
شرکتهای انگلیسی در پی جنگ با ایران در آستانه ورشکستگی قرار دارند

قالیباف: ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم
شست هماندیشی فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی با دکتر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و هیأت پارلمانی همراه، روز گذشته(پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵) در سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد برگزار شد. دکتر قالیباف با اشاره به اهمیت کار فعالان بخش خصوصی خطاب به آنها، گفت: برخی مشکلات در حوزه بخش خصوصی در هر دو کشور نهادینه شده که به همین منظور با حضور شما در تهران جلسه دیگری به همراه مسئولان اتاق بازرگانی ایران برگزار خواهیم کرد تا مشکلات را به صورت اولویت بندی شده و کاربردی برطرف کنیم. عراق میتواند از نیروی کار هوشمند، کارآمد و مستعد ساکن مرزهای ایران بهره ببرد رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به نمایندگان حاضر در هیأت پارلمانی همراه، گفت: اعضای هیأت همراه را نمایندگان عضو گروه دوستی پارلمانی ایران و عراق و نمایندگان استان های هممرز با این کشور تشکیل می دهند که به صورت تخصصی بر موضوعات عراق متمرکز بوده و مسائل را پیگیری و حل و فصل خواهند کرد. وی با اشاره به نیروی کار هوشمند، کارآمد و با استعدادی که در شهرهای مرزی ایران زندگی می کنند، گفت: هر دو کشور می توانند از فرصت فنی و تخصصی آنها بهره ببرند و به ویژه عراق به عنوان کشور دوست ما می تواند از این ظرفیت استفاده کند و برای این موضوعات باید نقشه راه درست و دقیق اقتصادی و تجاری میان دو کشور ایجاد شود. دکتر قالیباف در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به رویکرد ایران در مقابل دشمن خارجی عنوان کرد: ما نه جنگ طلب بوده و نه به دنبال جنگیم اما به عنوان مسلمان به یک اصل در امت اسلامی باور داریم و آن این است که اجازه نمی دهیم افرادی بیایند و عزت و شرف ما را لگدمال کنند و بروند. ما در این مسیر از مال و جان خود می گذریم، میایستیم و از عزت و شرف خود دفاع میکنیم. ما بیش از مدعیان صلح، قدر صلح را میدانیم رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان با رد ادعاهایی که می گویند ما جنگ طلب هستیم، تصریح کرد: از قضا ما به عنوان یک رزمنده، بیش از آنهایی که حرف از صلح میزنند، قدر صلح را میدانیم؛ یعنی کسی قدر صلح را میداند که جنگیده باشد. از سوی دیگر معتقدیم دیپلماسی وقتی ارزش دارد و پیش میرود که برای جنگ آماده باشیم و اگر آماده جنگ نباشیم در زمان استفاده از دیپلماسی هم کسی پاسخ ما را نمیدهد. وی ادامه داد: هم مسیر ما مسیر درستی است و هم دین، قرآن، فرهنگ اهلبیت(ع)، منطق و انسانیت حکم میکند از شرف، عزت و وطن خود دفاع کنیم. ۷۵ درصد حملونقل دریایی جهان به عنوان یک ویژگی در اختیار جهان اسلام است رئیس قوه مقننه در ادامه با بیان اینکه قریب به نیم قرن است ایران و عراق در شرایط «نه جنگ و نه صلح» و «هم جنگ و هم صلح» هستند و این شرایط به یک وضعیت دائمی تبدیل شده است، گفت: مگر آدمی چقدر عمر میکند که ۵۰ سال آن در چنین شرایطی سپری شود؟! در این بین برخی شیطنت کرده و میگویند این شرایط را ما درست کرده ایم در حالی که این شرایط را دشمنی درست کرده که