به گزارش فرتاک نیوز،
قرار بود روز خبرنگار، روز قلمهایی باشد که از درد مردم مینویسند؛ روز خبرنگارانی که برای ثبت حقیقت، خستگی را به جان میخرند و روایتگر زندگی آدمهایی هستند که شاید صدایشان کمتر شنیده شود. اما برای من، این روز شکل دیگری پیدا کرد؛ روایتی که نه در سالن مراسم و پشت تریبون، بلکه در حاشیه کمربندی غربی کرمانشاه و کنار یک برانکارد رقم خورد.
همراه یکی از همکاران رسانهایام عازم تالار انتظار بودیم تا در مراسم گرامیداشت روز خبرنگار شرکت کنیم. در مسیر، تصویری برای چند ثانیه نگاهم را متوقف کرد؛ پیکری بیرمق با لباس بیمارستان که روی چمنهای حاشیه بلوار افتاده بود. ابتدا از محل عبور کردیم، اما چندصد متر جلوتر نتوانستم آن تصویر را فراموش کنم.
به همکارم گفتم مردی را با لباس بیمارستان در حاشیه اتوبان دیدهام. دوربرگردان در آن محدوده وجود نداشت و به همین دلیل خودرو را متوقف کردیم و مسیر را با پای پیاده برگشتیم. مردی حدوداً ۵۰ ساله، نحیف و تکیده، با لباس بیمارستانی که نام بخش داخلی بر آن حک شده بود روی چمنهای حاشیه اتوبان افتاده بود. حالش وخیم بود و توان صحبت کردن نداشت. …














