها ایرانی همچنان امکان جایگزینی خودرو‌های قدیمی و پرمصرف خود را ندارند. پاسخ را باید در گرانی خودرو، شکست سیاست اسقاط، ضعف نوسازی ناوگان و ساختار انحصاری صنعت خودرو جست‌و‌جو کرد.

هر بار که بحث ناترازی بنزین در ایران بالا می‌گیرد، معمولاً یک روایت آشنا تکرار می‌شود. روایتی مبنی بر اینکه مصرف مردم زیاد است، قیمت بنزین پایین است، یارانه سنگینی پرداخت می‌شود و برای جبران کسری باید بنزین وارد کرد. در این روایت، راه‌حل هم عمدتاً در سمت مصرف‌کننده جست‌و‌جو می‌شود؛ افزایش قیمت، تغییر سهمیه، کنترل مصرف و مقابله با قاچاق. اما کسی نمی‌گوید که چه بخشی از این میزان به خاطر خودرو‌هایی است که در اختیار مردم قرار دارد؟

این پرسش وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد؛ ناوگانی که بخش قابل توجهی از آن را خودرو‌ها و موتورسیکلت‌هایی تشکیل می‌دهند که سال‌ها از عمر مفیدشان گذشته است.

فرسودگی این ناوگان فقط به معنای ظاهر قدیمی خودرو‌ها یا افزایش احتمال خرابی نیست. خودرو‌های قدیمی‌تر معمولاً از فناوری‌های کم‌مصرف خودرو‌های جدید بی‌بهره‌اند و در بسیاری موارد برای پیمایش یک مسافت مشخص، سوخت بیشتری مصرف می‌کنند. وقتی این اختلاف مصرف در میلیون‌ها وسیله نقلیه ضرب شود، نتیجه دیگر یک مسئله فردی نیست؛ به یک اتلاف بزرگ منابع انرژی در مقیاس ملی تبدیل می‌شود.

در واقع، بخشی از پولی که دولت امروز برای تأمین بنزین و جبران ناترازی آن هزینه می‌کند، می‌تواند صورت‌حساب سال‌ها تأخیر در نوسازی ناوگان حمل‌ونقل کشور باشد. بنزین زیاد مصرف می‌شود یا خودرو‌ها زیاد می‌سوزانند؟

برآورد‌های مختلف از مصرف سوخت خودرو‌های موجود در کشور نشان می‌دهد بسیاری از خودرو‌های سواری در ایران در محدوده ۱۰ تا ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف دارند و در برخی مدل‌های قدیمی‌تر این میزان حتی بیشتر می‌شود.

در مقابل، خودرو‌های جدید و کم‌مصرف در بسیاری از بازار‌های جهانی توانسته‌اند مصرف سوخت را به محدوده ۴ تا ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برسانند. البته مقایسه مصرف خودرو‌ها باید بر اساس نوع خودرو، حجم موتور، استاندارد آزمون و شرایط رانندگی انجام شود و نمی‌توان برای همه خودرو‌ها یک عدد ثابت در نظر گرفت، اما فاصله کلی میان ناوگان قدیمی و خودرو‌های جدید روشن است.

برای درک ابعاد مسئله کافی است یک مثال ساده را در نظر بگیریم. خودرویی که برای پیمایش ۱۰۰ کیلومتر، ۱۲ لیتر بنزین مصرف می‌کند، نسبت به خودرویی با مصرف ۵ لیتر، در هر ۱۰۰ کیلومتر ۷ لیتر بیشتر سوخت می‌سوزاند.

این اختلاف در یک خودرو شاید چندان چشمگیر به نظر نرسد، اما وقتی میلیون‌ها خودرو هر روز در شهر‌ها و جاده‌های کشور تردد می‌کنند، همین چند لیتر به میلیون‌ها لیتر مصرف اضافه تبدیل می‌شود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که «ایرانی‌ها زیاد بنزین مصرف می‌کنند». بخشی از مسئله این است که ایرانی‌ها با خودرو‌هایی رانندگی می‌کنند که مصرف سوخت آنها با استاندارد‌های روز فاصله دارد.

