چرا خانوادهها مجموعه مدارس نگرش را انتخاب میکنند؟ مجموعه مدارس نگرش (از مقطع دبستان تا دبیرستان) با درک نگرانیهای والدین، سیستمی را طراحی کرده که خیال خانوادهها را از هر جهت آسوده میکند. ویژگیهایی که این مجموعه را به یک گزینه مطمئن تبدیل کرده شامل موارد زیر است: حتما بخوانید: اصول صحیح نوشیدن آب در فصل گرما؛ جرعهجرعه بنوشید پف و تیرگی زیر چشم؛ دلایل و راهکارهای ساده برای داشتن چشمهایی شاداب قیمت ارز امروز ۲۸ مرداد؛ دلار و یورو چند شد؟
انتخاب محیط آموزشی مناسب برای آینده فرزندان

مسجد بهترین پاتوق برای دورهمی سالم و سازنده نسل جوان است

جوان آنلاین: حجتالاسلام یاسین حسینآبادی، معاون فرهنگی مسجد جمکران، در گفتوگو با «جوان» میگوید: در آستان مقدس مسجد جمکران، یکی از ضرورتهای جدی در حوزه فرهنگی این است که شیوه ارتباط با نسل جوان، متناسب با زبان، ذائقه، سرعت دریافت و افق ذهنی او بهروز شود. مشروح گفتوگو با وی را در ادامه میخوانید.
با توجه به اینکه تابستان فرصت فراغت بیشتری برای جوانان ایجاد میکند، مسجد مقدس جمکران برای جذب و حضور پررنگتر جوانان در این ایام چه برنامههای ویژهای دارد؟
ما در آستان مقدس مسجد جمکران، فصل تابستان را صرفاً یک بازه زمانی برای پر کردن اوقات فراغت نمیدانیم، بلکه آن را یک فرصت تربیتی و معرفتی بسیار ارزشمند تلقی میکنیم؛ فرصتی که میتواند به تعمیق ارتباط جوانان با معارف دینی، هویت ایمانی و بهویژه با وجود نازنین حضرت ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) منجر شود. بر همین اساس، تلاش ما این است که برنامههای تابستانی آستان، ترکیبی از معرفت، ایجاد انس، جذابیت، مشارکت و نشاط معنوی باشد. در این چارچوب، برنامههایی مانند نشستهای معرفتی مهدوی، حلقههای گفتوگوی صمیمی، کارگاههای مهارتهای فردی و اجتماعی، برنامههای فرهنگی و رسانهای، فعالیتهای گروهی و جمعهای خدمترسان، در کنار محافل دعا و زیارت، مورد توجه قرار میگیرد. رویکرد ما این است که جوان وقتی وارد فضای مسجد میشود، احساس نکند با یک برنامه صرفاً رسمی و مناسبتی مواجه است، بلکه دریابد که مسجد میتواند پاسخگوی بخشی از نیازهای فکری، روحی و اجتماعی او باشد.
در طراحی برنامههای فرهنگی مسجد، جوان امروز با چه ویژگیها و نیازهایی دیده میشود؟ آیا برنامهها بر اساس شناخت واقعی از دغدغهها و سبک زندگی نسل جدید طراحی میشوند؟
یکی از اصول مهم در برنامهریزی فرهنگی این است که جوان امروز را آنگونه که هست بشناسیم، نه آنگونه که صرفاً در ذهن ما ترسیم شده است. جوان امروز نسلی باهوش، پرسشگر، حساس، جستوجوگر و در عین حال در معرض حجم زیادی از پیامها، شبهات، جذابیتهای رسانهای و الگوهای متنوع هویتی است. بنابراین اگر بخواهیم با او ارتباط مؤثر برقرار کنیم، باید نیازهای واقعی او را درک کنیم. از نگاه ما جوان امروز بیش از هر چیز نیازمند هویت روشن، امید پایدار به آیندهای روشن، احساس تعلق، فرصت نقشآفرینی و فضایی برای گفتوگوی صادقانه است.
مسجد جمکران بهعنوان یکی از مهمترین مراکز مذهبی کشور، چه تجربهای از ارتباط با جوانان دارد و مهمترین عواملی که باعث میشود یک جوان به این فضا جذب یا از آن فاصله بگیرد، چیست؟
نسل جوان، علیرغم همه پیچیدگیها و دگرگونیهای محیطی، همچنان ظرفیت بسیار بالایی برای ارتباط با معنویت، حقیقت و محبت اهلبیت (ع) خاصه مهدویت دارد؛ به شرط آنکه این ارتباط، صادقانه، عمیق و متناسب با نیازهای واقعی او برقرار شود. جوان اگر احساس کند در یک فضا مورد احترام است، شنیده میشود، برای فکر و حضورش ارزش قائل هستند و میتواند در یک مسیر روشن و امیدبخش حرکت کند، با رغبت به آن فضا نزدیک میشود. در مقابل، آنچه معمولاً موجب فاصلهگیری جوانان میشود، نه اصل دین و معنویت، بلکه نوع مواجهههای کلیشهای، یکسویه، شعاری و گاه بیاعتنا به واقعیتهای زیست جوانانه است. اگر برنامهها فقط جنبه تکرار داشته باشند و نتوانند با مسائل ملموس جوان در حوزه هویت، آینده، روابط، امید، نشاط و مسئولیت پیوند برقرار کنند، طبعاً جذابیت لازم را نخواهند داشت.
آیا رویکرد مسجد در قبال جوانان صرفاً دعوت به حضور در برنامههای مذهبی است، یا تلاش شده مسجد به یک پایگاه اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و حتی تفریحی برای جوانان تبدیل شود؟
ما معتقدیم که مسجد در تراز اسلامی و مهدوی، باید کارکردی فراتر از یک مکان برگزاری مراسم داشته باشد. مسجد میتواند و باید به پایگاهی برای تربیت انسان، تقویت هویت، رشد عقلانی، مسئولیتپذیری اجتماعی، همافزایی فرهنگی و شکلگیری روابط سالم انسانی تبدیل شود. بر همین اساس، در آستان مقدس مسجد جمکران تلاش میشود بسترهایی فراهم آید که جوان در کنار بهرهمندی از فضای عبادی و معنوی، امکان یادگیری، مشارکت اجتماعی، فعالیت فرهنگی، گفتوگوی فکری، رشد مهارتی و تجربه جمعی سالم را نیز داشته باشد. مقصود ما از این نگاه، آن است که مسجد در ذهن و زندگی جوان، از یک مکان صرفاً آیینی به یک زیستبوم رشد تبدیل شود؛ زیستبومی که در آن، پیوند با امام زمان (عج) فقط در سطح یک احساس مقطعی باقی نماند، بلکه به یک مسیر تربیتی و اجتماعی ماندگار تبدیل شود.
