قیمت طلا امروز




 سایت روزنو / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

آمریکا توان نابودی برنامه هسته‌ای ایران را پیدا نکرد و در حال حاضر به بازگرداندن کنترل تنگه هرمز اکتفا کرد!

ترامپ این درگیری را با هدف پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی بخش بزرگی از توانمندی‌های نظامی تهران و حتی با اشاره‌هایی به تغییر حکومت آغاز کرد. اما...
 آمریکا توان نابودی برنامه هسته‌ای ایران را پیدا نکرد و در حال حاضر به بازگرداندن کنترل تنگه هرمز اکتفا کرد!

شرایط کنونی یادآور تاریک‌ترین روز‌های جنگ عراق در اواسط دهه ۲۰۰۰ است؛ دوره‌ای که آمریکا ظاهراً قادر نبود عراق را از چرخه شورش، بی‌ثباتی و جنگ داخلی خارج کند. با این حال، مقام‌های کنونی و پیشین آمریکایی معتقدند که اگرچه میزان تلفات در درگیری با ایران تاکنون کمتر بوده، اما اهمیت راهبردی و منافع درگیر در این بحران بسیار بزرگ‌تر است.

جنگ ایران و بحران اعتبار جهانی آمریکا

به گزارش روز نو جنگ ایران، برخلاف بحران عراق، پیامد‌هایی فراتر از منطقه دارد و تأثیر جهانی‌تری بر جای می‌گذارد. نمونه روشن آن، آسیب‌های اقتصادی ناشی از تلاش ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز است؛ آبراهی حیاتی که هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازار‌های انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

آمریکا در دهه ۲۰۰۰ با چالش‌های کمتری برای حفظ جایگاه جهانی خود روبه‌رو بود و می‌توانست یک شکست بزرگ در خاورمیانه را تحمل کند. اما شرایط امروز متفاوت است؛ اعتبار آمریکا در نتیجه مجموعه‌ای از اشتباهات و مداخلات پرهزینه در خاورمیانه آسیب دیده، در حالی که چین هم‌زمان در حال گسترش نفوذ و تقویت جایگاه جهانی خود است.

افرادی از هر دو حزب اصلی آمریکا معتقدند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور، با تغییر مکرر مواضع خود درباره نحوه برخورد با ایران و نیز تضعیف روابط واشنگتن با متحدانی که می‌توانند در این بحران نقش‌آفرین باشند، بیش از پیش به اعتبار آمریکا لطمه می‌زند.

الیوت آبرامز، از چهره‌های باسابقه جریان تندرو در سیاست خاورمیانه و از مقام‌هایی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز با دولت او همکاری داشت، درباره شرایط کنونی هشدار داد و گفت: «این لحظه بسیار خطرناک است و دولت ترامپ نشانه‌هایی از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری، عدم قطعیت و بی‌کفایتی از خود نشان می‌دهد.»

دن شاپیرو، کارشناس ارشد شورای آتلانتیک، نیز با این ارزیابی موافق بود. او گفت: «وجود انتخاب‌های دشوار و مصالحه‌های سخت، امری عادی در سیاست خارجی است؛ اما بسیار نادر است که کشوری خود را در بن‌بستی ببیند که ساخته دست خودش باشد و واقعاً تنها گزینه‌های نامطلوب پیش رویش قرار گرفته باشد.»

وقتی از مقام‌های کنونی و پیشین آمریکایی پرسیده شد مسیر دستیابی به پیروزی چیست، رایج‌ترین واکنش اولیه نوعی ناامیدی بود؛ پاسخی که در واقع چنین معنا می‌داد: «ما هرگز نباید این جنگ را آغاز می‌کردیم.»

پس از آن، پرسش مهم‌تری مطرح می‌شد: «منظور شما از پیروزی چیست؟» این پرسشی کاملاً منطقی است؛ پرسشی که کاخ سفید تاکنون نتوانسته پاسخی روشن برای آن ارائه کند، زیرا اهداف جنگ را بار‌ها تغییر داده است.