این تفاوت، اهمیت اسقاط و نوسازی ناوگان را دوچندان می‌کند. اسقاط خودرو‌های فرسوده نباید صرفاً یک سیاست زیست‌محیطی یا ترافیکی تلقی شود؛ اسقاط می‌تواند یکی از ابزار‌های کاهش مصرف سوخت و صرفه‌جویی ارزی کشور باشد.

گزارش‌های رسمی نیز نشان داده‌اند که خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه تردد می‌تواند به صرفه‌جویی قابل توجه در مصرف سوخت منجر شود؛ بنابراین هر خودروی فرسوده‌ای که همچنان در خیابان باقی می‌ماند، فقط یک مسئله مربوط به آلودگی هوا نیست؛ یک مصرف‌کننده اضافی انرژی نیز هست. معادله معکوس واردات بنزین و انحصار خودرو

در سال‌های اخیر دولت بار‌ها درباره هزینه واردات بنزین و فشار ناترازی سوخت بر منابع کشور هشدار داده است. اما برای فهم ریشه این هزینه، باید زنجیره‌ای را دید که از خودرو آغاز می‌شود و به پالایشگاه و واردات سوخت می‌رسد. یک سوی این زنجیره، خودروی پرمصرف قرار دارد؛ خودرویی که فناوری قدیمی دارد و سوخت بیشتری می‌سوزاند. سوی دیگر، دولتی قرار دارد که باید این مصرف را با تولید داخلی یا واردات بنزین پاسخ دهد. در این میان، ساختار بازار خودرو نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

وقتی واردات خودرو برای سال‌ها با محدودیت مواجه بوده، رقابت در بازار ضعیف مانده و بخش بزرگی از تولید داخلی نیز با فناوری‌های قدیمی و مصرف سوخت بالا ادامه پیدا کرده است، طبیعی است که روند نوسازی ناوگان با مشکل مواجه شود.

در یک بازار رقابتی، خودرو‌های قدیمی به تدریج از چرخه خارج می‌شوند و خودرو‌های جدید جای آنها را می‌گیرند. اما وقتی خودروی جدید به اندازه کافی تولید یا وارد نشود و قیمت آن نیز از توان خرید بخش بزرگی از جامعه فراتر برود، این چرخه متوقف می‌شود.

نتیجه همان چیزی است که امروز در خیابان‌های ایران دیده می‌شود؛ خودرو‌هایی که باید سال‌ها پیش از چرخه خارج می‌شدند، همچنان تردد می‌کنند.

از این زاویه، واردات بنزین را می‌توان بخشی از صورت‌حساب پنهان ساختار ناکارآمد بازار خودرو دانست.

این البته به آن معنا نیست که تمام هزینه واردات بنزین ناشی از خودرو‌های فرسوده است. ناترازی سوخت دلایل مختلفی دارد؛ از رشد تعداد خودرو‌ها و پیمایش گرفته تا حمل‌ونقل عمومی ناکافی، قیمت سوخت، قاچاق و محدودیت‌های تولید. اما نادیده گرفتن نقش کیفیت و سن ناوگان، تصویر ناقصی از بحران ارائه می‌دهد. خودروی گران، ناوگان فرسوده می‌سازد

شاید یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مفقوده در بحث خودرو‌های فرسوده همین باشد. مردمی که خودروی قدیمی دارند، لزوماً نمی‌خواهند خودروی قدیمی داشته باشند؛ در بسیاری موارد توان خرید خودروی جدید را ندارند.

مالک یک خودروی ۱۵ یا ۲۰ ساله به خوبی می‌داند که مصرف سوخت آن بالاست، هزینه تعمیراتش افزایش یافته و ایمنی آن با خودرو‌های جدید قابل مقایسه نیست. اما دانستن این واقعیت، منابع مالی لازم برای خرید یک خودروی جدید را ایجاد نمی‌کند.

وقتی قیمت خودرو‌های جایگزین به چند میلیارد تومان می‌رسد، ارزش خودروی فرسوده در برابر آن بسیار ناچیز است. در چنین شرایطی حتی اگر مالک خودروی خود را اسقاط کند، همچنان با یک شکاف مالی بسیار بزرگ برای خرید خودروی جایگزین مواجه است.

به همین دلیل، نمی‌توان صرفاً به مالک خودرو گفت «خودرویت را اسقاط کن» و انتظار داشت مسئله حل شود.