چه برنامههایی برای تبدیل مسجد به یک «پاتوق فرهنگی و اجتماعی سالم» برای جوانان، بهویژه در فصل تابستان، در نظر گرفته شده است؟
اگر قرار است مسجد برای جوانان به یک پاتوق فرهنگی و اجتماعی سالم تبدیل شود، باید حضور در آن برای آنان معنا، جذابیت، آرامش و امکان نقشآفرینی ایجاد کند. پاتوق سالم، صرفاً جایی برای تجمع نیست، بلکه فضایی است که در آن فکر، دل، هویت و روابط انسانی جوان نیز تغذیه و هدایت شود. از این منظر، برنامههایی مانند حلقههای گفتوگو پیرامون مسائل فکری و هویتی، جلسات پاسخ به پرسشها و شبهات، محافل انس با قرآن و دعا، کارگاههای مهارتی، فعالیتهای گروهی، برنامههای هنری و رسانهای، نشستهای کتابخوانی، جمعهای خدمترسان و فعالیتهای داوطلبانه، همگی میتوانند در شکلگیری چنین فضایی نقش داشته باشند. ویژگی مهم این برنامهها آن است که جوان در آنها صرفاً مصرفکننده محتوا نباشد، بلکه احساس کند در یک جمع سالم، محترم، باهویت و رو به رشد حضور دارد. در واقع، هدف ما این است که آستان مقدس مسجد جمکران برای جوان، هم پناهگاه معنوی باشد، هم مدرسه معرفتی و هم محیطی امن برای شکلگیری رفاقتهای سالم و مسئولانه.
یکی از نقدهای مطرح این است که بخشی از برنامههای فرهنگی مساجد همچنان با زبان و ذائقه نسل جدید فاصله دارد. مسجد جمکران برای بهروز کردن شیوه ارتباط با جوانان چه اقداماتی انجام داده است؟
در آستان مقدس مسجد جمکران، یکی از ضرورتهای جدی در حوزه فرهنگی این است که شیوه ارتباط با نسل جوان، متناسب با زبان، ذائقه، سرعت دریافت و افق ذهنی او بهروز شود. بدیهی است که صرف برخورداری از محتوای غنی، بدون توجه به شیوه عرضه، برای ارتباطگیری پایدار کافی نیست. نسل جدید در معرض سبکهای متنوع ارتباطی و رسانهای است و اگر پیام دینی بخواهد در ذهن و دل او اثرگذار باشد، باید هم از حیث محتوا عمیق باشد و هم از حیث بیان، فهمپذیر، صمیمی و متناسب با واقعیتهای زمانه. به همین جهت تلاش میکنیم از قالبهای متنوعتر، گفتوگوهای تعاملی، روایتهای واقعی، محتوای کوتاه و اثرگذار، ابزارهای رسانهای نو و نیز شیوههایی استفاده کنیم که جوان بتواند با آنها ارتباط طبیعیتری برقرار کند. در عین حال، نکته مهم این است که بهروز شدن به معنای عدول از اصالتهای معرفتی نیست، بلکه به معنای یافتن زبانی کارآمدتر برای انتقال همان حقیقت ناب است. هدف ما این است که معارف مهدوی و فرهنگ انتظار، نه در قالبی دور از ذهن و انتزاعی، بلکه بهعنوان حقیقتی زنده، امیدبخش و راهگشا در زندگی امروز جوان عرضه شود.
جوانان امروز فقط مخاطب برنامههای فرهنگی نیستند؛ چقدر از آنها در ایدهپردازی، طراحی و اجرای برنامههای مسجد نقش داده میشوند؟
هر اندازه نقش جوان از مخاطب منفعل به همراه فعال و عنصر اثرگذار ارتقا پیدا کند، میزان موفقیت برنامهها نیز بیشتر خواهد شد. جوان امروز میل دارد در ساختن فضا و برنامهای که به او مربوط است، سهم واقعی داشته باشد. اگر تنها دریافتکننده پیام باشد، ارتباط او محدود و موقتی میشود، اما اگر در ایدهپردازی، طراحی و اجرا مشارکت کند، احساس تعلق، مسئولیت و هویت جمعی در او تقویت میشود. از این رو، تلاش میشود در بخشهایی از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی آستان، از ظرفیت فکری، اجرایی و خلاقیت جوانان استفاده شود. این مشارکت، صرفاً یک تدبیر اجرایی نیست، بلکه خود یک فرایند تربیتی است. وقتی جوان در مسیر خدمت به مسجد، خدمت به مردم و ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار وارد میدان میشود، عملاً در حال تجربه نوعی تربیت اجتماعی و ایمانی است.
مسجد چه نقشی میتواند در حل مسائل اجتماعی جوانان، از هویت و امید گرفته تا اوقات فراغت، آسیبهای اجتماعی و تقویت مشارکت اجتماعی، ایفا کند؟
مسجد اگر بهدرستی شناخته و فعال شود، میتواند یکی از مؤثرترین نهادهای اجتماعی در مواجهه با مسائل جوانان باشد. بسیاری از مسائل نسل جوان، هرچند در ظاهر اجتماعی یا روانی به نظر میرسد، اما در عمق خود با بحران معنا، ضعف هویت، تنهایی، بیافقی، گسست ارتباطی و کمرنگ شدن پیوندهای سالم انسانی در ارتباط است. مسجد میتواند در برابر این وضعیت، یک کانون بازسازیکننده باشد. مسجد با فراهم آوردن فضای تعلق، امید، گفتوگو، راهنمایی، همدلی و ارتباط سالم، میتواند بخشی از خلأهای مهم زندگی جوان را جبران کند. همچنین از طریق برنامههای هدفمند، میتوان اوقات فراغت جوانان را از حالت رها و بیجهت خارج کرد و به فرصتی برای رشد، یادگیری، خدمت و خودسازی تبدیل نمود.