ترامپ این درگیری را با هدف پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی بخش بزرگی از توانمندی‌های نظامی تهران و حتی با اشاره‌هایی به تغییر حکومت آغاز کرد. اما اکنون به نظر می‌رسد مهم‌ترین هدف واشنگتن، بازگرداندن کنترل تنگه هرمز و پایان‌دادن به توانایی ایران برای محدودکردن تردد دریایی در این آبراه راهبردی است.

در میان برخی نیرو‌های رده‌های پایین‌تر دولت آمریکا نیز نشانه‌هایی از ناامیدی و سرخوردگی نسبت به مسیر جنگ دیده می‌شود؛ احساسی که از نبود تعریف روشن از پیروزی و دشواری تبدیل دستاورد‌های نظامی به نتیجه سیاسی ناشی می‌شود.

یکی از مقام‌های آمریکایی آشنا با راهبرد دولت در خاورمیانه گفت: «من هیچ مسیر روشنی برای خروج از این وضعیت نمی‌بینم.» او معتقد بود تیم ترامپ «به‌طور اساسی» درک درستی از رهبران ایران ندارد. به گفته او، ترامپ و مشاورانش همواره بر این باور بوده‌اند که با افزایش فشار می‌توان حکومت ایران را وادار به فروپاشی کرد، اما «چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.»

در عراقِ اواسط دهه ۲۰۰۰، زمانی که شمار تلفات همچنان افزایش می‌یافت، واشنگتن نیز با دشواری‌های جدی برای یافتن مسیر آینده روبه‌رو بود. پیشنهاد‌های مختلفی مطرح شد؛ از خروج نیرو‌های آمریکایی از مراکز جمعیتی گرفته تا تقسیم عراق به سه منطقه جداگانه. حتی جو بایدن، که آن زمان سناتور بود، از حامیان ایده تقسیم عراق به شمار می‌رفت.

در نهایت، افزایش شمار نیرو‌های آمریکایی، در کنار مجموعه‌ای از اقدامات دیگر، از جمله جلب همکاری رهبران قبایل سنی برای مقابله با القاعده، مسیر جنگ را تغییر داد و شرایط امنیتی را بهبود بخشید.

اما ایران چالشی کاملاً متفاوت ایجاد می‌کند. این کشور از نظر جغرافیایی، جمعیتی و راهبردی بزرگ‌تر از عراق است؛ آمریکا نیروی زمینی قابل توجهی در ایران ندارد، حکومت ایران همچنان پابرجاست و واکنش‌های تهران می‌تواند بر متحدان واشنگتن در سراسر خاورمیانه تأثیر بگذارد.

به‌طور کلی، سه جریان اصلی درباره مسیر اقدام آمریکا وجود دارد؛ دیدگاه‌هایی که به گفته منتقدان، بیش از آن‌که بر ارزیابی واقعیت‌های میدانی استوار باشند، بر امیدواری و فرضیات خوش‌بینانه تکیه دارند.

گروه اول: تندرو‌ها

یک جریان فکری در آمریکا خواهان افزایش فشار‌های نظامی و دیگر فشار‌ها علیه تهران است. پیشنهاد‌های این گروه شامل تصرف جزیره خارک از سوی آمریکا، دادن مجوز به اسرائیل برای ادامه هدف قراردادن رهبران ایرانی، تشویق امارات متحده عربی به تصرف سه جزیره مورد اختلاف با ایران و تسلیح گروه‌های قومی در داخل ایران است.

برخی اعضای این جریان معتقدند تنها ۱۴ روز دیگر حملات هوایی آمریکا برای دستیابی به اهداف مورد نظر کافی خواهد بود. تندرو‌ها نگران‌اند حکومت ایران، به‌ویژه پس از آن‌که از حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده، مسیر توسعه سلاح هسته‌ای را دنبال کند و حمایت خود از گروه‌های مقاومت را افزایش دهد.

برخی دیگر از این افراد، هرچند معمولاً دیدگاه خود را صریح بیان نمی‌کنند، معتقدند حتی تبدیل‌شدن ایران به کشوری شکست‌خورده و گرفتار جنگ داخلی، گزینه‌ای بهتر از ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی خواهد بود.