نوسازی زمانی اتفاق می‌افتد که خودروی جایگزین قابل خرید وجود داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که گرانی خودرو به بحران انرژی متصل می‌شود.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است

اگر یک خانواده توان خرید خودروی کم‌مصرف را نداشته باشد، ناچار است همان خودروی قدیمی را نگه دارد. خودروی قدیمی بنزین بیشتری مصرف می‌کند. مصرف بیشتر، ناترازی سوخت را تشدید می‌کند. دولت برای جبران ناترازی هزینه بیشتری می‌پردازد و در نهایت بخشی از این هزینه از طریق بودجه، مالیات، تورم یا سیاست‌های قیمتی به جامعه منتقل می‌شود؛ بنابراین ممکن است خودرویی که خانواده به دلیل فقر یا کاهش قدرت خرید نمی‌تواند تعویض کند، در نهایت هزینه بیشتری به کل اقتصاد تحمیل کند.

این مسئله برای رانندگانی که خودرو ابزار کار آنهاست، جدی‌تر است. راننده تاکسی، راننده تاکسی اینترنتی، وانت‌دار یا فردی که با خودروی شخصی امرار معاش می‌کند، نمی‌تواند یک‌شبه خودروی چند ساله خود را کنار بگذارد و چند میلیارد تومان برای خرید خودروی جدید پرداخت کند.

اگر دولت محدودیت تردد، قطع خدمات یا ممنوعیت فعالیت خودرو‌های فرسوده را اعمال کند، اما همزمان تسهیلات واقعی و خودروی جایگزین در اختیار مالک قرار ندهد، هزینه این سیاست مستقیماً به خانوار منتقل خواهد شد.

اصل خروج خودرو‌های بسیار آلاینده و ناایمن از چرخه تردد قابل دفاع است؛ اما نحوه اجرای آن اهمیت دارد.

سیاست درست این است که ابتدا امکان نوسازی ایجاد شود و سپس محدودیت برای خودرو‌های فرسوده اعمال شود، نه اینکه ابتدا ابزار معیشت مردم محدود شود و بعد از آنها خواسته شود خودروی جایگزین تهیه کنند.

در غیر این صورت، سیاستی که با هدف کاهش مصرف بنزین و آلودگی هوا طراحی شده، می‌تواند به افزایش فشار اقتصادی بر گروه‌های کم‌درآمد منجر شود. ۵۰۰ هزار اسقاط؛ قانونی که روی کاغذ مانده است

مشکل دیگر، سرعت پایین اسقاط خودروهاست. بر اساس اهداف تعیین‌شده در قانون برنامه هفتم پیشرفت، باید سالانه حدود ۵۰۰ هزار خودروی فرسوده از چرخه خارج شود. اما آمار عملکرد نشان می‌دهد فاصله زیادی میان هدف قانونی و واقعیت وجود دارد.

در سال گذشته حدود ۲۰۴ هزار دستگاه اسقاط شد؛ یعنی کمتر از نیمی از هدف تعیین‌شده. این عقب‌ماندگی زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم هر سال تعداد قابل توجهی خودروی جدید نیز وارد ناوگان کشور می‌شود. اگر سرعت خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه کمتر از سرعت لازم باشد، نوسازی واقعی اتفاق نمی‌افتد و انباشت خودرو‌های قدیمی ادامه پیدا می‌کند.

در واقع، بحران امروز نتیجه شکست یک سیاست در یک مقطع زمانی نیست؛ حاصل سال‌ها انباشت عقب‌ماندگی در اسقاط و نوسازی ناوگان است. چرا چرخه اسقاط قفل شده است؟

چرخه اسقاط در ایران با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و مقرراتی مواجه است. از یک سو، مالک خودروی فرسوده انگیزه مالی کافی برای تحویل خودرو ندارد. ارزش خودروی اسقاطی در مقایسه با قیمت خودروی جایگزین بسیار پایین است.

از سوی دیگر، سازوکار گواهی اسقاط و تعهدات خودروسازان و واردکنندگان در سال‌های مختلف با تغییرات متعدد مواجه شده و همین موضوع، بازار اسقاط را با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو کرده است.

اصلاح آیین‌نامه ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو و تغییر برخی الزامات گواهی اسقاط می‌تواند بخشی از مشکلات مقرراتی را کاهش دهد، اما حتی اصلاح مقررات نیز بدون ایجاد تقاضای واقعی برای اسقاط کافی نیست.

