
ادعاهای فیدان درباره توافق سه جانبه ترکیه،پاکستان و عربستان با ناتو

دلایل سفر وزیر خارجه سوریه به پاکستان پس از ۱۹ سال/نگاه اسرائیل به ائتلاف های جدید دولتهای منطقه
عبدالمحمد طاهری، کارشناس مسائل پاکستان با اشاره به اولین سفر وزیر خارجه سوریه به پاکستان پس از ۱۹ سال در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: پاکستان از ابتدا با حزب بعث حاکم در عراق و هم با حزب بعث حاکم در سوریه مشکل داشت. هیچوقت رابطه خوبی میان دولتهای متمرکز پاکستان و حزب بعث وجود نداشته است اما در دو، سه ماه اخیر تحولاتی در حال وقوع است که در واقع، بعد از اتحاد میان پاکستان و عربستان و در ادامه، ترکیه، عربستان و پاکستان و نهایتاً کشورهایی که عربستان سعودی را قبله مذهبی خود میدانند، آرامآرام در حال ورود به این تشکل هستند. حالا سوال این است که چرا این مسئله بسیار حائز اهمیت است؟ ورود سوریه در کنار ترکیه و پاکستان باعث میشود که در واقع بخشی از فشارهای روزافزونی که اسرائیل بر منطقه وارد میکند، تغییر کند؛ بهویژه درباره حکومت جولانی که میخواهد با دنیا مراوده داشته باشد. از سوی دیگر، طبیعی است که هر کشوری به دنبال تسلیحات نظامی باشد و شکی در این وجود ندارد؛ اما از آنجایی که ذات اسرائیل پلید است، بر این باور نیست که کشورها باید توان دفاعی داشته باشند؛ کشورها فقط میتوانند در حوزه شهری و دفاعی خود توانایی داشته باشند، وگرنه این اسرائیل است که باید برای کشورهای منطقه تضمین بگیرد.
وی ادامه داد: به هر ترتیب چرخش سوریه به سمت پاکستان، با توجه به تحولاتی که به وجود آمده و با توجه به اینکه پاکستان، ترکیه و عربستان در این ماجرا متحد شدهاند، آرامآرام سایر کشورهای عربی هم به این حلقه اضافه خواهند شد. طبیعتاً پای آمریکا نیز در این مسئله وسط است. در این شرایط اگر ما با یک دیپلماسی فعال و یک حرکت هوشمندانه، تحولات یکی، دو ماه اخیر را لحظهبهلحظه رصد نکنیم، به وضوح به مشکل برمیخوریم. ما در مسائل مربوط به معاهدهها، تفاهمنامهها و هرگونه قراردادی که اکنون میان ایران و هر جای دنیا به وجود میآید، با توجه به تجارب تلخی که ایران در سالهای گذشته داشته، واقعاً هوشمندانه حرکت میکنیم؛ اما الان شرایط بسیار متفاوت شده است. از این جهت که تمام راههایی را که میتواند منابع درآمدی ایران باشد، آمریکا قفل کرده است. لذا هر اتفاقی که به سمت شکلگیری یک تشکل نظامی پیش میرود، اهمیت دارد. کشورهایی که تا دیروز با ما بودند، اکنون آرامآرام از ما جدا میشوند. اگرچه ما به سمت یک تخاصم پیش نخواهیم رفت، اما به هر حال این تمایز را آرامآرام میبینیم.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: رفتن سوریه در این راستاست که از یک سو از عربستان تبعیت میکند، به دلیل اینکه عربستان به هر حال قبله اعتقادی همه کشورهای عربی است، و از سوی دیگر، در کنار پاکستان و ترکیه قرار گرفته است؛ آن هم به عنوان دو قدرت نظامی برتر و در نهایت مصر هم در این ماجرا وارد خواهد شد. یعنی در واقع، یک حرکت بسیار خاموش و خزنده در حال صورت گرفتن است. بر این اساس بهترین راهحل این است که بتوانیم با یک دیپلماسی بسیار بسیار حسابشده و با یک تصمیمگیری بسیار عاقلانه، خودمان را هرچه زودتر از این گرداب نجات دهیم. با