
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ جنگ نظامی فعلا متوقف شده، اما مناقشه ایران و آمریکا هر روز پیچیدهتر شده و پیوست حمله اقتصادی بیسابقه به کشور نیز بر وخامت اوضاع افزوده است. در این میان همچنان یکی از محورهای اصلی و مورد دعوا تنگه هرمز و نحوه مدیریت آن است. اظهارات اخیر جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، درباره عبور روزانه ۷ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز و ادعای واشنگتن مبنی بر مهار تلاشها برای ایجاد بحران انرژی، بار دیگر توجه محافل اقتصادی و سیاسی را به حیاتیترین آبراه انرژی جهان جلب کرده است.
ونس با صراحت هدف اصلی حضور نظامی و فشارهای اقتصادی را «اجبار ایران به پرداخت هزینه خفه کردن تجارت نفت» عنوان کرده است. این سخنان در حالی مطرح میشود که دادههای مراجع بینالمللی ردگیری کشتیرانی، از جمله «رویترز» و موسسه «کپلر»، تصویری کاملاً متفاوت را پیشروی ناظران قرار میدهند؛ بر اساس این آمارها، در بحبوحه محاصره دریایی و تنشهای نظامی، طی روزهای گذشته تنها ۱۷ تا ۲۰ فروند کشتی توانستهاند از این تنگه عبور کنند.
شکاف عمیق میان روایت تبلیغاتی واشنگتن و واقعیتهای میدانی دادههای ردیابی ماهوارهای، نشاندهنده ابعاد جدیدی از جنگ روایتها در تقاطع دیپلماسی و اقتصاد انرژی است. اما سوال بنیادیتر برای اقتصاد ایران در این مقطع حساس آن است که معادله عبور نفت از تنگه هرمز چه سمتوسویی به خود گرفته و تداوم این وضعیت چه تبعات ساختاری برای کشور به همراه دارد؟ آیا کارت بازی هرمز در حال از دست دادن کارایی تاریخی خود است یا واشنگتن در حال اجرای یک سناریوی فرسایشی بینیاز از گسترش جنگ مستقیم نظامی است؟ روایت واشنگتن، واقعیت هرمز
ادعای عبور روزانه تا ۱۵ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز توسط مقامات آمریکایی، بیشتر از آنکه منعکس کننده واقعیت عملیاتی در پهنه خلیج فارس باشد، ابزاری برای آرامسازی بازارهای جهانی انرژی و کاهش روانی قیمت نفت در بورسهای بینالمللی است. پیش از آغاز دور جدید تنشها و محاصره دریایی، روزانه حدود ۲۰ درصد از کل نفت ترانزیتی جهان (نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه) و حجم عظیمی از گاز طبیعی مایعشده (LNG) از این مضیق تنگ عبور میکرد.
آمارهای ارائه شده از سوی موسسههای معتبر بینالمللی نظیر کپلر و ویندپست نشان میدهند که تردد شناورهای …