تا زمانی که مالک خودرو نداند پس از تحویل خودروی فرسوده چگونه و با چه منابعی خودروی جدید تهیه کند، اسقاط به یک چرخه پایدار تبدیل نخواهد شد.

به بیان ساده، مشکل فقط این نیست که «خودرو‌ها اسقاط نمی‌شوند»؛ مشکل این است که اقتصاد اسقاط برای مالک خودرو صرفه ندارد.

در بحث خودرو‌های فرسوده، تمرکز افکار عمومی معمولاً بر خودرو‌های سواری است، اما بخش موتورسیکلت‌ها نیز وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای دارد. در برخی آمارها، تعداد موتورسیکلت‌های فرسوده کشور حدود ۱۴ میلیون دستگاه اعلام شده است. سهم بالای موتورسیکلت‌های فرسوده از کل ناوگان موتورسیکلت کشور نیز بار‌ها از سوی مسئولان و نهاد‌های مرتبط مورد هشدار قرار گرفته است. یک تناقض بزرگ؛ بنزین را مقصر می‌کنیم، خودرو را فراموش می‌کنیم

بحث ناترازی بنزین در ایران معمولاً با یک گزاره ساده آغاز می‌شود؛ مصرف زیاد است و قیمت پایین. اما اگر هدف واقعاً کاهش مصرف سوخت است، سیاست‌گذار باید همه عوامل مؤثر بر مصرف را همزمان ببیند. نمی‌توان از مردم خواست کمتر بنزین مصرف کنند، اما خودرو‌هایی در اختیار آنها گذاشت که مصرفشان چند برابر خودرو‌های جدید است. نمی‌توان از مردم خواست خودرو‌های فرسوده را کنار بگذارند، اما خودروی جایگزین را با قیمت‌هایی عرضه کرد که بخش بزرگی از جامعه توان خرید آن را ندارد؛ و نمی‌توان از خودروساز انتظار کاهش مصرف سوخت داشت، اما سال‌ها بازار را از رقابت واقعی دور نگه داشت.

ناترازی بنزین فقط مسئله پالایشگاه نیست؛ مسئله خودرو هم هست. اصلاح قیمت بنزین ممکن است بخشی از رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد، اما اگر خودرو همان خودرو باشد، بخشی از اتلاف انرژی همچنان ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، سیاست انرژی و سیاست خودرو در ایران را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. چرا یک خودروی کم‌مصرف می‌تواند سرمایه‌گذاری باشد؟

یکی از اشتباهات سیاست‌گذاری، نگاه کردن به واردات خودرو صرفاً از زاویه خروج ارز است. طبیعی است که واردات خودرو منابع ارزی نیاز دارد، اما تحلیل اقتصادی نباید به هزینه اولیه محدود شود. اگر خودروی جدید و کم‌مصرف بتواند در طول عمر خود هزاران لیتر کمتر از یک خودروی قدیمی بنزین مصرف کند، بخشی از هزینه ارزی اولیه آن از محل صرفه‌جویی در مصرف سوخت جبران می‌شود. به همین دلیل، سؤال درست این نیست که «واردات خودرو ارز می‌برد یا نه؟» سؤال درست این است که کدام خودرو، با چه میزان مصرف، با چه قیمتی و در چه مقیاسی وارد شود و هزینه و فایده آن برای کل اقتصاد کشور چیست؟

همین منطق درباره صنعت خودروسازی داخلی نیز صدق می‌کند. اگر خودروساز داخلی بتواند با استفاده از فناوری روز، مصرف خودرو را کاهش دهد، نتیجه فقط ارتقای محصول نیست؛ کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی و کاهش فشار بر منابع ارزی کشور نیز خواهد بود؛ بنابراین رقابت در صنعت خودرو را نباید فقط از زاویه کیفیت خودرو یا رضایت مصرف‌کننده دید؛ رقابت می‌تواند بخشی از سیاست انرژی کشور نیز باشد. صرفه‌جویی بنزین می‌تواند خرج نوسازی شود

راه دیگری که می‌تواند چرخه اسقاط را از بن‌بست خارج کند، استفاده از منافع حاصل از صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی نوسازی است. اگر خروج یک خودروی فرسوده از چرخه باعث کاهش مصرف بنزین می‌شود، بخشی از ارزش اقتصادی این صرفه‌جویی می‌تواند به صندوق یا سازوکاری اختصاص یابد که تسهیلات نوسازی به مالک همان خودرو یا سایر مالکان خودرو‌های فرسوده ارائه دهد.

