به گزارش بنکر ، آلبرت بغزیان، با تأکید بر اینکه هیچ جنگی از نظر اقتصادی سازنده نیست، درباره تفاوت اقتصاد جنگ با شرایط عادی توضیح داد. به گفته او، جنگ ترکیب هزینههای دولت را تغییر میدهد و معمولاً هزینههای دولت را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی دولت ناچار است بخشی از هزینهها را کاهش دهد یا منابع تازهای برای تأمین مخارج خود پیدا کند. اما کاهش هزینه در یک بخش لزوماً به معنای کوچک شدن هزینههای کلی دولت نیست؛ ممکن است فقط اولویتهای بودجهای تغییر کرده باشد.
برای نمونه، اجرای یک پروژه عمرانی میتواند به تعویق بیفتد، اما همزمان هزینههای نظامی و جنگی افزایش پیدا کند. به این ترتیب، منابعی که میتوانست به بخش عمرانی یا حوزههای مرتبط با تولید اختصاص پیدا کند، به سمت هزینههای جنگی هدایت میشود. خطر موج تازه تورم
مسئله مهم بعدی، نحوه تأمین هزینههای جدید دولت است. بغزیان میگوید دولت میتواند به سراغ مالیات برود، اما افزایش درآمدهای مالیاتی زمانبر است و در شرایطی که نیاز مالی فوری باشد، نمیتوان انتظار داشت تمام هزینههای جدید از این مسیر تأمین شود.
در چنین وضعیتی، استقراض میتواند به یکی از گزینههای دولت تبدیل شود. به گفته این اقتصاددان، این روند ممکن است رشد نقدینگی را افزایش دهد.
اما چرا رشد نقدینگی اهمیت دارد؟ پاسخ بغزیان روشن است؛ اگر منابع بیشتری برای تأمین هزینههای دولت وارد اقتصاد شود، اما تولید به همان نسبت افزایش پیدا نکند، نتیجه میتواند شکلگیری یک دور تازه تورمی باشد.
پیامد این روند فقط در شاخصهای اقتصادی باقی نمیماند. خانوارها علاوه بر آثار مستقیم جنگ، ممکن است با افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید نیز روبهرو شوند و در نهایت رفاه آنها کاهش پیدا کند. منابع بانکی به کدام سمت میروند؟
بغزیان در بخش دیگری از این گفتوگو به نقش بانکها پرداخت. به گفته او، بانکها نیز ممکن است در شرایط جنگی ناچار شوند در تأمین مالی دولت نقش بیشتری ایفا کنند.
در شرایط عادی، بخشی از منابع بانکی از طریق وام و تسهیلات در اختیار مردم و تولیدکنندگان قرار میگیرد. اما در شرایط جنگی این احتمال وجود دارد که بخشی از همین منابع به دولت اختصاص پیدا کند. …