تمام این تفاسیر، سوریه زمانی وارد این حریم شد که اسرائیل هیچگونه اقتداری را برای سوریه متصور نیست. از آنجایی که اسرائیل مستقیماً ترکیه را هدف قرار داده، این مسئله باعث شده که جولانی اعتمادبهنفس پیدا کند و در کنار جریانی قرار بگیرد که یک پای آن عربستان و ترکیه است و یک پای دیگرش پاکستان خواهد بود. از سوی دیگر، باز هم برای ما یک فرصت وجود دارد. وقتی سوریه در کنار عربستان، ترکیه و مصر قرار بگیرد و قدرتهای بزرگ نظامی، یعنی ترکیه، مصر و پاکستان، در کنار یکدیگر باشند، اینها سه قدرت برتر نظامی هستند و با ایران، چهار قدرت برتر منطقهای را تشکیل میدهند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این کشورها در یک کفه ترازو قرار بگیرند، به هر حال اینگونه هم نیست که اسرائیل بتواند با تمام کشورهای دنیا درگیر شود. کما اینکه ممکن است پشت این قضیه آنقدر به پاکستان فشار وارد شود که به سمت اهرم هستهای خود متوسل شود. بعید هم نیست این اتفاق بیفتد، چون گروههایی در پاکستان هستند که به دنبال نابودی اسرائیلاند و اتفاقاً آنها میتوانند دولت را تحت فشار قرار دهند. اینکه آیا اسرائیل بهراحتی میتواند همه این کشورها را تهدید یا از یکدیگر جدا کند یا خیر، پاسخش منفی است. به هر حال، عناد و دشمنی ترکیه با اسرائیل، سابقهای دیرینه دارد و این مسئله سالهاست وجود دارد؛ خصوصاً اینکه این موضوع را بهصورت شفاف نیز اعلام میکنند. پاکستان هم هیچوقت رابطه خوبی با اسرائیل نداشته است. همانطور که هیچوقت رابطه خوبی با حزب بعث نداشته، هرگز هم رابطه خوبی با اسرائیل نداشته است. در اینجا فقط بحث مصر مطرح است که به هر حال، بعد از جریان ۱۹۶۷، دیگر وارد جنگ با اسرائیل نشد. انتهای پیام/
برخی فرماندهان سپاه موضع محتاطانهای به پیمان مکه دارند/ دولتیها استقبال کردند
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در ترکیه در مقالهای به بررسی نقش پاکستان در پیمان مکه پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
توافقنامه دفاعی سهجانبه بین پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در تاریخ ۷ اوت، در کاخ صفا در مکه، توسط سران کشورهای مربوطه امضا شد.
ارزش نمادین این پیمان مستقیماً از نامگذاری، مکان و زمانبندی آن ناشی میشود، جایی که رهبران، بلافاصله پس از نماز جمعه در یکی از مقدسترین مکانهای اسلام، این توافق را اجرا کردند.
در حالی که بیانیههای رسمی وزارت امور خارجه کشورهای امضاکننده تأکید کردند که این توافقنامه علیه هیچ کشور ثالثی نیست و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی، همکاری دفاعی و انتقال فناوری است، اما وضعیت راهبردی زمینهای آن، بهطور عمدی در مورد شرایط دقیقی که برای مقابله با آنها طراحی شده، مبهم باقی مانده است.
پیمان دفاعی مکه در چارچوب چشمانداز منطقهای پاکستان
یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی پاکستان همواره ترویج روابط برادرانه با جهان اسلام گستردهتر بوده است. از زمان تأسیس، اسلامآباد روابط دوجانبه برادرانهای با کشورهای کلیدی منطقه، از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی حفظ کرده است.
فراتر از همراستایی دیپلماتیک، پاکستان از لحاظ تاریخی از آرمان فلسطین حمایت کرده است.
