
حقوق به حساب واریز میشود؛ عددی که شاید تا چند سال پیش میتوانست خیال یک نفر را دستکم برای گذران یک ماه آسوده کند، اما حالا کافی است چند دقیقه بیشتر طول نکشد.
به گزارش روز نو ماشینحساب تلفنهمراه را باز کنید، قیمت چند قلم کالای ضروری را کنار هم بچینید و در نهایت رقم اجاره یک خانه کوچک را به آن اضافه کنید. نتیجه نه یک محاسبه ساده بلکه روایتی عریان از شکافی بوده که میان درآمد و هزینههای زندگی دهان باز کرده است.
این روایت، داستان یک خبرنگار است؛ کسی که هر روز درباره تورم، گرانی، سفرههای کوچکتر شده و فشار معیشتی مردم گزارش مینویسد، اما وقتی نوبت به زندگی خودش میرسد درمییابد همان اعداد و ارقامی که درباره آنها قلم زده حالا مقابل خودش صف کشیدند.
هزینههای سادهترین سناریوی ممکن!
حقوق ماهانه یکخبرنگار ۲۱میلیونو۵۰۰هزارتومان است؛ درآمدی که قرار است هزینه مسکن، خوراک، رفتوآمد، درمان، پوشاک، قبوض، اینترنت، تلفنهمراه و دهها نیاز دیگر را پوشش دهد، اما برای آنکه تصویری منصفانه و به دور از اغراق ارائه شود این گزارش حتی همه این هزینهها را هم در نظر نمیگیرد. فرض را بر این میگذاریم که خبرنگار کاملا تنها زندگی میکند؛ نه همسر دارد، نه فرزند، نه مسوول تامین هزینههای خانواده است و نه حتی قصد دارد زندگی راحتی داشته باشد بلکه تنها میخواهد زنده بماند.
برای همین سادهترین سناریوی ممکن را روی میز میگذاریم. خبرنگار فقط یک بار در طول یک ماه، هر یک از اقلام ضروری را تهیه میکند. نه دو بار گوشت میخرد، نه دوباره روغن، نه شیر را تجدید میکند و نه برنج بیشتری میخرد بلکه فقط یک مرتبه از هر کالا. انگار زندگی هم قرار است به همین یک بار خرید در ماه قانع باشد.
فهرست خرید نه چندان طولانی
فهرست خرید او چندان بلند نیست. یک کیلو گوشت چرخکرده، یک کیلو گوشت خورشتی، ۹۰۰گرم سینه مرغ، یک کیسه پنج کیلویی برنج، یک شانه تخممرغ، یک بطری شیر، یک بسته پنیر، یک ظرف ماست، یک بسته چای، یک بطری روغن، نیمکیلو قند، ۹۰۰گرم شکر، یک بسته ماکارونی و یک قوطی رب گوجهفرنگی.
همین! نه میوهای در این فهرست دیده میشود، نه سبزیجات، نه حبوبات، نه سیبزمینی، نه پیاز، نه ماهی، نه میگو، نه نوشابه، نه آبمیوه، نه …