گروه دوم: طرفداران کاهش تنش

گروه دوم شامل کسانی است که خواهان کاهش تنش با ایران هستند؛ حتی اگر دستیابی به این هدف مستلزم اعطای امتیاز‌های قابل توجه از سوی آمریکا باشد. این دیدگاه در میان جریان‌های سیاسی مختلف آمریکا، از چپ تا راست، در حال گسترش است و حتی برخی مقام‌های دولت بایدن نیز به چنین رویکردی نزدیک شده‌اند.

طرفداران این دیدگاه معتقدند واشنگتن باید به دنبال توافق با تهران باشد، حتی اگر چنین توافقی شامل اقداماتی مانند کاهش تحریم‌ها علیه ایران شود. از نگاه آنان، چارچوبی مشابه تفاهم‌نامه‌ای که پیش‌تر میان آمریکا و ایران مذاکره شده بود، می‌تواند مبنایی عملی برای حل اختلافات باشد.

آنها استدلال می‌کنند اگر دستیابی به توافق ممکن نباشد، آمریکا باید به‌طور کامل از درگیری فاصله بگیرد و اجازه دهد کشور‌های منطقه با پیامد‌های شرایط موجود روبه‌رو شوند. به باور این جریان، توانمندی‌های نظامی ایران آسیب دیده و بنابراین واشنگتن در موقعیتی نیست که کاملاً بدون اهرم فشار باشد.

پرسش اصلی آنها این است: چرا آمریکا باید جان نیرو‌های خود و منابع راهبردی‌اش را بیش از این در معرض خطر قرار دهد؟ به‌ویژه آن‌که ارتش آمریکا هم‌اکنون نیز با کمبود برخی مهمات حیاتی مواجه است.

خطر این رویکرد آن است که ممکن است به شکل‌گیری ایرانی قدرتمندتر و جسورتر منجر شود؛ کشوری که همکاری‌های خود با چین و روسیه را گسترش دهد و دست به اقداماتی بزند که پیامد‌های آن در نهایت به آمریکا نیز برسد.

با این حال، مشخص نیست نظام سیاسی دوقطبی و عمیقاً شکاف‌خورده امروز آمریکا، توانایی دستیابی به اجماع لازم درباره یک راهبرد دفاعی جدید و پایدار را داشته باشد.

گروه سوم: حفظ فشار همراه با محاصره

گروه سوم در میانه دو جریان دیگر قرار دارد؛ نه خواهان تشدید گسترده عملیات نظامی است و نه طرفدار عقب‌نشینی کامل و کاهش تنش. اعضای این جریان معتقدند آمریکا باید محاصره دریایی علیه کشتی‌های مرتبط با ایران را حفظ کند.

امید این گروه آن است که چنین اقدامی، در کنار تحریم‌های موجود و تحریم‌های جدید، فشار اقتصادی بر ایران را تا حدی افزایش دهد که حکومت تهران یا ناچار به پذیرش خواسته‌های آمریکا شود یا در نهایت با اعتراض‌های داخلی و فشار اجتماعی از سوی مردم خود مواجه شود.

جنگ ایران؛ تکرار اشتباهات عراق با هزینه‌ای بزرگ‌تر

شباهت‌های میان جنگ ایران و تجربه عراق، شرایط کنونی را برای کارشناسان سیاست خارجی آمریکا پیچیده‌تر کرده است. بار دیگر واشنگتن با دشمنی سرسخت در خاورمیانه، نگرانی درباره سلاح‌های کشتار جمعی، رئیس‌جمهوری آماده پذیرش ریسک‌های بزرگ و دولتی روبه‌روست که از نگاه منتقدان، برای پیامد‌های پس از جنگ برنامه‌ریزی کافی نداشته است.

سوزان مالونی در این‌باره گفت: «مانند عراق، این نیز بحرانی است که خودمان ایجاد کرده‌ایم؛ بحرانی که باید پیش‌بینی می‌شد و با برنامه‌ریزی دقیق‌تر می‌توانستیم شدت آن را کاهش دهیم.»

پس از پیامد‌های سنگین حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، واشنگتن بعد‌ها مجبور شد با ظهور داعش و جنگی طولانی در این کشور روبه‌رو شود. با این حال، عراق امروز با وجود تاریخ پرآشوب خود، در مقایسه با گذشته در وضعیتی نسبتاً باثبات‌تر قرار دارد و چندین انتخابات را پشت سر گذاشته است.

