
به گزارش فرتاک نیوز،
در سینمای ایران کمتر فیلمسازی را میتوان پیدا کرد که جهان فکری و سینماییاش با چند واژۀ کلیدی مثل رفاقت، معرفت و خیانت یا با تصویری از کوچه و محلههای جنوبیِ شهر و یا با قهرمانهای زخمی و تنها تعریف شود. اینها همه امضای شخصی سینمای مسعود کیمیایی هستند؛ فیلمسازی که هنوز یکی از خاصترین فیلمسازان سینمای ایران است.
به گزارش ایسنا، هفتم مردادماه، تولد مسعود کیمیایی است؛ فیلمسازی که او را باید از آخرین بازماندگان موج نوی سینمای ایران دانست. کسی که همچنان جهانبینی خود را به سینما و هنر، در قامت یک سینماگر مؤلف حفظ کرده است، حتی اگر برای تماشاگران امروز آثارش این پرسش مطرح باشد که آیا کیمیایی از زمانه عقب مانده است؟
هفتم مردادماه، تولد مسعود کیمیایی است؛ فیلمسازی که دایرۀ واژگان فیلمهایش حول کلماتی همچون مرد، نامرد، رفیق، مرام، معرفت، غیرت، و وطن میگردد و دیالوگهای ماندگاری را با زبانی شاعرانه در فیلمهایش به جا گذاشته که در یاد و خاطر بسیاری از طرفداران و تماشاگرانش باقی مانده است.
مثل آنجا که در «گوزنها» میگوید، «با گلوله مردن از توی کوچه زیر پل مردن بهتره» یا وقتی در «اعتراض» میگوید، «سلامتی سه تن: ناموس و رفیق و وطن، سلامتی سه کس: زندونی و سرباز و بیکس». یا جایی که در «داش آکل» بهروز وثوقی میگوید، «وقتی مرد غم داره یه کوه درد داره» یا وقتی در «جرم» میگوید «مادر امضای خداست».
هفتم مردادماه، تولد مسعود کیمیایی است؛ فیلمسازی که تهران را در فیلمهایش ماندگار کرد. او تصاویری را از خیابانهای شهر، کافهها، میدانها، سینماهای قدیمی و محلههای مختلف ثبت کرده که الان بسیاری از آنها یا وجود ندارند یا تغییر شکل و هویت پیدا کردهاند. کیمیایی که «خیابان» یکی از شخصیتهای اصلی فیلمهایش بوده، حافظ میراث گذشتۀ این شهر برای نسلهای آینده است.
هفتم مردادماه، تولد مسعود کیمیایی است؛ فیلمسازی که اگرچه بسیاری از آثارش صحنههایی توأم با خشونت دارند، اما در عین حال سرشار از عشق هستند. عشق به رفیق، به مرام و معرفت، به عهد و پیمان، به خاک، به مادر، به وطن.
امروز هفتم مردادماه، تولد مسعود کیمیایی است؛ فیلمسازی که قهرمانهایش نه سوپرقهرمان بلکه آدمهایی عادی، تنها، …