وقتی ظرفیت نیروی انسانی، منابع خدادادی و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران، عراق و کشورهای اسلامی که در منطقه وجود دارد را دید نسبت به آن طمع کرد. دکتر قالیباف ادامه داد: به عنوان مثال جغرافیای تنگه هرمز، خلیج فارس، بابالمندب و کانال سوئز در مدیترانه به گونه ای است که ۷۵ درصد حملونقل دریایی جهان که اساس آن دریایی است، در اختیار کشورهای مسلمان بوده و این یکی از ویژگی های جهان اسلام است. دشمن برای چپاول منابع و مواد اولیه ما به منطقه آمده است رئیس مجلس خطاب به فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی گفت: اگر به منابع و مواد اولیه کشورهای مسلمان دقت کنید، متوجه می شوید دشمنان ما برای چپاول آنها میآیند بنابراین باید در این شرایط برای تحریمهای ظالمانه، برنامهریزی کرده تا بتوانیم از آن عبور کنیم. وی ادامه داد: درست است که امروز در سمت ریاست مجلس قرار دارم اما تمام وجودم امور اجرایی را درک می کند و جنبه فنی کار را میفهمم لذا مشکلات شما را نیز می دانم از جمله اینکه بهراحتی میشود موضوع ضمانتنامه را برای خدمات مهندسی حل کرد. باید با استفاده از ارزهای ملی برای مبادلات تجاری به دهان ارز آمریکایی زد دکتر قالیباف با اشاره به اینکه امروز میشود مبادلات تجاری را با ارز ملی انجام داد و به دهان ارز آمریکایی زد، تصریح کرد: دوران سیطره آمریکا بر دنیا گذشته است اما ما به آن توجه نداریم و به فرصت های به وجود آمده دقت نمی کنیم که اشکال کار ماست. ما فرزند زمانه خویش نشده ایم و هنوز تجارت را با همان شیوه ۵۰ سال پیش دنبال می کنیم. رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان در ادامه با بیان اینکه تحت فشار اقتصادی قرار گرفتن، طبیعی است، گفت: آمریکاییها و اسرائیلیها فهمیده اند در حوزه جنگ سخت نظامی از پس ایران و عراق بر نمیآیند از این رو وارد جنگ شناختی و جنگ اقتصادی شده اند و اکنون شما سربازان و فرماندهان این میدان هستید. رئیس مجلس شورای اسلامی بیان کرد: ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمی آوریم. امنیت و اقتصاد دو بال یکدیگر هستند وی خطاب به حضار با بیان اینکه امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم هم و دو بال یکدیگر هستند، تأکید کرد: اقتصاد برای پرواز به پایه امنیت نیاز دارد و اگر امنیت برقرار نشود، سرمایه هم نخواهد آمد لذا سرمایهگذاری حتماً نیازمند امنیت است. از سوی دیگر اگر امنیت را برقرار کنیم و تداومش را با اقتصاد پیش نبریم، آن هم پایدار نخواهد بود. دکتر قالیباف تأکید کرد: باید پذیرفت که روابط دوجانبه ایران و عراق می تواند در منطقه و بر کشورهای اسلامی به ویژه عربی اثر بگذارد که به آن نیاز داریم. ما باید قدر سابقه روابط تاریخی، تمدنی و جغرافیایی خود را بدانیم که این ارتباط وجود و عمق داشته و از هر جهت دارای ظرفیت است. بخش خصوصی برخلاف بخش دولتی در حوزه اقتصاد با انگیزه و خلاق است رئیس قوه مقننه در ادامه با بیان اینکه هرچقدر از فرصت های دریایی حوزه خلیج فارس استفاده کنیم به نفع ما خواهد بود، عنوان کرد: ما باید به سیاست های چین در این حوزه نگاه کنیم. مسیر ایران و عراق تا مدیترانه از کشورهای حوزه مقاومت می گذرد که بسیار حائز اهمیت است. این مسیر، قلب حوزه