اگر بخواهیم از مسجد فقط بهعنوان محل برگزاری مراسم عبادی عبور کنیم و آن را به یک نهاد مؤثر اجتماعی و فرهنگی تبدیل کنیم، از نگاه شما اقدامات فوری و ضروری چیست؟
برای آنکه مسجد بتواند نقش حقیقی خود را در عرصه فرهنگی و اجتماعی ایفا کند، سه اقدام فوری و بنیادین ضرورت دارد. نخست، شناخت دقیق، میدانی و بیواسطه از نسل جوان و نیازهای واقعی اوست. تا زمانی که فهم روشنی از مسائل، زبان، نگرانیها، امیدها و افق فکری جوان نداشته باشیم، برنامهریزیها غالباً کلی و کماثر خواهد بود. دوم، تولید و طراحی برنامههایی است که در عین جذابیت و نوآوری، از عمق معرفتی و تربیتی نیز برخوردار باشد. برنامه موفق، برنامهای نیست که صرفاً جمعیت ایجاد کند، بلکه برنامهای است که بتواند در ذهن، دل و سبک زندگی مخاطب اثر بگذارد و او را یک قدم به رشد معنوی و اجتماعی نزدیکتر کند. سومین اقدام، اعتماد به جوانان و واگذاری بخشی از مسئولیتها به خود آنان است. مسجدی که جوان در آن نقش واقعی دارد، برای او به خانه، مدرسه، میدان تمرین مسئولیت و پایگاه هویت تبدیل میشود. این سه محور، در کنار هم، میتواند مسجد را به نهادی زنده، اثرگذار و متناسب با اقتضائات امروز بدل سازد.
اگر یک جوان امروز به شما بگوید «چرا باید مسجد را برای گذران اوقات فراغت و زندگی اجتماعیام انتخاب کنم؟»، پاسخ شما چیست؟
مسجد، اگر درست شناخته شود، فقط محل حضور برای یک مناسک عبادی محدود نیست، بلکه میتواند جایی برای آرامش، معنا، رشد، رفاقت سالم، یادگیری، خودشناسی و آیندهسازی باشد. بسیاری از فضاهای امروز، ممکن است برای ساعتی سرگرمی ایجاد کنند، اما لزوماً به انسان جهت، عمق، امید و هویت نمیدهند. مسجد از این جهت تفاوت دارد که هم دل انسان را به خدا پیوند میزند و هم او را در مسیر ساختن یک زندگی متعادل، مسئولانه و روشن قرار میدهد. اگر جوان امروز در جستوجوی آرامش، هویت، امید، دوستی سالم و مسیر درست زندگی است، مسجد میتواند یکی از اصیلترین و مطمئنترین پاسخها به این نیازها باشد.
زندگی زیر گنبدهای فیروزهای

جوان آنلاین: مسجد برای بسیاری از ما فقط یک ساختمان با گنبد فیروزهای و محراب نیست؛ بخشی از خاطرات محله است. جایی که آدمها یکدیگر را میدیدند، از حال هم باخبر میشدند، در شادی و غم هم شریک میشدند و گاهی برای سادهترین مسائل زندگی، راهی برای کمک به یکدیگر پیدا میکردند. برای خیلیها، مسجد همان جایی بود که نخستین دوستانشان را پیدا کردند، در یک اردوی چندروزه شرکت کردند، فوتبال بازی کردند، در یک برنامه فرهنگی مسئولیتی برعهده گرفتند یا برای نخستین بار فهمیدند که میتوانند برای محله و آدمهای اطرافشان کاری انجام دهند، اما رابطه بخشی از نوجوانان و جوانان امروز با مسجد دیگر به سادگی گذشته نیست. نوجوانی که بخش بزرگی از روز خود را در فضای مجازی میگذراند، با صدها نوع سرگرمی و محتوای فرهنگی روبهروست و میتواند در چند ثانیه با دوستانش در هر نقطهای از شهر یا حتی دنیا ارتباط برقرار کند، طبیعی است که با مسجدی ارتباط بیشتری برقرار کند که بتواند بخشی از نیازهای واقعی او را بشناسد و پاسخ دهد.
مسئله شاید این نباشد که چگونه نوجوان را به مسجد «بکشانیم». سؤال مهمتر این است که چگونه مسجد را دوباره به جایی تبدیل کنیم که نوجوان دلش بخواهد در آن حضور داشته باشد. این تفاوت کوچکی نیست. اجبار ممکن است حضور ایجاد کند، اما تعلق ایجاد نمیکند. آنچه نسل نوجوان و جوان امروز نیاز دارد، تجربهای از مسجد است که در آن هم معنویت وجود داشته باشد، هم دوستی، هم نشاط، هم یادگیری، هم گفتوگو و هم احساس مفید بودن.
مسجد میتواند یکی از مهمترین فضاهای عمومی هر محله باشد؛ فضایی که در آن گروههای مختلف اجتماعی کنار هم قرار میگیرند و فرصتی برای ارتباط میان نسلها شکل میگیرد، اما برای رسیدن به چنین نقشی، مسجد نباید فقط در ساعتهای برگزاری نماز فعال باشد. مسجد زنده، مسجدی است که زندگی در آن جریان دارد.
این زندگی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ از یک کلاس آموزشی و مسابقه ورزشی گرفته تا نمایش فیلم، کتابخوانی، کارگاه مهارتهای زندگی، آموزش هنر، فعالیتهای داوطلبانه، اردوهای فرهنگی و تفریحی و حتی یک دورهمی ساده برای گفتوگو درباره دغدغههای نوجوانان.
در چنین نگاهی، فعالیت فرهنگی و تفریحی رقیب فعالیت دینی نیست، میتواند پلی برای رسیدن به آن باشد. نوجوانی که برای یک برنامه ورزشی وارد مسجد میشود، شاید در همانجا با یک دوست جدید آشنا شود. جوانی که برای یک کارگاه فیلمسازی آمده، شاید در یک فعالیت اجتماعی محله مشارکت کند. دختری که برای کتابخوانی به مسجد میآید، ممکن است بعدها خودش برگزارکننده یک برنامه فرهنگی شود. گاهی یک رابطه عمیق با یک مکان، از یک اتفاق بسیار ساده آغاز میشود.
تابستان از این منظر یک فرصت کمنظیر است. تعطیلی مدارس، افزایش اوقات فراغت و فاصله گرفتن نوجوانان از برنامه روزمره مدرسه، زمان بیشتری در اختیار خانوادهها و مراکز فرهنگی قرار میدهد، اما اوقات فراغت اگر درست مدیریت نشود، خیلی زود به «وقت تلفشده» تبدیل میشود. امروز یک نوجوان میتواند ساعتها در فضای مجازی بماند، بازی کند، ویدئو ببیند و با دیگران ارتباط داشته باشد، بدون اینکه حتی از اتاقش خارج شود. فناوری بخشی از زندگی اوست و قرار نیست با توصیه و نصیحت از این واقعیت عبور کنیم. مسئله این است که در کنار دنیای مجازی، چه تجربه واقعی و جذابی برای او میسازیم. اینجا مسجد میتواند یک فرصت جدی باشد.
