
اگر فقط یک معیار را برای ارزیابی طراحی سایت و سئو انتخاب کنیم، آن معیار باید همخوانی میان نیت کاربر، پیام صفحه و مسیر بعدی باشد. صفحهای که زیباست اما معلوم نمیکند برای چه کسی ساخته شده، چه نیازی را پاسخ میدهد و کاربر بعد از خواندن باید چه کند، در بهترین حالت یک ویترین منظم است. از طرف دیگر، صفحهای که برای موتور جستوجو نوشته شده اما خواندن آن برای انسان سخت است، ممکن است بخشی از ترافیک را جذب کند ولی تصمیمگیری کاربر را آسان نمیکند.
طراحی سایت و سئو زمانی به نتیجه نزدیک میشوند که جدا از هم دیده نشوند. طراحی، تجربه فهم و حرکت کاربر را میسازد؛ سئو کمک میکند همان تجربه در زمان درست پیدا شود. اثر هر دو به کیفیت محصول، رقابت بازار، زیرساخت فنی، محتوا، برند و شیوه پیگیری فروش وابسته است. بنابراین بهتر است این حوزه را با وعده قطعی نسنجیم، بلکه با معیارهای قابل بررسی و اصلاح پیش ببریم. نقطه شروع ممیزی: صفحه قرار است چه تصمیمی را ساده کند؟
هر صفحه مهم سایت باید یک نقش روشن داشته باشد. صفحه اصلی معمولاً باید جایگاه کسبوکار، دامنه خدمات و مسیرهای اصلی را روشن کند. صفحه خدمت باید به کاربر کمک کند تشخیص دهد این خدمت برای نیاز او مناسب است یا نه. مقاله آموزشی باید ابهام را کم کند و به پرسش مشخص پاسخ بدهد. وقتی نقش صفحه مبهم باشد، طراحی بصری و بهینهسازی کلمات کلیدی هم نمیتوانند ضعف اصلی را پنهان کنند.
پیش از تغییر رنگ، قالب یا چیدمان، متن صفحه را بدون عناصر گرافیکی بخوانید. اگر در چند پاراگراف اول معلوم نمیشود مخاطب با چه پیشنهادی روبهروست، مسئله از طراحی شروع نشده است؛ مسئله از پیام و معماری محتواست. یک طراح سایت حرفهای باید بتواند همین پیوند میان هدف صفحه، اولویت اطلاعات و مسیر کاربر را پیش از اجرای ظاهر گرافیکی روشن کند. معماری اطلاعات؛ ستون پنهان تجربه کاربر
معماری اطلاعات یعنی محتوا، منوها، دستهبندیها و مسیرهای دسترسی طوری چیده شوند که کاربر برای رسیدن به پاسخ، حدسهای کمتری بزند. این معیار بهویژه در سایتهای خدماتی، فروشگاهی و شرکتی اهمیت دارد، چون کاربر معمولاً چند پرسش همزمان دارد: این مجموعه چه کاری انجام میدهد، چه تفاوتی دارد، چقدر قابل اعتماد است و چگونه میتوان با آن ارتباط گرفت.
ساختار منو نباید فقط …