در کنار این روابط، پاکستان دارای جمعیت زیادی از مهاجران در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است. این جامعه مهاجر، از طریق جریان مستمر حوالهها، ستون فقرات اقتصادی حیاتی برای اسلامآباد را تشکیل میدهد، در حالی که این منطقه بهطور همزمان نیازهای اولیه انرژی پاکستان را تأمین میکند.
با این حال، این وابستگی متقابل عمیق، پاکستان را در برابر بیثباتی منطقهای آسیبپذیر میکند. تشدید اخیر درگیری بین آمریکا و ایران، مستقیماً بر اقتصاد پاکستان تأثیر گذاشت و باعث افزایش شدید قیمت سوخت، افزایش تورم داخلی و وادار کردن دولت به کاهش هفته کاری رسمی به چهار روز برای صرفهجویی در انرژی شد.
در نتیجه، در حالی که درک تهدیدات حیاتی پاکستان همچنان محکم بر مرز شرقی آن متمرکز است، آسیبپذیریهای حاد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن در غرب آسیا، اسلامآباد را به ایفای نقش دیپلماتیک فعال در کاهش خصومتهای منطقهای سوق داده است.
از مفهوم مالکیت منطقهای تا پیمان دفاعی
غرب آسیا پس از حملات ۷ اکتبر و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در نوار غزه، بیثباتی شدیدی را تجربه کرده است. گسترش افقی گستردهتر این درگیری در نهایت به رویارویی مستقیم نظامی شامل آمریکا، اسرائیل و ایران انجامید.
وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، با قرار دادن ابتکار سهجانبه در این فضا، روشن کرد که این توافق پس از دو سال و هشت ماه مذاکرات مستمر دیپلماتیک به دست آمده است.
فیدان تأکید کرد که مالکیت منطقهای مسائل امنیتی همچنان محور رویکرد آنکارا است و خاطرنشان کرد که قدرتهای خارجی که وارد منطقه میشوند، اغلب بحرانها را تشدید میکنند تا اینکه آنها را حل کنند و در نتیجه هزینههای بلندمدت غیرقابل تحملی را به کشورهای منطقه تحمیل میکنند.
بنابراین، ترتیب سهجانبه باید به عنوان اقدامی عمدی برای ایجاد یک مکانیسم امنیتی بومی که قادر به کاهش وابستگی به ضامنان خارجی است، درک شود.
از لحاظ تاریخی، کشورهای حاشیه خلیج فارس سرمایههای قابل توجهی را برای خرید سیستمهای تسلیحاتی آمریکا هزینه کردند و در ازای تضمینهای امنیتی کلی، به واشنگتن حق پایگاه اعطا کردند.
با این حال، در جریان رویارویی اخیر، زیرساختهای انرژی کشور میزبان و تأسیسات آمریکایی به اهداف اصلی حملات تلافیجویانه ایران تبدیل شدند. عدم توانایی آمریکا در محافظت کامل از متحدانش - که ناشی از محدودیتهای ظرفیت در جبهههای عملیاتی متعددی است که توسط ایران باز شده یا تعهد اولویتدار به تلآویو - کشورهای حاشیه خلیج فارس را بر آن داشت تا کارایی چترهای امنیتی آمریکا را دوباره بررسی کنند.
میزبانی پایگاههای خارجی کمتر به عنوان یک بازدارنده و بیشتر به عنوان آهنربایی برای جذب رگبار موشکها و پهپادهای ورودی ایران تلقی شد. علاوه بر این، آسیبپذیری تنگههای حیاتی دریایی، جریان صادرات انرژی را به شدت تهدید میکرد و نیروهای آمریکایی قادر به تضمین کامل عبور بدون مانع کشتیرانی تجاری نبودند.
این درک، فشار برای ایجاد یک ساختار امنیتی محلی را تسریع کرد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان دارای منافع ژئوپلیتیکی مستقیم در ثبات غرب آسیا هستند و همگی در مجاورت فوری منطقه درگیری قرار دارند.
