
به گزارش بنکر ، بحث درباره منشأ فقر سالها میان دو نگاه فردمحور و ساختارمحور در جریان بوده است. فرشاد مومنی با اشاره به دیدگاههایی از مالتوس تا هایک و نوزیک گفت در این رویکرد، فقر عمدتاً به مسئولیت فردی نسبت داده میشود، در حالی که دیدگاه علامه محمدرضا حکیمی فقر را محصول مناسبات اجتماعی و نابرابریهای ناموجه میداند.
مومنی با استناد به آثار حکیمی افزود که ضعف نهادها، قاعدهگذاری و سیاستگذاری و همچنین ضعف در اداره کشور میتواند در شکلگیری و گسترش فقر نقش تعیینکننده داشته باشد. از این منظر، نمیتوان یک عامل فردی را توضیح غالب برای پدیده فقر دانست.
اما چرا این بحث در اقتصاد ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است؟ پاسخ مومنی به روند فقر در سالهای اخیر بازمیگردد؛ او گفت از سال ۱۳۹۷ تاکنون، یکی از شدیدترین روندهای گسترش و تعمیق فقر در اقتصاد ایران شکل گرفته است.
این اقتصاددان تأکید کرد برای نخستین بار در تاریخ اقتصادی معاصر ایران، اندازه جمعیت فقیر کشور در فاصله سه سال دو برابر شده است. به گفته او، با وجود چنین روندی، در سیاستگذاری اقتصادی تغییر متناسبی مشاهده نشده و حتی برخی سیاستهای مخرب همچنان ادامه یافتهاند. نسخه فقرزدایی، اصلاح ساختارهاست
مومنی در ادامه با اشاره به کتاب «منهای فقر» علامه حکیمی گفت مقابله مؤثر با فقر با اقدامات مقطعی و تکعلتی امکانپذیر نیست. به تعبیر او، وقتی مسئله ساختاری است، راهحل نیز باید ساختاری باشد.
بر اساس این دیدگاه، سه گروه در شکلگیری و تداوم فقر نقش مهمی دارند. نخست، حاکمان و ساخت سیاسی قرار دارند که از طریق قاعدهگذاری، اجرای سیاستها و تخصیص منابع بر توزیع فرصتها و درآمدها اثر میگذارند.
گروه دوم، ثروتمندان و صاحبان منابع هستند. مومنی با استناد به برداشت حکیمی از آموزههای قرآن گفت در این نگاه، فقرا نسبت به بخشی از اموال اغنیا دارای حق هستند.
گروه سوم نیز عالمان دینی هستند که دیدگاه و مواضع آنها در ساخت سیاسی …