یک حیاط برای ورزش، یک اتاق برای فعالیت فرهنگی، چند مربی خوشبرخورد، یک کتابخانه کوچک و چند جوان داوطلب، میتواند شروع یک برنامه تابستانی موفق باشد. قرار نیست همه مساجد امکانات یکسانی داشته باشند. گاهی آنچه یک نوجوان را جذب میکند، نه تجهیزات گرانقیمت، بلکه احساس دیده شدن و پذیرفته شدن است. مسجدی که در تابستان برای نوجوانان برنامه دارد، در واقع فقط اوقات فراغت آنها را پر نمیکند؛ بخشی از سبک زندگی آنان را شکل میدهد.
نوجوان باید مسجد را با خاطره خوب به یاد بیاورد. این شاید یکی از مهمترین اصول ارتباط نسل جدید با مسجد باشد. نمیتوان انتظار داشت نوجوانی که تجربهای سرد، رسمی یا سرشار از محدودیت از یک محیط دارد، به شکل طبیعی به آن احساس تعلق پیدا کند.
برای نزدیکشدن نوجوان به مسجد، شاید بهتر باشد ابتدا تجربهای خوب از حضور در آن برایش ساخته شود. نوجوانی که در مسجد دوست پیدا میکند، در یک اردوی خوب شرکت میکند، مربیای دارد که حرفش را میشنود، در یک مسابقه ورزشی هیجانانگیز حضور پیدا میکند یا برای برگزاری یک برنامه مسئولیت میگیرد، مسجد را دیگر فقط به عنوان یک مکان نمیبیند. مسجد تبدیل به بخشی از زندگی اجتماعی او میشود.
در این میان، رفتار بزرگسالان اهمیت زیادی دارد. گاهی یک برخورد ساده میتواند نوجوانی را به مسجد نزدیک یا از آن دور کند. نوجوان به سرعت متوجه میشود که آیا واقعا برای حضورش ارزش قائلند یا فقط قرار است مخاطب یک برنامه از پیش تعیینشده باشد. مسجدی که نوجوان در آن احساس کند «خودش» است، شانس بیشتری برای ساختن یک رابطه ماندگار با او دارد.
یکی از مهمترین تغییرات مورد نیاز، شاید تغییر در شیوه مواجهه با نوجوان باشد. اگر قرار است برای نوجوان برنامهریزی کنیم، باید بخشی از این برنامهریزی را با خود او انجام دهیم. از او بپرسیم چه چیزی دوست دارد یاد بگیرد، چه ورزشی را دوست دارد، چه کتابی میخواند، چه چیزی در فضای مجازی توجهش را جلب میکند، چه دغدغهای دارد و حتی چه چیزی در یک محیط فرهنگی باعث میشود احساس راحتی نکند. این گفتوگوها ممکن است پاسخهایی داشته باشد که برای بزرگسالان غیرمنتظره باشد. شاید نوجوان به جای یک کلاس رسمی، یک کارگاه تولید محتوای دیجیتال بخواهد. شاید به جای سخنرانی، یک نشست صمیمی با یک ورزشکار، هنرمند یا کارآفرین برایش جذابتر باشد.
اینها تهدیدی برای هویت مسجد نیستند؛ راههایی برای ارتباط با نسلی هستند که زبان ارتباطی متفاوتی دارد.
شاید یکی از مهمترین تغییرات این باشد که نوجوان و جوان در مسجد فقط «مخاطب» نباشد، بلکه «عضو» باشد. اگر نوجوان و جوان همیشه روی صندلی بنشیند و برنامهای را که بزرگسالان طراحی کردهاند تماشا کند، خیلی زود احساس میکند اینجا متعلق به او نیست، اما اگر خودش پوستر یک برنامه را طراحی کند، فیلم کوتاه بسازد، مسابقه برگزار کند، تیم رسانهای مسجد را مدیریت کند، در برگزاری اردو نقش داشته باشد یا حتی مسئولیت بخشی از یک برنامه را برعهده بگیرد، احساس متفاوتی پیدا میکند. تعلق معمولاً از جایی آغاز میشود که فرد احساس کند حضورش اهمیت دارد.
این موضوع درباره دختران نوجوان و جوان نیز اهمیت ویژهای دارد. مسجد میتواند با طراحی فضاها و برنامههای مناسب، زمینه حضور فعالتر دختران و پسران را در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی فراهم کند و از ظرفیتهای آنان برای ساختن زندگی فرهنگی محله استفاده کند.
نسل جوان اگر فقط مصرفکننده برنامههای فرهنگی باشد، خیلی زود خسته میشود، اما اگر فرصت پیدا کند چیزی بسازد، مسئولیتی برعهده بگیرد و نتیجه کار خودش را ببیند، رابطهاش با آن فضا عمیقتر میشود.
وقتی از «سبک زندگی سالم» حرف میزنیم، معمولاً ذهنمان به تغذیه، ورزش و پرهیز از عادتهای ناسالم میرود، اما سلامت اجتماعی و فرهنگی هم بخشی از همین مفهوم است. نوجوانی که امکان ورزش گروهی دارد، دوستان سالم پیدا میکند، مهارت گفتوگو میآموزد، مسئولیت اجتماعی تجربه میکند، با کتاب و هنر ارتباط دارد و فرصت پیدا میکند درباره دغدغههایش با یک بزرگسال قابل اعتماد حرف بزند، در حال یادگیری بخش مهمی از یک زندگی سالم است. مسجد میتواند چنین بستری را فراهم کند؛ نه با نصیحتهای طولانی، بلکه با ساختن موقعیتهای واقعی برای تجربه کردن.
به جای اینکه فقط درباره کمک به دیگران صحبت شود، گروهی از نوجوانان میتوانند یک روز را برای کمک به سالمندان محله اختصاص دهند. به جای سخنرانی درباره محیط زیست، میتوان یک برنامه پاکسازی پارک یا فضای سبز محله برگزار کرد. به جای توضیح درباره کار گروهی، نوجوانان میتوانند خودشان یک رویداد فرهنگی یا ورزشی را طراحی و اجرا کنند. وقتی ارزشها به تجربه تبدیل میشوند، ماندگارترند.
