
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛ روانشناسی میگوید چرا بعضی افراد با وجود داشتن دوستان زیاد، باز هم احساس تنهایی میکنند؟ ۱۰ عادت افرادی که با وجود داشتن دوستان زیاد، احساس تنهایی میکنند
روانشناسی میگوید افرادی که حتی در میان دوستان و اطرافیانشان احساس تنهایی میکنند، اغلب الگوهایی مشترک دارند؛ بسیاری از این رفتارها به تجربهای در سالهای نخست زندگی برمیگردد: یاد گرفتهاند که صمیمی شدن و نشان دادن احساسات، همیشه امن نیست.
من قبلاً فکر میکردم تنهایی چیزی است که برای آدمهایی اتفاق میافتد که کسی را ندارند؛ آدمهای ساکت و منزوی یا کسانی که تلفنشان هیچوقت زنگ نمیخورد.
اما بعد به زندگی خودم نگاه کردم و متوجه شدم که تقویم شلوغی دارم، در گروههای دوستانه حضور دارم و آدمهایی هستند که به پیامهایم پاسخ میدهند. بااینحال، در زیر همه این روابط، احساس میکردم هیچکس واقعاً مرا نمیشناسد؛ نه خود واقعیام را، نه آن بخشی از وجودم را که گاهی مردد، ترسیده یا درگیر پیدا کردن راه خودش است.
زمان زیادی طول کشید تا بفهمم آنچه احساس میکنم کمبود آدمها نیست؛ بلکه فاصلهای است که میان خودم و تکتک آنها ایجاد کردهام.
روانشناسی نیز از این دیدگاه حمایت میکند. ۱. روابط خود را در سطحی و کمعمق نگه میدارند
نوع خاصی از مدیریت روابط وجود دارد که از بیرون شبیه صمیمیت به نظر میرسد.
پیامهای منظم، شوخیهای مشترک، دانستن نوع قهوه مورد علاقه یک دوست، نام خواهرش یا تصویری کلی از دوران کودکی او.
بااینحال، برای این رابطه یک سقف وجود دارد؛ نقطهای که گفتوگو میتواند عمیقتر شود، اما نمیشود. وقتی طرف مقابل چیزی واقعی از خودش بیان میکند، آنها موضوع را عوض میکنند یا به جای گفتن حقیقت، حرفی سادهتر و کمخطرتر میزنند.
رابطه گرم باقی میماند، اما سطحی است و اغلب هر دو طرف این موضوع را بدون اینکه دربارهاش حرف بزنند، احساس میکنند.
این رفتار دقیقاً اجتناب نیست؛ بلکه نوعی تنظیم دقیق رابطه است که معمولاً از جایی در گذشته ناشی میشود؛ جایی که فرد یاد گرفته است نشان دادن کامل خود میتواند خطرناک باشد و کنترل میزان صمیمیت، نوعی محافظت از خود است. ۲. در …






