
فال گرفتن از آثار ادبی، از باورهای کهن این مرز و بوم است. در گذر زمان ساکنان این خاک به ادیبانی که گمان میبردند بهرهای از کلام حق دارند رجوع میشد. با این حال، اما در گذر زمان تنها تفال به حافظ در فرهنگ عامیانه ما باقی مانده است.
ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالابلندان شرمسارم
مگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نه سر به شیدایی برآرم
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر میشمارم
بدین شکرانه میبوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم
اگر گفتم دعای میفروشان
چه باشد حق نعمت میگزارم
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم
سری دارم چو حافظ مست لیکن
به لطف آن سری امیدوارم
شرح لغت:شرح جلالی بر حافظدستِ کوته: تهی دست، دست خالی/ زیر بار بودن: در رنج و فشار بودن./ بالا بلند: بلند بالا، سرو قامت، زیبای سهی قامت/ زنجیر مویی: مویی زنجیر مانند و حلقه حلقه/ شیدایی: دیوانگی/ اختر شمردن: ستاره شمردن در شب، کنایه از بی خوابی و بیداری ناشی از فکر و خیال عاشقانه/ به این شُکرانه: به شکر این نعمت. تفسیر عرفانی:
۱- شما در موقعیت مناسب نیستید. تکیه …





