
ردپای حضور و فعالیتهای او در عرصههای گوناگون دیده میشود. از ترجمه و برگرداندن آثار مهمی از ادبیات جهان به فارسی تا روزنامهنگاری و فعالیت در تلویزیون ملی ایران، گالریداری و... جدای از اینها، کتابفروشی او را هم که در دهه 60 دایر شد، باید بخش مهمی از فعالیتش دانست. جایی که زمانی محل حضور شخصیتهایی مانند احمد شاملو، احمد محمود و دیگران بود و بعدها تبدیل شد به «گالری گلستان»؛ نگارخانهای که سالهاست خودش آن را مدیریت میکند. در دنیای ترجمه نیز مسیر گلستان با کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچِ» اوریانا فالاچی آغاز شد و بعدها با آثاری مثل «بیگانه» آلبر کامو، «شازده کوچولو» دو سنت اگزوپری، «زندگی در پیشرو» و «مردی با کبوتر» از رومن گاری، «زندگی میرا» کریستوفر فرانک، «اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» ایتالو کالوینو، «گزارش یک مرگ» گابریل گارسیا مارکز و... تداوم یافت. او نشان شوالیه ادب و هنر فرانسه را نیز در کارنامه دارد. همچنین گفتوگوهای او را با دو نویسنده معاصر یعنی محمود دولتآبادی و احمد محمود نباید از خاطر دور داشت که بخشی از تاریخ شفاهی ادبیات داستانی ایران را در دو کتاب «در پس آینه» و «حکایت حال» ثبت کرده است. کتاب «حال حیرت» لیلی گلستان به تازگی بازنشر شده است. به این مناسبت و همزمان با دومین سالروز درگذشت پدرش با او گفتوگو کردیم.
در پیشگفتار «حال حیرت» این کتاب را برآمدی از روزگار ما دانستهاید؛ روزگار «حال» ما و «حیرت» از این روزگار. با توجه به اینکه این اثر پیشتر نیز منتشر شده بود، بفرمایید چه شد که تصمیم گرفتید بار دیگر و این بار با ناشری دیگر، آن را منتشر کنید؟
چاپ اول و دومِ «حال حیرت» در نشر حرفه هنرمند منتشر شد. متأسفانه مدیر نشر، کار را به دیگری سپرد و من هم هر دو کتابم «آنچنان که بودیم» و «حال حیرت» را از مدیر بعدی پس گرفتم و به نشر چشمه سپردم. هر دو کتاب گزیدهای از نوشتههای من در مطبوعات است؛ از سال پنجاه به بعد.
همانطور که اشاره کردید، این کتاب برآیندی از یادداشتها، گفتوگوها و خاطرات شما در سالیانِ دور و نزدیک است. مجموعهای که گزیدهای از کارنامه مطبوعاتی شما را پیش چشم میآورد. حال پرسش اینجاست که در نگاه خودتان لیلی گلستان روزنامهنگار و مصاحبهگر چه نسبتی با لیلی گلستان گالریدار و مترجم دارد؟
پیوند …