در صورت وقوع جنگ منطقهای پایدار یا محاصره دریایی، این کشورها بهناچار پیامدهای اقتصادی و راهبردی اولیه را متحمل میشوند. این ضرورت زمانی بیشتر برجسته شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، بهطور عمومی در مورد تنگه هرمز اظهار داشت که کشورهای ترانزیتی باید مسئولیت اصلی حفاظت از مسیرهای انرژی خود را بر عهده بگیرند.
این موضع معاملهگرایانه، درک منطقهای را تقویت کرد که قدرتهای خارجی منافع ملی خود را بر ثبات منطقهای ترجیح میدهند. با توجه به محیط امنیتی سیال و مذاکرات جاری و بینتیجه بین واشنگتن و تهران، به نظر میرسد پارامترهای فنی پیمان مکه عمداً مبهم نگه داشته شدهاند تا از دامهای تعهد زودهنگام جلوگیری شود.
مسیر نهایی این چارچوب همچنان به حل و فصل مناقشه آمریکا و ایران و تثبیت تنگه هرمز گره خورده است. در جهتیابی این پویاییها، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، مجدداً تأکید کرد که این چارچوب غیرخصمانه است و به روی همه کشورهای منطقهای که به اصول اساسی آن متعهد هستند، باز است.
اسلامآباد با نشان دادن دیپلماسی فعال، با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرد تا در مورد دامنه این توافق اطمینانبخشی کند. در پاسخ، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران پیمان مکه را به عنوان یک موضع تهاجمی علیه ایران نمیبیند، بلکه آن را به عنوان یک اقدام ساختاری در مقابل جسارت اسرائیل و بازتابی از کاهش اعتماد منطقهای به تضمینهای امنیتی آمریکا تفسیر میکند.
با این وجود، با توجه به مرز مشترک ۵۶۵ مایلی پاکستان با ایران و نقش اثبات شده آن به عنوان میانجی، که با تسهیل تفاهمنامه اسلامآباد (MoU) اثبات شده است، تهران همچنان مشارکت عملیاتی اسلامآباد را در این ائتلاف با احتیاط سنجیده زیر نظر دارد.
زمینههایی که پاکستان به طور بالقوه میتواند در ائتلاف مشارکت داشته باشد
فراتر از موقعیت جغرافیایی که جنوب آسیا را به خلیج فارس متصل میکند، پاکستان قابلیتهای نظامی متمایزی را به این چارچوب امنیتی نوظهور ارائه میدهد. در این ساختار سهجانبه، که عربستان سعودی نقدینگی مالی را فراهم میکند و ترکیه به یک پایگاه پیشرفته صنعتی-دفاعی همراه با وزن ژئوپلیتیکی قابل توجه کمک میکند، پاکستان این ترتیب را با نیروهای مسلح دائمی بزرگ و کارآزموده خود و قابلیتهای تخصصی تولید دفاعی تکمیل میکند.
در عمل، پاکستان تجربه گستردهای در آموزش عملیاتی مشترک، مبارزه با شورش، مبارزه با تروریسم و به اشتراکگذاری اطلاعات که از طریق دههها جنگ نامتقارن اصلاح شده است، ارائه میدهد.
نیروی هوایی پاکستان با سابقه طولانی در استقرار و پشتیبانی در خاورمیانه، تخصص ویژه مرتبط با دفاع هوایی یکپارچه و آگاهی از حوزه دریایی را فراهم میکند. علاوه بر این، نهادهای دفاعی دولتی پاکستان - مانند مجتمع هوایی پاکستان (PAC) کامرا و صنایع سنگین تاکسیلا (HIT) - فرصتهایی را برای توسعه مشترک، انتقال فناوری و سفارشیسازی مقرونبهصرفه سختافزار در کنار شرکتهای دفاعی ترکیه ارائه میدهند و باعث ایجاد یک ماتریس دفاعی منطقهای خوداتکاتر میشوند.