شاید واشنگتن برای دستیابی به رویکردی متفاوت در تعامل با تهران، در نهایت به تغییر در رهبری سیاسی خود و روی‌کارآمدن رئیس‌جمهوری جدید نیاز داشته باشد.

تحلیلگران مسائل ایران می‌گویند تهران ظاهراً به این جمع‌بندی رسیده است که دونالد ترامپ علاقه‌ای به دستیابی به یک توافق صلح واقعی ندارد و حتی در صورت امضای توافق، نمی‌توان به پایبندی او به آن اعتماد کرد. بر این اساس، هر رئیس‌جمهوری که پس از ترامپ روی کار بیاید، با بحرانی بزرگ روبه‌رو خواهد شد؛ اما هم‌زمان فرصتی کم‌نظیر خواهد داشت تا جایگاه رهبری جهانی آمریکا را دوباره به نمایش بگذارد.

با این حال، عبور از وضعیت کنونی بدون تردید به ایده‌ها و رویکرد‌های تازه نیاز دارد. شاید واشنگتن برای حل این معادله پیچیده، به راه‌حلی متفاوت از گذشته نیاز داشته باشد؛ همان‌گونه که در یک تشبیه تاریخی باید پرسید: آیا کسی می‌داند چگونه باید یک اسب چوبی بزرگ ساخت؟



۶ دقیقه قبل / سایت جهان صنعت نیوز

ترامپ یک توییت جدید زد + جزییات

جهان صنعت نیوز،  ترامپ در ادامه عنوان کرد: ما نیروهای دریایی و هوایی ایران را نابود کردیم. ما در ایران بسیار تأثیرگذار بودیم و آنها را از نظر نظامی به طور کامل از بین بردیم.

رئیس‌جمهوری آمریکا ضمن اذعان به اینکه دستیابی به توافق با ایران آسان نیست، ادعا کرد: ما رهبران ایران را از بین بردیم و اکنون هیچ‌کس نمی‌داند چه کسی این کشور را رهبری می‌کند.

بنا بر ادعای ترامپ، ایران تعدادی موشک و پهپاد دارد اما توان تولید آن در مقایسه با پنج ماه پیش بسیار پایین است و همچنین در وضعیت بدی به سر می‌برد چرا که نرخ تورم در آن به ۳۰۰ درصد رسیده و حقوق ارتش نیز پرداخت نمی‌شود.

وی با بیان اینکه ایران به سمت کشورهای نیمه‌بی‌طرفی که هیچ‌کس میزان دخالت آنها در درگیری را نمی‌دانست نیز موشک شلیک کرده، مدعی شد اگر تهران سلاح هسته‌ای داشت، از آن استفاده کرده و اسرائیل و کل خاورمیانه را نابود می‌کرد.

ترامپ همچنین ادعا کرد: ایرانی‌ها همه را هدف قرار دادند و اگر بمب هسته‌ای داشتند، از آن علیه همه استفاده می‌کردند. ایران به یک قدرت زورگو در خاورمیانه تبدیل شده که علیه همه قلدری می‌کند.

همشهری آنلاین سیاسی برچسب هاایران آمریکا ترامپ تنگه هرمز

شناسه : 606834

لینک کوتاه : لینک کپی شد


۵۹ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

یک چهارم پهپادهای تهاجمی آمریکا نابود شدند/ پایان دوران جولان پهپادهای آمریکایی در منطقه

 به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ گزارش اخیر روزنامه واشنگتن‌پست به نقل از سه مقام ارشد آمریکایی، پرده از یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تاکتیکی و تجهیزاتی ارتش ایالات متحده در سال‌های اخیر برداشته است.

از دست دادن نزدیک به یک‌چهارم از ناوگان پهپادهای پیشرفته ام‌کیو- ۹ ریپر در جریان درگیری‌ها با ایران، نشان‌دهنده یک افتضاح تمام‌عیار در برنامه‌ریزی عملیاتی و ارزیابی توانمندی‌های پدافندی رقیب است. این رویداد، معادلات قدرت هوایی در منطقه را دستخوش تغییرات بنیادین کرده و زنگ خطری جدی برای دکترین نظامی واشنگتن به صدا درآورده است.  

