این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
یدالله کریمی پور نوشت: در نظریه ژئوپلیتیک، قدرت یک کشور تابعی از شاخصهای کمی و کیفی مشخصی است: تولید ناخالص داخلی (اسمی و برابری قدرت خرید)، تراز فناوریهای پیشرو (هوا-فضا، زیستفناوری، و اقتصاد دیجیتال)، ناوگان دریایی، شبکه نفوذ مالی فرامرزی، جمعیت جوان تحصیلکرده، و ظرفیت قاعدهسازی در نهادهای بینالمللی.
بر پایه این سنجهها، تا شهریورِ ۱۴۰۵، میتوان سلسلهمراتب جهانی قدرت را چنین بازتعریف کرد:
۱. هژمون تمامعیار (ابرقدرت): تا امروز، تنها ایالات متحده، با برخورداری از پایگاههای فراقارهای، تسلط بر شبکه ی سوئیفت، و قدرت وتوی نظم لیبرال، عملا در این جایگاه است. …









