
عصر یک روز گرم مردادماه است. در ترافیک کلافهکننده پایتخت، جایی که بوی تند بنزین نیمسوخته با گرمای آسفالت گره خورده، چشمم به ردیف خودروهایی میافتد که گویی از تاریخِ منجمدِ دهههای پیش به خیابان پرتاب شدهاند.
به گزارش روز نو خودروهایی که سالهاست نام «صنعت ملی» را یدک میکشند، اما حالا صدای اعتراضها از دیوارهای بلند کارخانهها فراتر رفته و به طبقات بالایی پاستور رسیده است. همین چند روز پیش بود که «اسماعیل سقاب اصفهانی»، معاون رئیسجمهور، در کلامی بیپرده و تکاندهنده، بغض چندینساله مصرفکنندگان را فریاد زد: «باید تکلیف خودروسازهایی که پدر همه را درآوردهاند، روشن شود.»، اما این «پدر درآوردن» فقط یک اصطلاح عامیانه نیست؛ یک تراژدی تمامعیار ملی است که در سه فصل «مرگ»، «غارت» و «اتلاف» روایت میشود.
فصل اول: بیست هزار صندلیِ خالی تصورش هم لرزه بر اندام میاندازد؛ سالی ۲۰ هزار انسان. یعنی هر سال، به اندازه جمعیت یک شهر کوچک، زیر آهنپارههای بیکیفیت دفن میشوند. سقاب اصفهانی آمار تکاندهندهای را روی میز گذاشته است: «نرخ مرگومیر جادهای ما سه برابر ترکیه است، در حالی که جمعیت و تعداد خودروهایمان مشابه است.»
روایت تلخ اینجاست که ما همیشه تقصیر را گردن «خطای انسانی» میاندازیم. پلیس میگوید خوابآلودگی، جاده میگوید سرعت غیرمجاز؛ اما کسی نمیپرسد چرا در یک تصادف مشابه، راننده «تویوتا کرولا» در جادههای آنکارا با چند خراش از ماشین خارج میشود، اما راننده خودروی بی کیفیت در اتوبان قم، زیر سقف مچاله شده خودرو، جان میسپارد؟ معاون رئیسجمهور به درستی اشاره میکند که ما هیچوقت نگفتیم خودرو بیکیفیت بود؛ همیشه گفتیم حواسش نبود. اما حقیقت این است که ۲۰ هزار خانواده هر سال اعضای خود را نه فقط به خاطر «خطای راننده»، بلکه به خاطر «بیدفاع بودن خودرو» از دست میدهند. خودروهایی که به جای محافظت از جان، تبدیل به قفسهای مرگ شدهاند.
فصل دوم: نوزادِ شصتسالهای که پیرمان کرد! بیش از نیم قرن از آغاز صنعت خودرو در ایران میگذرد. در تمام این سالها، به بهانه «حمایت از تولید داخلی» و «نوزاد بودن این صنعت»، دیوار تعرفهها را بالا بردیم و چشممان را بر رقابت بستیم. اما حالا، این نوزاد ۶۰ ساله، به غولی تبدیل شده که تغذیهاش از جیب …