نگاهی به  ساختار عملیاتی ام‌کیو- ۹ ریپر

برای درک عمق این فاجعه نظامی، ابتدا باید نگاهی به جایگاه و اهمیت پهپاد ام‌کیو- ۹ ریپر در ارتش آمریکا بیندازیم. این پرنده بدون سرنشین که توسط شرکت جنرال اتمیکس طراحی و ساخته شده است، برای سال‌ها ستون فقرات عملیات‌های شناسایی، نظارت مستمر ( ISR ) و تهاجم دقیق نیروی هوایی ایالات متحده را تشکیل می‌داد.

ریپر با قابلیت پرواز مداوم بیش از  ۲۷ ساعت، به گونه‌ای طراحی شده است که بتواند اهداف متحرک و ثابت را در فواصل طولانی رصد کرده و در صورت نیاز با استفاده از موشک‌های هلفایر یا بمب‌های هدایت‌شونده لیزری آن‌ها را نابود کند.

ساختار عملیاتی این پهپاد بر مبنای حضور پنهان و مداوم در آسمان بنا شده است. پیش از آغاز این درگیری‌ها، ارتش آمریکا در مجموع حدود ۱۸۵ فروند از این پهپادها را در اختیار داشت که از این تعداد، ۱۶۵ فروند در خدمت نیروی هوایی و ۲۰ فروند دیگر در اختیار تفنگداران دریایی بود. ارزش هر یک از این پرنده‌ها با احتساب تسلیحات، موتورهای قدرتمند و سنسورهای فوق‌پیشرفته اپتیکی و راداری نصب‌شده روی آن‌ها، بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.

این ارقام نشان می‌دهد که ریپر فراتر از یک ابزار جنگی ، یک سرمایه استراتژیک گران‌قیمت محسوب می‌شود که نابودی هر فروند از آن، ضربه‌ای مهلک به عملیات و تدارکات پنتاگون وارد می‌کند.  

افتضاح عملیاتی در جنگ ایران؛ چگونه ریپرها به اهدافی آسان تبدیل شدند؟

آنچه در جریان جنگ با ایران و تمرکز پروازها در اطراف آب‌راه‌های حساسی چون تنگه هرمز رخ داد، یک شکست اطلاعاتی و عملیاتی به معنای واقعی کلمه بود. فرماندهان آمریکایی با تکیه بر تجربیات گذشته خود در محیط‌هایی مانند افغانستان یا عراق که فاقد پدافند هوایی مدرن بودند، ریپرها را با همان الگوهای پروازی سنتی به مسلخ فرستادند.

 

ایران و نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای آن، برخلاف کشورهای پیشین تحت تجاوز آمریکا، از شبکه پدافندی تاکتیکی بهره میبرند که به دلیل پراکندگی و ماهیت پسیو آن، به راحتی قابل کشف نیست.

در چنین شرایطی، ویژگی‌های ذاتی ام‌کیو- ۹ به نقطه ضعف آن تبدیل شد. سرعت پروازی نسبتاً کند این پهپادها و الزام آن‌ها به پرواز در ارتفاع پایین برای انجام ماموریت‌های نظارتی دقیق روی شناورها و پرتابگرها، آن‌ها را به اهدافی فوق‌العاده آسان و در دسترس برای موشک‌های سطح‌به‌هوای ایران تبدیل کرد. از بین رفتن نزدیک به ۲۵ درصد از کل ناوگان این پهپادها، نشان‌دهنده ناتوانی مفرط استراتژیست‌های آمریکایی در تطبیق تاکتیک‌های هوایی با یک میدان نبرد مدرن و پیشرفته است.  

تبعات فاجعه‌بار برای ارتش آمریکا

تبعات این خسارت سنگین برای ارتش آمریکا فراتر از میلیاردها دلار ضرر مالی مستقیم است و زیرساخت‌های عملیاتی آن‌ها را فلج کرده است:

کوری اطلاعاتی و عملیاتی:

از دست رفتن یک‌چهارم ناوگان به معنای کاهش شدید توانایی متجاوزان در انجام ماموریت‌های نظارتی مستمر است. بدون حضور مداوم ریپرها، فرماندهان آمریکایی از رصد تحرکات سریع و شناسایی پرتابگرهای متحرک موشکی در سواحل خلیج فارس عاجز شده‌اند.