ژئوپولیتیکی ما بوده و از مؤلفههای بزرگ قدرت و استقلال هستند. تمام این ظرفیت ها را خدا به ما داده که باید به آن توجه کنیم. دکتر قالیباف در پایان اظهار کرد: فعالیت در بخش خصوصی و مردمیسازی اقتصاد، خلاقیت و انگیزه ای میخواهد که در بخش دولتی نیست. لازم به ذکر است؛ محمدتقی نقدعلی رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و عراق، مهدی فلاح نایب رئیس و شهین جهانگیری عضو این گروه و همچنین سارا فلاحی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، رئیس قوه مقننه را در این سفر همراهی می کنند. در ابتدای این نشست هشت نفر از فعالان و رؤسای اتحادیههای صنعتی و اقتصادی بخش خصوصی کشور عراق و ایران به بیان مسائل فعالان این حوزه از جمله مسائل بانکی، حقوقی و گمرکی بین دو کشور پرداختند و بر لزوم تأسیس و فعالیت شهرکهای صنعتی مشترک بین دو کشور بهویژه در شهرهای مرزی ایران، حذف دلار از تبادلات تجاری بین دو کشور و جایگزینی دینار و تومان، همکاری بخش خصوصی دو کشور در بازسازی مناطق آسیبدیده از حمله دشمن آمریکایی-صهیونی و حمایت بیشتر دولتها از تعاملات بخش خصوصی ایران و عراق با یکدیگر تاکید کردند.
ترامپ برای تشدید تحریمهای ایران چه گزینههایی در اختیار دارد؟
صفحه سیاست-
روزنامه واشنگتنپست در گزارشی با بررسی تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران، این پرسش را مطرح کرده است که واشنگتن اساساً چه ابزارهای تازهای برای اجرای این تهدیدها در اختیار دارد.
ادوارد فیشمن، همکار ارشد و مدیر مرکز ژئواقتصاد شورای روابط خارجی، معتقد است ترامپ بارها از تشدید فشار و تحریم سخن گفته، اما میان تهدیدهای سیاسی و ظرفیت واقعی آمریکا برای اعمال فشار بیشتر فاصله وجود دارد.
به گفته او، ایران از سال ۲۰۱۸ تحت مجموعه گستردهای از تحریمهای آمریکا قرار داشته و همین مسئله فضای مانور واشنگتن برای افزودن تحریمهای مستقیم جدید را محدود کرده است. فشار بر چین، امارات و ترکیه؛ گزینه اصلی ترامپ
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مسیرهای باقیمانده برای دولت آمریکا، انتقال فشار از ایران به کشورها و شرکتهایی است که با تهران همکاری اقتصادی دارند.
چین، امارات متحده عربی و ترکیه از جمله کشورهایی هستند که میتوانند در صورت تشدید سیاست تحریمی واشنگتن، هدف فشارهای ثانویه آمریکا قرار گیرند. این رویکرد در واقع تلاش برای افزایش هزینه همکاری با ایران از طریق تهدید شرکای اقتصادی تهران است.
اما چنین سیاستی یک تفاوت مهم با تحریمهای مستقیم دارد؛ آمریکا در این حالت تنها با ایران مواجه نیست، بلکه باید با کشورهایی برخورد کند که هرکدام منافع اقتصادی و راهبردی مستقلی دارند. پالایشگاهها و بانکها در تیررس تحریمهای جدید
گزینه دیگر، هدف قرار دادن بانکها و پالایشگاههایی است که حتی در حجم محدود با انرژی ایران تعامل دارند. همچنین بانکهایی که داراییهای ایران را در خارج از کشور نگهداری میکنند، میتوانند در معرض تحریم قرار گیرند.
با این حال، این اقدامات نیز الزاماً به معنای ایجاد یک شوک اقتصادی تازه و تعیینکننده علیه ایران نیست. بخش قابل توجهی از شبکه مالی و تجاری ایران طی سالهای گذشته خود را با شرایط تحریمی تطبیق داده و مسیرهای جایگزین برای تجارت و انتقال منابع شکل گرفته است.