نوجوان و جوان امروز با زبان دیگری با دنیا ارتباط برقرار میکند. او در معرض فیلم، موسیقی، بازی، شبکههای اجتماعی و روایتهای متنوعی قرار دارد و پرسشهایش نیز با نسلهای قبل تفاوتهایی دارد. این به معنای آن نیست که مسجد باید شبیه شبکه اجتماعی شود یا برای جذب جوانان از هویت خود فاصله بگیرد. اتفاقاً مسجد بیش از هر چیز به هویت و اصالت خودش نیاز دارد، اما اصالت با فاصله گرفتن از زمانه فرق دارد.
مسجد میتواند هویت خود را حفظ کند و در عین حال زبان نسل جدید را بشناسد. میتواند درباره موضوعاتی صحبت کند که برای جوان و نوجوان واقعیاند؛ از آینده شغلی و اضطراب و دوستی گرفته تا فضای مجازی، ورزش، هنر، خانواده و روابط اجتماعی.
شنیدن در این مسیر شاید مهمتر از سخن گفتن باشد. جوان و نوجوانی که احساس کند در مسجد فقط قرار است به او گفته شود چه کاری درست و چه کاری غلط است، ممکن است خیلی زود فاصله بگیرد، اما اگر احساس کند میتواند سؤال بپرسد، حتی سؤال سخت و مخالف، و کسی قرار نیست او را به خاطر پرسیدن قضاوت کند، احتمال شکلگیری یک رابطه واقعی بیشتر میشود.
مسجد در بهترین شکل خود فقط یک مکان نیست؛ یک شبکه انسانی است. شبکهای که میتواند میان نسلها ارتباط ایجاد کند، تنهایی را کاهش دهد، مشارکت اجتماعی را بالا ببرد و به محله هویت بدهد. اگر بخواهیم نوجوانان و جوانان را به مسجد نزدیک کنیم، شاید لازم نباشد همیشه از آنها بخواهیم خودشان را با مسجد تطبیق دهند. گاهی لازم است مسجد نیز بخشی از شیوه حضور خود در جامعه را با نیازهای زمانه هماهنگ کند؛ نه با کنار گذاشتن کارکرد معنوی خود، بلکه با گسترش آن به حوزههای اجتماعی، فرهنگی و انسانی.
مسجد میتواند محل نماز باشد و در عین حال محل ورزش. میتواند جای عبادت باشد و در کنار آن کتابخانه، کارگاه مهارتی و فضای گفتوگو داشته باشد. میتواند در کنار مناسک دینی، به مسائل واقعی محله هم توجه کند؛ از محیط زیست و سالمندان گرفته تا آموزش، آسیبهای اجتماعی، نشاط جوانان و حمایت از خانوادهها.
این نگاه البته به معنای تبدیل مسجد به یک فرهنگسرا نیست. مسجد همچنان مسجد است و هویت اصلی خود را دارد، اما میتواند در کنار نقش عبادی، نقش اجتماعی و فرهنگی پررنگتری نیز ایفا کند.
شاید بازگرداندن نوجوانان به مسجد، از جایی آغاز شود که مسجد دوباره به زندگی روزمره آنها بازگردد. تابستان فرصت خوبی برای شروع این مسیر است. فرصتی برای اینکه درهای مسجد فقط به روی نمازگزاران باز نباشد، بلکه به روی نوجوانی که میخواهد فوتبال بازی کند، جوانی که میخواهد مهارتی یاد بگیرد، دختری که میخواهد کتاب بخواند، گروهی که میخواهد یک کار داوطلبانه انجام دهد و خانوادهای که دنبال محیطی سالم برای فراغت فرزندش میگردد نیز باز باشد. مسجد اگر بتواند دوباره به «پاتوق» محله تبدیل شود، دیگر لازم نیست از نوجوان بخواهیم «به مسجد بیاید.» او خودش میداند که بخشی از زندگی اجتماعیاش در همینجا جریان دارد.
شاید معنای واقعی مسجد در دنیای امروز همین باشد، خانهای برای عبادت، اما نه جدا از زندگی؛ فضایی برای معنویت، اما در کنار شادی و نشاط؛ جایی برای ارتباط با خدا، اما همزمان جایی برای ارتباط انسانها با یکدیگر.
مسجد زمانی زنده میماند که زندگی در اطراف آن جریان داشته باشد؛ و شاید بهترین راه برای اینکه نسل آینده مسجد را دوست داشته باشد، این باشد که بخشی از بهترین خاطرات نوجوانیاش را در همان جا بسازد.
مسجد وقتی پایگاه رشد میشود که نیازهای نسل جدید را بشناسد

جوان آنلاین: بارها شنیدهایم که مسجد تنها محلی برای اقامه نماز نیست و اگر ظرفیتهای آن متناسب با نیازها و ذائقه نسل جدید به کار گرفته شود، میتواند به یکی از مهمترین کانونهای رشد، آرامش و تربیت نسل آینده تبدیل شود. دکتر حسن صادقی، روانشناس نیز با تأکید بر این مهم معتقد است مسجد میتواند مأمنی برای آرام گرفتن، ارتباط با خدا و افزایش درک انسان از معنویت باشد و به باور این روانشناس، برای بهرهگیری از این ظرفیت، صرف حضور خانوادهها یا تکرار برنامههای سنتی کافی نیست، بلکه مسجد باید بتواند با شناخت نیازهای کودکان و نوجوانان، فضایی ایجاد کند که در آن احساس تعلق، آرامش و زمینه رشد داشته باشند. با این روانشناس درباره نقش مسجد و خانواده در تربیت نسل جدید و ضرورت تغییر نگاه به شیوههای جذب و فعالیت فرهنگی در مساجد گفتوگو کردهایم.
