
جوانی که به خاطر تخریب یا قتل، در حرکتهای اعتراضی حکم اعدام و زندان میگیرد و پدر، مادر و بستگانش یک عمر داغدار میشوند، قاضی باید از وجدان خود بپرسد چرا این جوان دست به چنین کاری زده؟ تا چه میزان فقر و ناداری و بیکاری بر او فشار آورده است؟
این جوانها غالبا از چه خانوادههایی و در چه شرایطی از زندگی بودهاند؟ تنگنای معیشت چقدر عرصه را بر اینها تنگ کرده؟ چرا حاکمیت به جای این که آمار اعدامها را بالا ببرد، مشکلات فقر و تورم و بیکاری و بیهویتی جوانها را حل نمیکند؟
به گزارش روز نو پرسش اساسی این است: کسانی که طالب جنگند و با مذاکره مخالفت میکنند، از کدام طبقه جامعه میباشند؟ چقدر طعم فقر را چشیدهاند؟ چرا نمیگذارند مشکلات این کشور از اساس حل شود؟ آقای معمم و نماینده کم درصدی مجلس که به مذاکره کننده و خاتمی و ظریف و زمین و زمان فحش میدهد، یا جوان کمتجربهای که با درصد کمی از رأی وارد مجلس شده و در برابر دولت و مذاکره کنندگان میایستد، درآمد ماهیانه او چقدر است؟ از تسهیلات حکومت چقدر بهرهمند است؟
چه زیبا گفت سعدی:
آن که در راحت و تنعم …