از همین رو، تحریمهای جدید ممکن است بیش از آنکه یک ابزار کاملاً تازه باشند، تلاشی برای بستن مسیرهایی باشد که در سالهای گذشته برای دور زدن فشارهای آمریکا ایجاد شدهاند. آیا ترامپ حاضر است با کل جهان وارد تقابل اقتصادی شود؟
فیشمن معتقد است اگر ترامپ بخواهد فشار اقتصادی علیه ایران را به سطحی کاملاً جدید برساند، باید دامنه تهدیدهای خود را بسیار گستردهتر کند؛ به این معنا که به کشورها و شرکتهای سراسر جهان هشدار دهد در صورت معامله با ایران، دسترسی آنها به اقتصاد آمریکا را از دست خواهند داد.
چنین رویکردی اما هزینههای قابل توجهی برای خود واشنگتن خواهد داشت. استفاده گسترده از تحریمهای ثانویه میتواند متحدان و شرکای اقتصادی آمریکا را نیز تحت فشار قرار دهد و آنها را به سمت ایجاد سازوکارهای مستقل مالی و تجاری سوق دهد. مسئله اصلی؛ تحریم بیشتر یا بازتولید همان فشارهای گذشته؟
واقعیت این است که سیاست تحریم علیه ایران طی سالهای گذشته از مرحله اعمال فشار مستقیم بر اقتصاد کشور عبور کرده و به شبکهای پیچیده از محدودیتهای مالی، بانکی، نفتی و تجاری تبدیل شده است.
بنابراین، تهدید به «تحریمهای بیسابقه» زمانی معنا پیدا میکند که واشنگتن ابزار جدید و متفاوتی برای اعمال فشار داشته باشد؛ در غیر این صورت، بخش قابل توجهی از اقدامات جدید تنها تشدید یا توسعه همان سازوکارهایی خواهد بود که پیشتر نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند.
از این منظر، اظهارات مطرحشده در واشنگتنپست را میتوان نشانهای از یک چالش مهم برای سیاست فشار حداکثری ترامپ دانست: واشنگتن همچنان میتواند فشار اقتصادی را افزایش دهد، اما برای ایجاد یک اثر تعیینکننده، ناچار است هزینه و دامنه این فشار را نیز به شکل قابل توجهی بالا ببرد.
این مسئله میتواند تحریمهای ایران را از یک ابزار فشار دوجانبه به عاملی برای ایجاد تنش در روابط آمریکا با چین، ترکیه، امارات و حتی دیگر شرکای اقتصادی واشنگتن تبدیل کند؛ موضوعی که ممکن است محاسبات دولت ترامپ درباره مرحله بعدی سیاست فشار بر تهران را پیچیدهتر کند.
جنجال جدید حجت عبدالملکی؛ بازی با ریاضی یا فرار از کارنامهای که سفرهها را کوچک کرد؟/ تئوریهای شاذ دولتمرد سیزدهم کی تمام میشود؟
اقتصاد۲۴- مردی که روزگاری مدعی بود با یک میلیون تومان میتوان کارآفرینی کرد و با کوچک کردن درب پارکینگ منازل میتوان خودروسازی غرب را زمینگیر ساخت، بار دیگر به صحنه برگشته تا یکی از شاذترین گزارههای تاریخ اقتصاد معاصر ایران را صادر کند.
حجتالله عبدالملکی، وزیر ناکارآمد دولت سیزدهم، در تازهترین اظهارنظر جنجالی خود، جنگ، محاصره اقتصادی و شوکهای ارزی ناشی از تنشهای اخیر را از دادگاه گرانیها تبرئه کرده و با قاطعیتی شگفتانگیز مدعی شده که این فاکتورها «حتی یک درصد» هم در تورم و تنگتر شدن دست مردم نقش نداشتهاند. این ادعای حیرتانگیز نه یک تحلیل کارشناسی با سنجههای اقتصادی، بلکه یک مانور سیاسی ناشیانه برای پاک کردن ردپای تفکری است که خود، از معماران اصلی سیاهی این روزگار اقتصادی و سقوط قدرت خرید جامعه بوده است.