مسجد و خانواده چه نقشی در تربیت دینی و رشد فرزندان دارند؟ آیا این دو میتوانند جای یکدیگر را بگیرند؟
خانواده و مسجد میتوانند مکمل یکدیگر باشند، اما هرکدام نقش متفاوتی دارند. در مسجد، فرد از یک «شعور جمعی» و تجربه و دانش افراد مختلف بهره میبرد. در حدیثی آمده است: «الخیر فی الجماعه و الفرقه العذاب»؛ خیر و گشایش و برکت همراه جماعت است. وقتی انسان در یک جمع قرار میگیرد با آرا، اندیشهها و تجربههایی روبهرو میشود که شاید خودش برای به دست آوردن آنها باید سالها زمان صرف کند. این ظرفیت در خانواده به آن اندازه وجود ندارد. حتی اگر پدر و مادر آگاهی و درک بالایی داشته باشند، باز هم تجربه و دانش آنها محدود به همان دو نفر است، اما وقتی فرزند در یک جمع سالم و تربیتی قرار میگیرد، از مجموعهای از تجربهها و آگاهیها استفاده میکند و سرعت رشد و شکوفایی او بیشتر میشود. از طرف دیگر، کار تربیتی در مسجد میتواند تخصصیتر باشد. امام جماعت یا مربیکه در حوزه مسائل دینی و اخلاقی مطالعه و تجربه دارد، طبیعتاً نسبت به پدر و مادری که قرار است این مفاهیم را به فرزندشان آموزش دهند، در آن حوزه تمرکز و تخصص بیشتری دارد. بنابراین تعلیم و تربیت در مسجد و خانه باید در کنار هم قرار بگیرند تا یکدیگر را کامل کنند.
چرا حضور در مسجد و ارتباط با مفاهیم دینی میتواند به آرامش و رشد انسان کمک کند؟
خداوند در قرآن میفرماید: «ألا بذکر الله تطمئن القلوب»؛ دلها با یاد خدا آرام میگیرند. قرآن و نماز هم میتوانند همین نقش را داشته باشند، یعنی از شدت اضطراب و نگرانیهای انسان کم کنند و به او آرامش بدهند. مسجد نیز بهعنوان یک فضای دینی، ظرفیت بسیار خوبی برای ایجاد چنین آرامشی دارد، اما یک نکته مهم وجود دارد، صرف نماز خواندن یا حضور فیزیکی در مسجد بهتنهایی کافی نیست. خداوند نیز نمیفرماید فقط نماز را «بخوانید» بلکه میفرماید «أقم الصلاه» یعنی نماز را برپا دارید. بین خواندن نماز و درک و اقامه آن تفاوت وجود دارد. اگر مسجد جایی باشد که امام جماعت یا مربی، مفاهیم دینی را درست و عمیق به مخاطب منتقل کند، مسجد واقعاً میتواند محل رشد باشد. انسان بهتدریج از اضطراب و تنش فاصله میگیرد و با آرامش بیشتری به زندگی نگاه میکند و وقتی آرامش ایجاد شد، زمینه رشد و تعالی هم فراهم میشود. بنابراین حضور در مسجد ذاتاً یک حرکت ارزشمند است، اما اگر از ظرفیت تربیتی آن استفاده نکنیم، در واقع خودمان را از یک ظرفیت بسیار بزرگ محروم کردهایم. کسی که قرار است در مسجد به دیگران آموزش بدهد، خودش باید ابتدا آموزش دیده باشد و بداند چگونه میتواند این مفاهیم را به زندگی مخاطب پیوند بزند.
آیا حضور خانوادگی در مسجد میتواند باعث شود فرزندان هم به مسجد و فعالیتهای دینی علاقهمند شوند؟
حضور خانواده در مسجد میتواند اثرگذار باشد، اما نمیتوان گفت صرفاً، چون پدر و مادر مسجدی هستند، فرزند هم حتماً مسجدی خواهد شد. هر انسان از پنجره ذهن و نگاه خودش به زندگی نگاه میکند و ممکن است فرزند یک خانواده مذهبی، به دلیل اینکه جذابیتی در محیط مسجد نمیبیند، ارتباط عمیقی با آن برقرار نکند. پس حضور والدین در مسجد یک عامل مهم است، اما باید در کنار آن، محیط مسجد نیز برای فرزند جذاب باشد. مسجد، هیئت و حسینیه باید متناسب با سن و ذائقه مخاطبان مختلف برنامه داشته باشند. ما در کودکی گاهی با مسجدهایی مواجه بودیم که اگر بچه کوچکترین حرکت یا خندهای میکرد، با او برخورد میشد یا حتی از مسجد بیرونش میکردند. چنین رفتاری طبیعی است که خاطره خوبی از مسجد برای کودک ایجاد نمیکند. کودک و نوجوان وقتی وارد مسجد میشود اگر احساس کند اینجا فضایی است که به نیازها و دغدغههای او توجه میشود، اگر در مسجد حال خوبی پیدا کند و احساس کند این محیط او را میپذیرد، طبیعتاً میل و رغبتش برای حضور بیشتر میشود.
چه چیزی باعث میشود پیوند نسل جدید با مسائل دینی و معنوی ماندگار شود؟
نسلهای گذشته در شرایطی توانستند مفاهیم دینی و اخلاقی را به نسل بعد منتقل کنند که خودشان به آنچه میگفتند پایبند بودند و مسائل دینی برایشان قداست و اهمیت واقعی داشت. امروز هم اگر میخواهیم این پیوند در نسل جدید شکل بگیرد، بیش از هر چیز باید به رفتار کسانی توجه کنیم که خودشان را مبلغ و مروج دین معرفی میکنند. اگر جامعه ببیند کسانی که درباره اخلاق، ایمان و معنویت صحبت میکنند، خودشان به همان حرفها عمل نمیکنند، طبیعی است که این مسئله روی اعتماد نسل جوان اثر منفی بگذارد. در واقع، برای تربیت دینی، رفتار الگوها گاهی از سخنرانی و آموزش مستقیم اثرگذارتر است.
به نظر شما رفتار و عملکرد مربیان، امام جماعت و افراد مذهبی چه تأثیری بر نگاه نوجوانان به دین دارد؟
تأثیر بسیار زیادی دارد. قرآن کریم میفرماید چرا چیزی را میگویید که خودتان به آن عمل نمیکنید. یکی از چیزهایی که میتواند به اعتقادات دینی جوانان آسیب بزند، همین فاصله میان گفتار و رفتار است. اگر فردی که مبلغ دین و الگوی نوجوان است، درباره ارزشهایی صحبت کند، اما خودش در عمل به آنها پایبند نباشد، این تناقض میتواند پیوند نوجوان با مسائل معنوی را متزلزل کند. بنابراین اگر قرار است مسجد محل تربیت باشد، مربی و امام جماعت قبل از اینکه بخواهند دیگران را تربیت کنند، باید خودشان اهل یادگیری، رشد و عمل باشند. نوجوان بیش از آنکه به حرف ما نگاه کند، رفتار ما را میبیند.
