
فال گرفتن از آثار ادبی، از باورهای کهن این مرز و بوم است. در گذر زمان ساکنان این خاک به ادیبانی که گمان میبردند بهرهای از کلام حق دارند رجوع میشد. با این حال، اما در گذر زمان تنها تفال به حافظ در فرهنگ عامیانه ما باقی مانده است.
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شودای جان حدیث ما بر دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست
سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
شرح لغت: پرده دَر: افشاگر / پرده در شود: افشاگری کند، سبب آبروریزی شود/ راز سر به مهر: راز پوشیده نگهداری شده، سِرِّ نهان/ سَمَر: افسانه، زبانزد همگان/ در مقام صبر: بر اثر شکیبایی/ مگر شود: مگر میسر شود، شاید حاصل شود/ تنگنا:مجال تنگ، مضیقه. نخوت:تکّبر و ناز وغرور/ رقیب:مراقب، نگهبان/ نکته:لطیفه نهانی، معانی لطیف/ مقبول: مورد قبول، مورد پسند. تفسیر عرفانی:
۱- گویی چند روز است که از کار شما سیل و اشک او جاری است. زیرا او توقع نداشت که حاصل یک عمر علاقه به شما را راحت و آسان به کسی که مدتی با او مراوده داری، بر باد دهی و مهمتر اینکه به او اجازه دهید در حضور پدر و مادرش گستاخانه سخن بگوید.
۲- آیا میدانید که این سه روز، برایش سی سال گذشت. زیرا قصر آمال و آروزهای …