وقتی یک مدیر سابق که کارنامهاش لبریز از تصمیمات هزینهساز و شعارهای بیپشتوانه است، چشم بر بدیهیات ملموس بازار میبندد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلافنظر علمی نیست؛ بلکه توهین آشکار به شعور عمومی و سفرههایی است که تحت مدیریت همین نگاه، روزبهروز کوچکتر و خالیتر شدند. انکار خط آتش در بازار ارز و کالا
ادعای «صفر درصدی» عبدالملکی درباره بیاثری تنشهای نظامی و محاصره اقتصادی، در واقع سوءاستفاده از آمار و پاک کردن خشنترین واقعیتهای میدانی است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که مسئولان ارشد اجرایی و سیاستگذاران پولی کشور، خلاف این رویاپردازیهای سیاسی، ابعاد هولناک شوکهای بیرونی را بارها به مردم گزارش دادهاند. شخص رئیسجمهور صراحتاً تاکید کرده که هیچ ناظر منصفی نمیتواند آثار تخریبی جنگ، تحریمهای فلجکننده و محاصره تجاری را از تحلیل تورم جدا کند.
عبدالناصر همتی نیز در مقام مدیریت ارشد بانک مرکزی، پرده از افت شدید مبادلات ارزی، انسداد مسیرهای تجاری، جهش چندبرابری هزینههای ترانزیت کالا و شکلگیری انتظارات سنگین تورمی برداشته است. وقتی مسیرهای بینالمللی توزیع کالا ناامن میشوند، هزینه تامین مواد اولیه جهش یافته و درآمد ارزی کشور تحت شعاع اختلال در صادرات نفت قرار میگیرد، صادر کردن حکم تبرئه برای عوامل خارجی، رسماً چشمبستن بر آتشسوزی در بازار است. چگونه میتوان جهش قیمت کالاهای اساسی و فشار بر بازار ارز را دید و باز هم ادعا کرد که شوکهای جنگی حتی یک درصد هم بر این بازار اثر نداشتهاند؟ این نوع ریاضیات سفارشی، تنها از اتاق فکر جریانهایی بیرون میآید که نان خود را در کتمان واقعیت میجویند. رژه تئوریهای شاذ؛ از رویای شغل یک میلیونی تا ماجرای لامبورگینی!
برای آنکه بفهمیم ادعای جدید عبدالملکی از چه جنس است، باید به عقب بازگشت و پازل فکری این چهره حاشیهساز را دوباره مرور کرد. جامعه ایران پیش از این نیز بارها تاوان تئوریهای آزمایشگاهی و مضحک او را پرداخته است. سالها پیش، زمانی که هزینههای ایجاد یک شغل پایدار در کشور سر به فلک میزد، او با ادبیاتی قاطع مدعی شد که با یک میلیون تومان میتوان شغل ایجاد کرد؛ ادعایی که پایش حتی به رسانه ملی باز شد و تا مدتها سوژه طنز فعالان اقتصادی بود، اما او با سرسختی بر آن پافشاری کرد.
سخن از فردی است که در تحلیلی جنجالی، علت موفقیت صنعت خودروسازی در کره جنوبی را به کوچک بودن درب پارکینگ منازل کرهایها ربط داد تا نشان دهد مردم آن کشور مجبور به خرید خودروی کوچک داخلی شدهاند! تولید «لامبورگینی ایرانی» در کارگاههای خانگی توسط چند جوان و ارائه تعاریف عجیب از فضای کسبوکارهای بینالمللی، بخشهای دیگری از شاهکارهای فکری کسی است که بعدتر کلید یکی از حیاتیترین و اجتماعیترین وزارتخانههای کشور، یعنی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به او سپرده شد. کارنامه زرد در مسند قدرت
تراژدی واقعی، اما زمانی رقم خورد که این ایدههای شاذ از فضای مجازی و برنامههای تلویزیونی به صحنه واقعی مدیریت اجرایی کشور تزریق شد. عبدالملکی بر صندلی وزارتی نشست که با معیشت میلیونها بازنشسته، کارگر و اقشار آسیبپذیر گره خورده بود. خروجی آن نگاه شعاری و بیارتباط با واقعیتهای ساختاری، در زمان تصدی او خیلی زود آشکار شد. اتخاذ تصمیمات هیجانی در حوزه صندوقهای بازنشستگی، اختلال شدید در روابط کارگری و برهم زدن توازن مالی بخش کارگری، به نارضایتیهای گسترده و تجمعات بیسابقه اعتراضی منجر شد.