خود فضای مسجد چه نقشی در ایجاد آرامش و حال خوب در افراد دارد؟
مسجد بهعنوان خانه خدا، باید فضایی باشد که انسان با احساس خوب و نیت پاک وارد آن شود. کسی که برای نماز و ارتباط با خدا وارد مسجد میشود، باید بتواند برای مدتی از حاشیهها و دغدغههای روزمره فاصله بگیرد. اگر این فضا درست شکل بگیرد، حضور افراد مختلف در کنار یکدیگر میتواند یک حال خوب جمعی ایجاد کند. انسان حتی ممکن است بدون اینکه کار خاصی انجام دهد، صرف حضور در چنین محیطی احساس آرامش کند. مسجد میتواند مأمنی برای آرام گرفتن، ارتباط با خدا و افزایش درک انسان از معنویت باشد، اما اگر این فضا شکل نگیرد، ممکن است حضور در مسجد به یک عادت تبدیل شود؛ اینکه فرد دو یا سه وعده به مسجد برود، نمازش را بخواند و بیرون بیاید، بدون اینکه بداند برای چه آمده و چه تغییری قرار است در زندگیاش اتفاق بیفتد. در چنین شرایطی، ما از ظرفیت واقعی مسجد استفاده نکردهایم.
برای اینکه مسجد بتواند همچنان پایگاه ارتباط با نسل جدید باشد، چه تغییری در نوع فعالیتها و برنامههای آن لازم است؟
اگر مساجد بخواهند نسل جدید، بهویژه جوانان را جذب کنند، باید بخشی از نیازهای آنها را هم بشناسند و پاسخ دهند. مسجد نباید فقط محلی برای اقامه نماز باشد. باید هم خوراک روح داشته باشد و هم بتواند در حد ظرفیت خودش به برخی نیازهای اجتماعی و حتی ارتباطی مردم پاسخ دهد. اگر مسجد فقط با همان شیوه سنتی نماز برگزار کند و امام جماعت چند دقیقهای صحبت کند، طبیعتاً بخشی از ظرفیت مسجد مورد استفاده قرار نگرفته است. این برنامهها ارزشمندند، اما کافی نیستند. هر مسجد در هر محله باید برای جذب مردم برنامه داشته باشد. به هر دلیل و به هر بهانهای زمینه حضور آنها را فراهم کند و بعد از جذب، برایشان برنامه و محتوای مناسب داشته باشد. اگر این اتفاق بیفتد، مسجد دوباره میتواند به یک پایگاه واقعی برای رشد، تربیت و ارتباط اجتماعی تبدیل شود.
مسجد را برای جوان میخواهیم یا جوان را برای مسجد؟!

جوان آنلاین: بیمقدمه، یک سؤال کاملاً خودمانی: چرا بخشی از جوانها و نوجوانهای ما دیگر با مسجد احساس نزدیکی نمیکنند؟
این سؤال را نمیشود فقط با این جواب که «جوانها عوض شدهاند» تمام کرد، یا گفت نسل امروز با نسلهای گذشته فرق دارد. سبک زندگیاش تغییر کرده، سرگرمیهایش تغییر کرده، زبان ارتباطش تغییر کرده و بخش زیادی از زندگیاش در فضای مجازی میگذرد. مگر قرار نبود مسجد یک نهاد زنده و اجتماعی باشد؟ مگر قرار نبود مسجد فقط محل برگزاری نماز و مراسم مناسبتی نباشد و در متن زندگی مردم حضور داشته باشد؟ شاید بد نباشد یکبار بهجای اینکه بپرسیم «چرا جوانها به مسجد نمیآیند؟»، از خودمان بپرسیم «مسجد برای اینکه جوانها بخواهند بیایند، چه کرده است؟» مسجد را برای جوان میخواهیم یا جوان را برای مسجد؟ این تفاوت، شاید کوچک به نظر برسد، اما اتفاقاً نقطهشروع ماجراست.
اگر هدف ما فقط پر کردن صفهای نماز باشد، احتمالاً نسخههای قدیمی هم جواب میدهند، اما اگر حرف از مسجد به عنوان پایگاه اجتماعی و فرهنگی محله است، ماجرا فرق میکند. مسجد باید جایی باشد که نوجوان احساس کند دیده میشود؛ جوان احساس کند حرفش شنیده میشود؛ خانواده بداند برای بخشی از دغدغههایش میتواند به مسجد محله تکیه کند و مردم احساس کنند مسجد فقط در مناسبتها درهایش را به روی آنها باز نمیکند.
واقعیت این است که نوجوان امروز اگر در مسجد فقط با «باید و نباید» روبهرو شود، طبیعی است که خیلی زود احساس کند اینجا جای او نیست. نوجوان دنبال ارتباط است، دنبال تجربه است، دنبال دیده شدن است و دوست دارد در جایی که حضور دارد، سهمی هم در تصمیمگیری و اجرا داشته باشد. نوجوان را نمیشود فقط مخاطب برنامههای فرهنگی دانست؛ باید او را بخشی از برنامهسازان فرهنگی کرد. مسئولان فرهنگی مساجد اگر واقعاً به دنبال جذب نسل جدید هستند، شاید یکی از اولین کارها این باشد که بخشی از برنامهها را با خود جوانها طراحی کنند. گاهی یک نوجوان بهتر از چند جلسه کارشناسی میداند که چرا همسنوسالهایش به مسجد نمیآیند. کافی است کسی واقعاً از او بپرسد اگر اختیار مسجد دست تو بود، چه برنامهای برگزار میکردی؟ چه چیزی را تغییر میدادی؟ شاید پاسخهایش ساده باشد، اما اتفاقاً همین سادگی میتواند راهگشا باشد.
مشکل دیگر آنجاست که فعالیت فرهنگی مسجد را با مناسبتها اندازه میگیریم. ماه رمضان، محرم، فاطمیه، دهه کرامت و... هر کدام که میآیند، برنامهای برگزار میشود، بنری نصب میشود، سخنرانی و مراسمی شکل میگیرد و بعد دوباره همه چیز به روال عادی برمیگردد، اما مسجد قرار است در تمام روزهای سال برای محله چه کار کند؟
اگر نوجوان محله در تابستان جایی برای گذراندن اوقات فراغت ندارد، مسجد چه نقشی دارد؟ اگر خانوادهای با یک مسئله اجتماعی یا فرهنگی روبهروست، مسجد چه کمکی میتواند بکند؟ اگر جوانی دنبال یادگیری مهارتی است، مسجد میتواند برایش یک فرصت آموزشی فراهم کند؟ اگر یک جوان بیکار است، آیا مسجد میتواند حداقل او را به یک شبکه ارتباطی، مهارتی یا حمایتی وصل کند؟ اینها همان جاهایی است که مفهوم «مسجد اجتماعی» خودش را نشان میدهد.
