به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ با پایان یافتن مهلت ۶۰ روزه تفاهمنامه اسلامآباد و ازسرگیری عملیات نظامی و محاصره دریایی، آینده جنگ ایران و آمریکا در هالهای از ابهام قرار گرفته است. بر اساس تحلیلهای اندیشکدههای غربی و کارشناسان سیاسی، پنج سناریوی اصلی برای آینده این منازعه قابل تصور است که هر کدام پیامدهای متفاوتی برای منطقه و اقتصاد جهانی خواهد داشت. محتملترین سناریو، تداوم جنگ فرسایشی با حملات محدود و اختلال دائمی در تنگه هرمز است که بدون پیروزی قاطع برای هیچیک از طرفین، هزینههای سنگینی را بر اقتصاد ایران و آمریکا تحمیل میکند . در این میان، عواملی مانند وابستگی فشار اقتصادی آمریکا به همکاری چین، محدودیت ذخایر تسلیحاتی واشنگتن، اهمیت راهبردی تنگه هرمز و توان ایران برای انتقال هزینههای جنگ به کشورهای منطقه، نقش کلیدی در تعیین مسیر آینده خواهند داشت و احتمال سناریوهای توافق محدود یا تشدید نظامی را نیز در افق پیشروی دو طرف باقی میگذارند .
در تاریخ ۲۸ فوریه، ایالات متحده آمریکا عملیات موسوم به «خشم حماسی» را در چارچوب کارزاری نظامی مشترک با اسرائیل علیه ایران آغاز کرد. این عملیات گسترده که با هدف درهمشکستن توان راهبردی جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود، به شهادت آیتالله علی خامنهای، جمعی از فرماندهان و مسئولان ارشد سیاسی و نظامی کشور و واردآمدن خسارت به بخشی از سامانههای پدافندی، موشکی و دریایی و نیز زیرساختهای نظامی ایران انجامید.
با این حال، برخلاف محاسبات دشمن، این حملات نتوانست به فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی یا تحقق اهداف نهایی این کارزار منجر شود. ایران با وجود تحمل خسارتها، همچنان بر مواضع خود ایستاده و توانسته است انسجام ساختار سیاسی و ظرفیتهای راهبردی خود را حفظ کند؛ موضوعی که نشان میدهد محاسبات آمریکا و اسرائیل درباره امکان بهزانو درآوردن جمهوری اسلامی از طریق فشار نظامی، با واقعیتهای صحنه فاصله داشته است.
از منظر راهبردی، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، انتقال بخشی از رقابت از عرصه نظامی به حوزه ژئوپلیتیک و انرژی بوده است. ایران با اعمال محدودیت گسترده بر تردد در تنگه هرمز، این آبراه را به اهرمی مهم برای افزایش قدرت چانهزنی خود در برابر ایالات متحده تبدیل کرده است. …