بیشتر بخوانید: تورم از کجا میآید؟ پشتپرده گرانیهای بیپایان در اقتصاد ایران
ناتوانی عبدالملکی در اداره امور واقعی و فروپاشی نسخههای یکمیلیونیاش، در نهایت وی را به نخستین وزیر مستعفی آن دولت تبدیل کرد؛ خروجی تلخی که نشان داد مدیریت اقتصادی یک کشور را نمیتوان با جملات قصار و شعارهای کلیکخور اداره کرد. با این حال، شگفتانگیز است که چنین کارنامه مردود و پرهزینهای، بهجای سکوت و پاسخگویی، بار دیگر در نقش مدعی ظاهر میشود و به دولت و نهادهای رسمی درس اقتصاد میدهد. پشتپرده یک ادعای سیاسی؛ جابهجایی متهم و شانه خالی کردن از مسئولیت
پشت این انکارهای بیپروا، یک تاکتیک نخنماشده سیاسی نهفته است؛ تسویهحسابهای جناحی به قیمت تحریف رنجهای مردم. اگر پذیرفته شود که تنشهای منطقهای، تحریم و محاصره اقتصادی، شوکهای جبرانناپذیری به بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی وارد کردهاند، آنگاه تفکر حامی عبدالملکی باید بپذیرد که نسخههای عزلتگرایانه و شعارهای ضدتوسعهای آنها چه هزینههای سنگینی بر دوش مردم بار کرده است. اما اگر با یک مانور رسانهای، اثر جنگ و محاصره «صفر» جلوه داده شود، تمام بار مشکلات به تصمیمات جاری دولت منتقل شده و بانیان وضعیت موجود از زیر بار پاسخگویی شانه خالی میکنند.
این یک بازی دوبردی برای جریانهای تندرو است؛ از یکسو ریشه اصلی تحریمها و فشارهای خارجی را نادیده میگیرند و از سوی دیگر، تنگتر شدن دست مردم را بهانهای برای حملات بیشتر سیاسی میسازند. اما سوال اصلی اینجاست که اگر فشارهای بینالمللی هیچ اثری در اقتصاد ندارند، چرا در دوران مدیریت همفکران همین آقایان، تورم به کانالهای بیسابقه رسید و رکورد اختلال در صادرات نفت و عجز در تامین کالاهای اساسی شکسته شد؟ هزینه جنگ فقط روی برچسب قیمتها نیست
یکی از سطحیترین خطاهای تئوریسینهای ساختگی، محدود کردن آثار جنگ به نرخ روزانه چند کالای مصرفی است. آسیبهای اقتصادی ناشی از تنشهای نظامی و محاصره، بسیار عمیقتر از قیمتهای لحظهای در بازار است. بر اساس مطالعات متعددی که بر روی اقتصادهای درگیر جنگ انجام شده، شوکهای نظامی تا سالها ریشههای رشد اقتصادی را میسوزانند، فرار سرمایه را تسریع میکنند، اعتماد فعالان بخش خصوصی را نابود میسازند و فرصتهای تجاری و بینالمللی را به صفر میرسانند. حتی پس از پایان درگیریها، هزینههای پنهان جنگ در قالب رشد ازدسترفته و ناترازیهای تعویقافتاده خود را نشان میدهند.
