
گزارش تازه سازمان برنامهوبودجه از اقتصاد بنزین ایران یک واقعیت ناراحتکننده را پیش چشم سیاستگذار میگذارد؛ نظام کنونی یارانه بنزین عادلانه نیست، اما گران کردن بنزین نیز بهتنهایی نه مصرف را بهاندازه انتظار پایین میآورد و نه لزوما عدالت بیشتری برای خانوارهای کمدرآمد میسازد.
به گزارش روز نو حدود چهارخانوار از هر ۱۰خانوار شهری در دادههای هزینه و درآمد خانوار اصلا مخارج مستقیم بنزین ثبت نکردهاند، درهمانحال هزینه سوخت خودرو در دهک دهم چندینبرابر دهک اول است. با این همه برآورد رفاهی سازمان برنامه نشان میدهد افزایش قیمت، هرچند ریال بیشتری از خانوارهای پردرآمد میگیرد، فشار نسبی بزرگتری بر خانوار کمدرآمد وارد میکند. پرسش این است؛ آیا میشود مسالهای را که طی چند دهه با خودروهای پرمصرف، حملونقل ناکافی، شهرهای خودرومحور و قیمتگذاری دستوری ساخته شده است، فقط با تغییر یک عدد روی تابلوی جایگاه حل کرد؟
شهروندان ایرانی در هشتسال گذشته روزگار آسانی نداشتهاند. این را دیگر نهفقط میتوان از حرف مردم در تاکسی و مغازه و محل کار شنید بلکه عددهای رسمی نیز همان را میگویند. متوسط مخارج سالانه یکخانوار شهری که در سال۱۳۹۵ حدود ۲۸میلیون و ۹۶۱هزارتومان بود، در سال۱۴۰۳ بهحدود ۲۷۳میلیون و ۴۶۷هزارتومان رسیده است. یعنی هزینه اسمی زندگی یکخانوار متوسط شهری در فاصلهای نهچندان بلند بیش از ۹برابر شده است. متوسط درآمد خانوار نیز از حدود ۳۱میلیون و ۷۲۱هزارتومان به بیش از ۳۴۳میلیونتومان رسیده، اما میلیونها شهروند ایرانی بهتر از هر جدول آماری میدانند بالا رفتن عدد درآمد در اقتصاد تورمی الزاما بهمعنای بهتر شدن زندگی نیست.
حالا در چنین اقتصادی دوباره قصه بنزین بهمیان آمده است. دولتمردان میگویند مصرف بالا رفته، تولید جواب نمیدهد، منابع ارزی برای تامین سوخت خرج میشود و ادامه این راه آسان نیست. این حرفها را نمیتوان با یک حرکت دست کنار گذاشت. مصرف روزانه بنزین کشور بنا بر تازهترین اظهارات مقامهای دولتی حدود ۱۳۵میلیونلیتر است و دولت نیز چند سناریوی تازه برای مدیریت عرضه و مصرف را بررسی میکند. مقام مسوول دولت درعینحال بخشی از فاصله مصرف ایران با وضعیت مطلوب را به خودروهای پرمصرف و ساختار صنعت خودرو نسبت داده است.