 

 

بحران جایگزینی:

با توجه به توقف تولید مدل‌های اصلی ام‌کیو- ۹ و فقدان ذخایر استراتژیک، ارتش آمریکا  به سادگی نمی‌تواند این تلفات را جبران کند. توسعه نسل‌های جدید نیز سال‌ها زمان می‌برد.

 

به خطر افتادن جان خلبانان:

پنتاگون برای پر کردن این خلأ عمیق اطلاعاتی، ناچار به استفاده از جنگنده‌های سرنشین‌دار شده است. این امر هزینه‌های لجستیکی را به شکل سرسام‌آوری افزایش می‌دهد و جان خلبانان آمریکایی را در محیطی که توانایی سرنگونی پیشرفته‌ترین پرنده‌ها را دارد، با خطرات جدی مواجه می‌سازد و ضربه پذیری را بالاتر می برد.

 

   دستاوردهای استراتژیک این شکارهای ارزشمند

در نقطه مقابل، این درگیری و سرنگونی گسترده نمادهای قدرت هوایی آمریکا، مزایای ژئوپلیتیک و نظامی بی‌نظیری را برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشته است:

تثبیت شبکه جدید پدافندی زیر بمباران دشمن:

  ایران به صورت عملی ثابت کرد که می‌تواند از حریم هوایی و آب‌های پیرامونی خود در برابر پیشرفته‌ترین ابزارهای تهاجمی جهان محافظت کند. این موفقیت، ضریب بازدارندگی ایران را به شدت افزایش داده است. نکته حائز اهمیت این است که این تحول پدافندی تحت فشار بمباران دشمن رخ داد و پدافند هوایی دائماً در حال بروزرسانی و ارتقا است.

  گنجینه اطلاعاتی و مهندسی معکوس:

دسترسی به لاشه ده‌ها پهپاد پیشرفته آمریکایی، یک فرصت طلایی تکنولوژیک برای متخصصان نظامی ایران است. بررسی ساختار سنسورها، رادارها، و سیستم‌های رمزنگاری این پرنده‌ها می‌تواند به جهش در برنامه‌های پهپادی و ارتقای سیستم‌های جنگ الکترونیک ایران منجر شود و کدهای ارتباطی ارتش آمریکا را برای همیشه افشا کند که در زمینه همکاری های اطلاعاتی هم بازوی جدیدی برای کشور محسوب میشود.

  تغییر موازنه قدرت روان‌شناختی:

 فرو ریختن ابهت تکنولوژیک آمریکا، اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن را در بالاترین سطح ممکن قرار داده است. در کنار این مسله تجربیات ایران در این نبرد، راهگشای نبرد های آینده جهان خواهد بود.

 

در نهایت، افتضاح از دست دادن یک‌چهارم ناوگان ام‌کیو- ۹ ریپر، نقطه پایانی بر دوران سلطه بلامنازع و بدون هزینه پهپادهای آمریکایی در آسمان خاورمیانه است.

 در حالی که واشنگتن در گرداب کمبود تجهیزات و خلأهای عمیق اطلاعاتی دست‌وپا می‌زند، ایران نشان داد که در جنگ‌های مدرن، این تنها تجهیزات گران‌قیمت نیستند که سرنوشت نبرد را تعیین می‌کنند، بلکه هوشمندی در استفاده از پدافندهای بومی و درک صحیح از نقاط ضعف دشمن است که حرف آخر را می‌زند.

 


۴ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

گفته می شود این خانم پوشک های ترامپ رو عوض می‌کند+عکس

گفته می شود این خانم پوشک های ترامپ رو عوض می‌کند.