انکار اثر جنگ، یعنی نادیده گرفتن تعطیلی صنایع، جهش نرخ ریسک سرمایهگذاری و نابودی فرصتهای شغلآفرینی. عبدالملکی و همفکرانش با تقلیل دادن این ابربحرانها به یک گزاره انکاری «یک درصدی»، در واقع عمق خسارتهایی که بر پیکر تولید ملی وارد شده را پنهان میکنند تا معادله سادهانگارانه خود را به افکار عمومی تحمیل کنند. بازی با اعصاب جامعه؛ مردم کدام روایت را باور میکنند؟
امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری از تحلیلهای فضایی، آمارسازیهای سفارشی و فرار از واقعیت خسته و بیزار است. مردم اثرات جنگ و محاصره اقتصادی را نه در لابلای توییتها و سخنرانیهای عبدالملکی، بلکه با تمام وجود در بازارها، در تعمیرگاهها، در داروخانهها و در سفرههای روزمره خود لمس میکنند. آنها خیلی خوب میدانند که اقتصاد، نیازمند عقلانیت، تعامل با جهان و نگاه واقعبینانه است، نه نسخههای خیالی و ادعاهای تند. وقتی روایتهای رسمی کشور از زبان رئیسجمهور و بانک مرکزی، سخن از فشار مضاعف محاصره و جنگ میگوید، ادعای شاذ یک مسئول سابق مستعفی بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی باشد، به یک طنز تلخ و موضعگیری جناحی شبیه است. مردم نیازمند پاسخهای صادقانه هستند؛ پاسخهایی که هم سهم مشکلات ساختاری و سوءمدیریتهای گذشته را شفاف کند و هم تاوان سنگینی که شوکهای خارجی به معیشتشان تحمیل کرده را شجاعانه بپذیرد. وقت حسابرسی است، نه تئوریپردازی دوباره!
در نهایت، سخن گفتن از بیاثری کامل جنگ و محاصره اقتصادی، چیزی جز پاک کردن صورتمسئله و فرار از حقیقت نیست. حجتالله عبدالملکی و همفکران او، بهجای صادر کردن گزارههای شاذ و خطونشان کشیدن برای سیاستگذاران فعلی، باید بابت سالها آزمایش و خطای نسخههای ویرانگر خود به افکار عمومی پاسخ دهند. آنها باید بگویند فرمولهای جادوییشان برای اشتغال و اداره بازار چه گرهی از کار مردم گشود که امروز دوباره در مقام مدعیالعموم اقتصادی ظاهر شدهاند؟
واقعیت روشن است که جنگ و تحریم، اقتصاد ایران را سکته دادهاند و انکار آن از سوی آقای تئوریسین، تنها ثابت میکند که برخی چهرهها چقدر از نبض جامعه و واقعیتهای عینی معیشت مردم فاصله دارند. وقت آن رسیده که بازار تحلیلهای شعاری تعطیل شود و بانیان سیاهی این روزگار، مسئولیت عملکرد و اظهارات خود را بر عهده بگیرند.

مالک شریعتی: مدلی که دولت در ماجرای ایران خودرو پیاده کرد، خصوصیسازی نبود در این مدت قیمت خودروهای این شرکت ۱۸۰ درصد گران شد، هیچ اصلاحی هم صورت نگرفت الان میخواهند همین بلا را سر سایپا هم بیاورند | جهان نیوز

ببینید / لحظه برخورد یک هواپیمای سبک ملخدار با هلیکوپتر در پنسیلوانیا

تحلیل و پیشبینی بازار خودرو هفته اول شهریور 1405 / ردپای نرخ چهارم بنزین در بازار خودرو دیده شد؟ + جدول

ناو هواپیمابر «جورج واشنگتن» وارد خاورمیانه شد/ جایگزینی «آبراهام لینکلن» پس از 250 روز مأموریت

یک فرمانده سپاه: افسران دیپلماسی نیاز به حمایت دارند/ مذاکره قدرتمند از حمایت خیابان قدرت میگیرد