فرصتها و ریسکها برای پاکستان
علیرغم این مزایای راهبردی، تحلیلگران به ریسکهای قابل توجهی برای پاکستان اشاره میکنند. نگرانی اصلی، توسعه بیش از حد راهبردی احتمالی است، زیرا موضع دفاعی اصلی پاکستان بر مرز شرقی آن متمرکز باقی مانده است، همراه با نیازهای مستمر مبارزه با تروریسم در امتداد مرز غربی آن.
متعهد کردن منابع نظامی یا پذیرفتن تعهدات رسمی در صحنه غرب آسیا میتواند باعث فشار بر استقرار نیروها و تضعیف دفاع در جبهههای حیاتی شود.
علاوه بر این، مدیریت روابط با ایران نیاز به تنظیم دقیق دارد. در حالی که کانالهای رسمی در تهران این پیمان را گامی به سوی یک ساختار امنیتی منطقهای پساآمریکایی تلقی کردهاند، برخی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و جناحهای سیاسی محافظهکار، موضع محتاطانهتری دارند.
نظرات در رسانههای همسو با سپاه، مانند عصر ایران، خاطرنشان کرده است که ترکیب حمایت مالی عربستان، قابلیتهای صنعتی-دفاعی ترکیه و توان نظامی پاکستان، یک گروهبندی راهبردی قوی ایجاد میکند که میتواند توازن قوای منطقهای را تغییر دهد و به مرور زمان فضای مانور راهبردی ایران را محدود کند.
نتیجهگیری
ابهام حسابشده پیرامون توافقنامه دفاعی مکه نشاندهنده یک مصالحه ضروری میان سه شریک با درکهای متفاوت از تهدید، اما منافع منطقهای مشترک است. امضاکنندگان با پیشروی در چارچوبی متمرکز بر مالکیت منطقهای، زمینه را برای یک ساختار امنیتی بومی پساآمریکایی فراهم کردهاند.
برای پاکستان، مشارکت به عنوان یکی از اعضای مؤسس به دنبال مشارکت دیپلماتیک آن در بحران آمریکا و ایران، بر نقش در حال تحول آن در دیپلماسی منطقهای تأکید دارد. متعادل کردن تعهدات این ائتلاف سهجانبه با اولویتهای امنیتی سنتی خود، وظیفهای مرکزی برای برنامهریزی راهبردی اسلامآباد باقی خواهد ماند.
گزارش: اسرائیل معتقد است که میتواند بدون فعال کردن ماده 5 ناتو به نیروهای ترکیه حمله کند
گزارش: اسرائیل معتقد است که میتواند بدون فعال کردن ماده 5 ناتو به نیروهای ترکیه حمله کند
به گزارش رسانه اسرائیلی، برنامهریزان استراتژیک اسرائیل به این نتیجه رسیدهاند که ضمانتهای دفاع جمعی از داراییهای نظامی ترکیه که در خارج از مرزهای ترکیه فعالیت میکنند، محافظت نمیکند.
در این گزارش آمده است که محاسبه این است که نیروهای ترکیه مستقر در سوریه به طور خودکار تحت پوشش ماده 5 قرار نمیگیرند. فرض اسرائیل بر این است که در صورت تشدید اوضاع، ناتو دخالت نخواهد کرد.
دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اعلام کرد که سوریه ظاهراً با اجازه دادن به استقرار نیروهای ترکیه در پایگاه هوایی ابوالظهور، در آستانه نقض توافقهای امنیتی با اسرائیل است.
Sputnik Iran | Rubika | Bale | Web

ایران، تحریمهای خصمانه جدید آمریکا را محکوم کرد - تسنیم

اورگوئه: در صورت ورود نتانیاهو به کشور مسلما بازداشت میشود

آمریکا تحریمها علیه کوبا را تشدید کرد

کپلر: تنها ۷ کشتی روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند

بعید است فشار اقتصادی، ایران را وادار به پذیرش شرایط آمریکا کند

