
در رخوتِ یک روز تعطیل رسمی که خبری از هیاهوی اداری نبود، حکم عزل مصطفی سالاری، مدیرعامل تأمین اجتماعی، ناگهان و یکجانبه صادر شد. تصمیمی که از سوی وزیر کار، بدون هیچ زمزمه و آمادهسازی قبلی، و مهمتر از همه، بدون کمترین استعلامی از اعضای هیئت امنای تأمین اجتماعی و با دور زدنِ اصل «سهجانبهگرایی» گرفته شد.
جامعهی کارگری حق دارد بپرسد: مگر سازمان تأمین اجتماعی خانه کارگران نیست؟ مگر خشت به خشتِ این سرمایهی نجومی، اندوختهی سالها رنج و عرقریزانِ همین طبقه نیست؟ پس چگونه است که تمامِ هستونیستِ این سازمان از کارگر است، اما وقتی پای عزل و نصبِ بالاترین مقامِ اجراییِ آن به میان میآید، دولتیها پشت درهای بسته تصمیم میگیرند و برای نگاه و نظر کارگران شأنی قائل نمیشوند؟
برای رمزگشایی از این اتفاق ناگهانی و درکِ بهترِ وضعیتی که امروز بر ساختار تأمین اجتماعی میگذرد، پای صحبتهای نصرالله دریابیگی، دبیر اجرایی خانه کارگر استان مازندران و نایب رئیس کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی نشستیم تا ابعاد این ماجرا را از نگاه او واکاوی کنیم.
دو روی سکهی یک مدیر؛ از شادابی جامعه کارگری تا سقوط محبوبیت
نصرالله دریابیگی ضمن ارزیابی عملکرد مصطفی سالاری و حواشی برکناری وی اظهار داشت: «آقای سالاری همواره یکی از مدیران توانمند کشور بوده است؛ اما عملکرد ایشان در دوره دوم مدیریت بر سازمان تأمین اجتماعی با دوره نخست تفاوتهای بنیادینی داشت. البته باید در نظر داشت که شرایط خودِ سازمان نیز در این دو مقطع، زمین تا آسمان متفاوت بود.»
وی با اشاره به دستاوردهای دوره نخست مدیریت سالاری افزود: «ایشان در دوره اول تلاش وافری برای الکترونیکی کردن خدمات سازمان و جلوگیری از مراجعات حضوری فیزیکی بیمهشدگان، کارفرمایان و بازنشستگان انجام داد که این امر شادابی و رضایت جامعه کارگری و بازنشستگان را در پی داشت. در دوره دوم نیز با اعتقاد راسخ به اصل سهجانبهگرایی، بحث متناسبسازی را دقیقاً بر اساس پیشنهادات تشکلهای کارگری و بازنشستگان به مرحله اجرا درآورد.»
دریابیگی در ادامه به چالشهای دوره اخیر مدیریت سازمان اشاره کرد و گفت: «در سال جاری شرایط متفاوت بود؛ به دلیل تحریمها، جنگ اقتصادی، عدم همکاری دولت، فقدان منابع مالی کافی، …













