
در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان در سایه تهدیدهای نظامی متقابل تهران و واشنگتن مرتبا افزایش پیدا میکند، اظهارت ترامپ و وزیرخزانه داری دولتش درباره اعمال فلجکنندهترین تحریمهای اقتصادی تاریخ علیه ایران بر وخامت ماجرا افزود؛ و در همین حال تلاشهای دیپلماتیک کشورهای منطقه همچنان دنبال میشود.
به گزارش روز نو همزمان، نقش بازیگران منطقهای و قدرتهای بزرگ، از پاکستان و چین گرفته تا روسیه، در معادلات جدید بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ بازیگرانی که هر یک در مواجهه با بحران ایران، بیش از هر چیز منافع و ملاحظات راهبردی خود را دنبال میکنند.
در همین زمینه، در گفتوگو با دکتر نیروانا مهرآیین «تحلیلگر روابط بینالملل» به بررسی چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا، همزمانی دیپلماسی و فشار نظامی واشنگتن، میزان حمایت واقعی چین از تهران و ماهیت روابط ایران و روسیه پرداختم. خانمها و آقایان، به میز «سیاستخارجی توسعه ایرانی» خوش آمدید.
با توجه به ادعای مقامات پاکستان در خصوص برقراری تماس با تهران و واشنگتن برای ازسرگیری مذاکرات طی روزهای گذشته، آیا واقعاً امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد یا مواضع اخیر ترامپ نشان میدهد واشنگتن همچنان به دنبال تحمیل شروط خود به ایران است؟
واقعیت این است که پاکستان کانال ارتباطی واقعی با تهران و واشنگتن دارد و پیشتر هم پیامهایی میان دو طرف منتقل کرده است. پس ادعایش کاملاً بیپایه نیست.
روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران میایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات میدهد، نه تهران را.
اما میان «پیامرسان» بودن و «میانجیِ تعیینکننده» بودن فاصله زیادی وجود دارد. حتی اگر پاکستان بتواند دو طرف را دوباره پای میز مذاکره بکشاند، باز هم تصمیم نهایی دست اسلامآباد نیست. نه تهران زیر بار خواسته پاکستان میرود و نه واشنگتن.
بنابراین، بخش جنجالی ماجرا اینجاست: پاکستان شاید بیشتر از اینکه دنبال حل بحران باشد، دنبال تبدیل بحران به سرمایه سیاسی خودش است. جنگ ایران و آمریکا برای اسلامآباد فرصتی ساخته تا از حاشیه به متن معادلات منطقهای …