در این صورت، یک چرخه اقتصادی شکل می‌گیرد. یعنی خودروی فرسوده خارج می‌شود؛ مصرف سوخت پایین می‌آید؛ هزینه تأمین بنزین کاهش پیدا می‌کند؛ بخشی از منابع آزادشده صرف نوسازی می‌شود؛ خودرو‌های کم‌مصرف بیشتری وارد ناوگان می‌شوند و مصرف دوباره کاهش پیدا می‌کند.

این مدل با سیاستی که صرفاً بر افزایش جریمه، محدودیت تردد یا افزایش قیمت سوخت تکیه دارد، تفاوت اساسی دارد.

در سیاست نخست، دولت تلاش می‌کند علت مصرف بالا را اصلاح کند؛ در سیاست دوم، عمدتاً تلاش می‌شود هزینه مصرف بالا را از مردم دریافت کند. راه‌حل، فقط اسقاط نیست؛ نوسازی واقعی است

اگر قرار است میلیون‌ها خودروی فرسوده از چرخه خارج شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر قرار است مردم خودرو‌های قدیمی خود را کنار بگذارند، باید توان مالی این کار را داشته باشند؛ و اگر قرار است ناوگان کشور واقعاً کم‌مصرف شود، خودرو‌های جدید باید از نظر فناوری و مصرف سوخت یک گام جدی جلوتر از ناوگان فعلی باشند؛ بنابراین راه‌حل واقعی در یک بسته سیاستی به‌هم‌پیوسته قرار دارد؛ شکستن انحصار بازار خودرو، افزایش رقابت، تسهیل واردات خودرو‌های کم‌مصرف و استاندارد با تعرفه منطقی، ارتقای فناوری تولید داخلی، ارائه تسهیلات واقعی برای نوسازی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و استفاده از منافع صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی همین فرآیند.

در چنین چارچوبی، واردات خودرو دیگر صرفاً یک هزینه ارزی نخواهد بود و اسقاط نیز صرفاً به تحویل یک خودروی قدیمی و دریافت مبلغی ناچیز محدود نمی‌شود.

هدف باید ایجاد چرخه‌ای باشد که در آن خودروی پرمصرف و فرسوده با خودروی کم‌مصرف و استاندارد جایگزین شود.

بحران امروز فقط این نیست که ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد. مسئله این است که این ناوگان همچنان در حال مصرف بنزین، تولید آلودگی و تحمیل هزینه به اقتصاد است و همزمان سرعت جایگزینی آن با خودرو‌های جدید بسیار کمتر از نیاز کشور است.

در سال‌هایی که سیاست‌گذار بار‌ها از ضرورت اصلاح مصرف انرژی و واقعی‌سازی قیمت‌ها سخن گفته، یک واقعیت نباید نادیده گرفته شود: مصرف‌کننده ایرانی فقط انتخاب نمی‌کند که چقدر بنزین مصرف کند؛ او تا حد زیادی با خودرویی مصرف می‌کند که ساختار بازار و سیاست صنعتی در اختیارش گذاشته است.

اگر خودرو‌های کم‌مصرف، ایمن و استاندارد با قیمت قابل دسترس وجود نداشته باشند، نمی‌توان تمام مسئولیت مصرف بالا را بر دوش مردم گذاشت. اگر خودرو‌های فرسوده باید اسقاط شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر دولت از هزینه یارانه بنزین ناراضی است، باید به هزینه‌ای که از ناکارآمدی ناوگان و صنعت خودرو پرداخت می‌کند نیز نگاه کند؛ و اگر هدف کاهش مصرف سوخت است، یکی از مؤثرترین مسیر‌ها می‌تواند کاهش مصرف خودرو‌ها باشد، نه فقط گران‌تر کردن بنزین.