 عکس: فرزندان رهبر شهید انقلاب در مراسم چهلم ایشان
۱۲ ساعت قبل / سایت تابناک

عکس: فرزندان رهبر شهید انقلاب در مراسم چهلم ایشان

حضور فرزندان رهبر شهید انقلاب در مراسم بزرگداشت چهلم ایشان

 واکنش قالیباف به اقدام رئیس مجلس عراق در انتشار نقشه خلیج فارس با نام جعلی: هر قدمی که دشمنان برای دور کردن ایران و عراق از همدیگر برداشتند، ما دو قدم به هم نزدیک‌تر شده‌ایم
۱۳ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

واکنش قالیباف به اقدام رئیس مجلس عراق در انتشار نقشه خلیج فارس با نام جعلی: هر قدمی که دشمنان برای دور کردن ایران و عراق از همدیگر برداشتند، ما دو قدم به هم نزدیک‌تر شده‌ایم

قالیباف به اقدام رئیس مجلس عراق در انتشار نقشه خلیج فارس با نام جعلی واکنش نشان داد.

 سرنوشت رؤیای ۹ تریلیون دلاری ولیعهد سعودی در بیابان | چرا پروژه عظیم «نئوم» به فروپاشی نزدیک شده است؟ | «رقص توهم متقابل» بر پروژه حاکم بود
۲۳ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

سرنوشت رؤیای ۹ تریلیون دلاری ولیعهد سعودی در بیابان | چرا پروژه عظیم «نئوم» به فروپاشی نزدیک شده است؟ | «رقص توهم متقابل» بر پروژه حاکم بود

اقتصادنیوز:رسانه آمریکایی با استناد به تصاویر ماهواره‌ای، اسناد مالی داخلی و گفت‌وگو با کارکنان سابق پروژه «نئوم» گزارش داد ساخت‌وساز در تمام پروژه‌های اصلی این ابرشهر عربستان متوقف شده یا رو به توقف است؛ پروژه‌ای که هزینه نهایی آن در برخی برآوردها به ۸.۸ تریلیون دلار رسیده بود!

 بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است
۱۶ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است

ایشان تارور، ستون‌نویس مجله نیویورکر، در یادداشتی تحلیلی می‌گوید شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نه‌تنها اهداف اصلی واشنگتن محقق نشده، بلکه ایران با حفظ ساختار سیاسی، کنترل تنگه هرمز و تداوم توان موشکی و پهپادی، دست بالاتری در چانه‌زنی پیدا کرده است. به نوشته او، جنگی که قرار بود توان جمهوری اسلامی را در هم بشکند، به فرسایش ذخایر نظامی آمریکا، فشار بر متحدان منطقه‌ای و کاهش اعتبار واشنگتن منجر شده است.

 امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران
۹ ساعت قبل / سایت جماران

امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران

در حالی که دولت دونالد ترامپ از آغاز مرحله‌ای کم‌سابقه از فشار اقتصادی علیه ایران سخن می‌گوید، امارات متحده عربی به یکی از مهم‌ترین بازیگران این راهبرد تبدیل شده است. محدود کردن مبادلات مالی و تجاری با تهران، تشدید کنترل بر شبکه‌های مستقر در دبی و برخورد با مسیرهای دور زدن تحریم‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند ابوظبی همچنان می‌کوشد این فشار را به‌صورت تدریجی اعمال کرده و کانال‌های سیاسی با تهران را کاملاً نبندد.

 آخرین اخبار جنگ؛ جنگ اقتصادی جایگزین تنش نظامی؛ تقابل تهران و واشنگتن وارد فاز تازه شد
۴۹ دقیقه قبل / سایت فرارو

آخرین اخبار جنگ؛ جنگ اقتصادی جایگزین تنش نظامی؛ تقابل تهران و واشنگتن وارد فاز تازه شد

در حالی که مذاکرات تهران و واشنگتن متوقف مانده و اختلاف‌ها بر سر تنگه هرمز همچنان حل نشده است، آمریکا تلاش می‌کند فشار بر اقتصاد ایران را از مسیر محدود کردن صادرات نفت، تجارت خارجی و همکاری کشورهای دیگر با تهران افزایش دهد. هم‌زمان، ایران هشدار داده که محاصره دریایی آمریکا را اقدامی تجاوزکارانه تلقی می‌کند و کشورهای منطقه نیز برای بازگرداندن امنیت کشتیرانی به هرمز به تکاپو افتاده‌اند. اکنون این پرسش در مرکز تحولات قرار دارد که آیا فشار اقتصادی می‌تواند جایگزین جنگ نظامی شود یا بن‌بست هرمز بار دیگر تنش‌ها را تشدید خواهد کرد.