مهدی طاهرخانی در خبرآنلاین نوشت: گاهی برای توضیح یک مسئله پیچیده فوتبالی، نیازی به جدولهای آماری، نمودارهای تاکتیکی و اصطلاحات پرطمطراق مربیگری نیست. کافی است سراغ یک مثال ساده برویم؛ رافینیا در بارسلونای ژاوی و همان رافینیا در تیم هانسی فلیک.
بازیکن همان بود، کیفیت همان، سرعت همان و حتی شاید میزان تلاشش هم تفاوت چندانی نکرده بود، اما تصویری که از او دیده میشد زمین تا آسمان فرق داشت. در روزهای ژاوی، بخشی از هواداران بارسلونا منتظر بودند باشگاه راهی برای فروش او پیدا کند و چند ماه بعد، همان بازیکن زیر نظر فلیک به یکی از مهمترین و اثرگذارترین مهرههای تیم تبدیل شد. راز این دگرگونی چه بود؟
بعید است پاسخ را بتوان صرفاً در تمرینات، سیستم بازی یا کیفیت بدنی جستوجو کرد. خود رافینیا بعدها به نکتهای اشاره کرد که شاید برای فهم رفتار بعضی بازیکنان از دهها کلاس مربیگری آموزندهتر باشد. مضمون حرفش این بود که در دوره ژاوی تقریباً از پیش میدانست حوالی دقیقه ۶۵ تعویض خواهد شد؛ فرقی نمیکرد خوب بازی کند یا بد، گل بزند یا نزند، ستاره میدان باشد یا یکی از یازده بازیکن معمولی تیم. …