در نهایت، خودرو‌های فرسوده فقط مشکل خیابان‌های ایران نیستند؛ بخشی از بحران انرژی، بودجه، آلودگی هوا و معیشت کشورند. بنابراین، اگر قرار است ناترازی بنزین واقعاً درمان شود، سیاست‌گذار باید از نگاه کردن به جایگاه سوخت به‌عنوان نقطه شروع و پایان بحران دست بردارد.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است.

بحران بنزین را نمی‌توان فقط با گران کردن سوخت حل کرد؛ همان‌طور که بحران خودرو‌های فرسوده را نمی‌توان فقط با جریمه مالک حل کرد.

خودرویی که کمتر بنزین می‌سوزاند، شاید یکی از واقعی‌ترین پاسخ‌ها به ناترازی سوخت باشد؛ به شرط آنکه امکان خرید و جایگزینی آن برای مردم وجود داشته باشد.




 هیدتاکا میازاکی: بازی The Duskbloods هیچ‌گونه ارتباطی با Bloodborne ندارد
۵ دقیقه قبل / روزنامه هفت صبح

هیدتاکا میازاکی: بازی The Duskbloods هیچ‌گونه ارتباطی با Bloodborne ندارد

بازی The Duskbloods به عنوان جدیدترین اثر استودیوی FromSoftware، به دلیل شباهت‌های بصری به بازی Bloodborne و همچنین وجود کلمه Blood در عنوان خود، توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. اما هیدتاکا میازاکی، مدیر خلاقیت استودیو، اعلام کرده که هیچ ارتباطی بین این دو بازی وجود ندارد.

 بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد
۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد

بورس تهران در سایه غلبه تقاضا بر عرضه و بازگشت پرقدرت نقدینگی به بازار سهام توانست با عبور از سد ۵.۹ میلیون واحد هفته‌ای طلایی را برای سهامداران رقم بزند.

 بیانیه تند دفتر نتانیاهو در واکنش به اظهارات اردوغان
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

بیانیه تند دفتر نتانیاهو در واکنش به اظهارات اردوغان

دفتر اطلاع‌رسانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی امروز جمعه مدعی شد که این رژیم با تلاش‌های ترکیه برای ایجاد بی‌ثباتی در منطقه و همچنین هرگونه تهدیدی علیه امنیت خود...

 شکست‌ناپذیرترین تیم تاریخ جهان با درخشش مهاجم پرسپولیسی/ گلزنی شهاب زاهدی برای قهرمانی و تاریخ‌سازی جوهور +عکس و ویدیو
۱ ساعت قبل / سایت خبر ورزشی

شکست‌ناپذیرترین تیم تاریخ جهان با درخشش مهاجم پرسپولیسی/ گلزنی شهاب زاهدی برای قهرمانی و تاریخ‌سازی جوهور +عکس و ویدیو

شهاب زاهدی، مهاجم سابق پرسپولیس در نخستین تجربه رسمی با پیراهن جوهور دارالتعظیم، با گلزنی در جریان پیروزی مقابل حریف، ضمن دبل در کسب جام و ثبت گل، سهم بسزایی در شب رکوردشکنی بی‌سابقه این تیم داشت.

 اینترسپت: برکناری‌ها در موساد نشانه شکست از ایران است
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

اینترسپت: برکناری‌ها در موساد نشانه شکست از ایران است

وب‌سایت آمریکایی «اینترسپت» نوشت: برکناری روسای اداره اطلاعات و بخشِ ایرانِ موساد اقدامی بی‌سابقه و آخرین مورد از این نوع برکناری‌ها به دلیل بی‌کفایتی، حدود...

 بحران مهمات آمریکا ریشه‌ای‌تر از جنگ با ایران است
۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

بحران مهمات آمریکا ریشه‌ای‌تر از جنگ با ایران است

فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت جنگ با ایران تنها بحران مهمات آمریکا را تشدید کرده و ریشه اصلی کمبود تسلیحات به سال‌ها تعهد نظامی گسترده، کمک‌های سنگین به اوکراین و ضعف ظرفیت تولید صنایع دفاعی بازمی‌گردد. بر اساس این تحلیل، افت شدید ذخایر تاد، پاتریوت و تاماهاک، توان واشینگتن برای بازدارندگی در برابر چین در منطقه هند-آرام را با چالشی جدی روبه‌رو کرده است.