مسجد اگر فقط در مناسبتها فعال باشد، طبیعتاً نمیتواند تبدیل به بخشی از زندگی روزمره نسل جدید شود. مسئولان فرهنگی باید از خودشان بپرسند اگر یک نوجوان هیچ مناسبت مذهبی خاصی هم در پیش نداشته باشد، چه دلیلی دارد که عصر یک روز معمولی وارد مسجد محلهاش شود؟ پاسخ این سؤال، شاید یکی از مهمترین شاخصهای موفقیت یک مسجد باشد.
جوانها از مسجد فرار نکردهاند، شاید ما بلد نیستیم صدایشان کنیم. گاهی درباره نسل جدید طوری حرف میزنیم که انگار یک گروه کاملاً بیگانه وارد جامعه شده است؛ نسلی که دیگر هیچ علاقهای به فعالیت جمعی، معنویت، گفتوگو یا کار اجتماعی ندارد، اما واقعاً اینطور است؟
همین جوانها را در فعالیتهای داوطلبانه، گروههای خیریه، فعالیتهای اجتماعی، ورزش، کارهای رسانهای و حتی پویشهای مختلف اجتماعی میبینیم. پس شاید مشکل این نیست که جوان اساساً علاقهای به جمع و فعالیت اجتماعی ندارد؛ شاید مسئله این است که ما هنوز زبان ارتباط با او را پیدا نکردهایم.
جوان امروز را نمیتوان با ادبیات چند دهه قبل جذب کرد. این به معنای کنار گذاشتن ارزشها نیست؛ به معنای پیداکردن زبان درست برای انتقال آنهاست و البته مسجد هم باید این واقعیت را بپذیرد.
اگر یک نوجوان ساعتها در شبکههای اجتماعی حضور دارد، مسجد نمیتواند فضای مجازی را نادیده بگیرد. اگر جوان با ویدئو، پادکست، تصویر و گفتوگوی کوتاه ارتباط برقرار میکند، فعالیت فرهنگی مسجد هم باید این ظرفیتها را جدی بگیرد. قرار نیست مسجد تبدیل به یک صفحه مجازی شود، اما قرار هم نیست دنیای مجازی را به کلی نادیده بگیرد. مسجد باید یاد بگیرد با نسل جدید حرف بزند، نه اینکه فقط برای نسل جدید حرف بزند. این دو با هم فرق دارند.
اگر قرار است جوان به مسجد بیاید، باید احساس کند فقط میهمان مسجد نیست؛ صاحب بخشی از آن هم است. اعتمادکردن به جوان البته ریسک دارد. ممکن است اشتباه کند، ممکن است برنامهای که طراحی میکند دقیقاً مطابق سلیقه ما نباشد، ممکن است تجربه کافی نداشته باشد، اما مگر قرار است جوان بدون فرصت تجربه کردن، یکشبه تبدیل به نیروی فرهنگی کارآزموده شود؟ نسل جدید را باید با آموزش، نظارت و اعتماد وارد میدان کرد.
مسجد فقط یک ساختمان نیست که در ساعات مشخصی باز شود و مردم برای عبادت وارد آن شوند. مسجد میتواند یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی هر محله باشد؛ جایی که آدمها همدیگر را میشناسند، مشکلات محله را میبینند و برای حل آنها کنار هم قرار میگیرند، اما سرمایه اجتماعی با دستور و بخشنامه ساخته نمیشود. با اعتماد، ارتباط و حضور واقعی در زندگی مردم ساخته میشود.
اگر میخواهیم مسجد پایگاه اجتماعی محله باشد، باید از خودمان بپرسیم امروز مردم محله چقدر مسجد را در زندگیشان مؤثر میدانند؟ چقدر یک مادر میتواند برای دغدغه فرهنگی فرزندش روی مسجد حساب کند؟ چقدر یک نوجوان احساس میکند مسجد او را میفهمد؟ چقدر یک جوان میتواند در مسجد فرصت رشد، یادگیری و فعالیت پیدا کند و چقدر خود مردم در تصمیمها و فعالیتهای مسجد نقش دارند؟ اینها سؤالهایی است که شاید پاسخ دادن به آنها از شمارش تعداد برنامهها مهمتر باشد.
مسئولان فرهنگی مساجد اگر میخواهند نسل جدید را دوباره با مسجد پیوند بزنند، شاید لازم باشد کمی از آمار برنامهها فاصله بگیرند و به اثر برنامهها نگاه کنند. اینکه در یک سال چند مراسم برگزار کردهایم، مهم است، اما شاید مهمتر این باشد که چند نوجوان بعد از حضور در مسجد احساس کردهاند اینجا جای آنهاست. اینکه چند کلاس برگزار کردهایم، مهم است، اما مهمتر اینکه چند جوان توانستهاند در آن کلاسها مهارتی یاد بگیرند و اعتمادبهنفس پیدا کنند. اینکه چند برنامه مناسبتی برگزار شده، مهم است، اما مهمتر اینکه مسجد در یک روز عادی و بدون مناسبت، چقدر برای مردم محله مفید بوده است.
اگر پاسخ این سؤالها را پیدا کنیم، دیگر لازم نیست برای هر نوجوان هزار دلیل بیاوریم که چرا باید مسجد بیاید. کافی است مسجد را به جایی تبدیل کنیم که نوجوان در آن دوست پیدا کند، مهارت یاد بگیرد، حرفش شنیده شود، احساس امنیت و تعلق کند، در یک فعالیت اجتماعی اثر بگذارد و در کنار همه اینها با معنویت و ارزشهای دینی هم ارتباط بگیرد. مسجدی که چنین نقشی داشته باشد، برای جذب جوان تبلیغ نمیکند؛ جوان خودش راه مسجد را پیدا میکند.

قتل پدر، مادر و برادر همسر با اسلحه

رسانه ملت یا رسانه یک محفل؟ | آخرین خبر

مسجد را برای جوان میخواهیم یا جوان را برای مسجد؟!

انتصابات و تغییرات مدیریتی در قوه قضائیه

اوراق درآمدی؛ ابزار جدید برای شهرداریها

تگزاس؛ ایالت هفت تیرکشان، شمشیر را علیه جامعه مسلمانان از رو بست | آخرین خبر

۷ خوراکی مفید برای سلامت روده و دستگاه گوارش

