
به گزارش خبرفوری، در سوی دیگر این معادله، حقوق ماهانه یک کارگر متأهل، دارای یک فرزند و یک سال سابقه، با احتساب مزایا حدود ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است. به این ترتیب، میان درآمد ماهانه این خانوار و هزینه حداقلی زندگی، شکافی نزدیک به ۶۵ میلیون تومان وجود دارد؛ شکافی که بسیاری از خانوارها برای پر کردن آن ناچار به استفاده از وام، قرض، اضافهکاری، فروش دارایی یا حذف بخشی از نیازهای ضروری خود هستند.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که سبد معیشت، برخلاف تصور عمومی، لزوما به معنای تأمین یک زندگی مرفه نیست. این سبد معمولا هزینههای پایهای مانند خوراک، مسکن، حملونقل، درمان، آموزش، پوشاک و سایر نیازهای ضروری را دربرمیگیرد. بنابراین، رسیدن هزینه حداقلی زندگی به ۹۰ میلیون تومان به این معناست که حتی تأمین ابتداییترین نیازهای خانوار نیز برای یک کارگر با دستمزد فعلی امکانپذیر نیست.
سقوط قدرت پوشش دستمزد
فرامرز توفیقی، فعال کارگری، با استناد به دادههای مرکز آمار ایران و سبد غذایی انستیتو تغذیه، اعلام کرده است که قدرت پوشش دستمزد کارگران از ۵۸.۲۴ درصد هزینههای زندگی در ابتدای سال به ۲۷.۵۸ درصد در پایان تیرماه کاهش یافته است.
بیشتر بخوانید:
گوشت قسطی تفاخری ندارد که روی بیلبورد وعده داده شود
مردم مُرغ قسطی بخرند تا پرسپولیس بازیکن ۸۰۰ میلیاردی بگیرد | فوتبالیست هزار میلیاردی در روزگار ریاضت
تابآوری تحت فشار: آمار اشتغال زیر سایه جنگ | اگر جنگ رخ نمیداد، امروز چند نفر شاغل بودند؟
پشت پرده یک آمار عجیب | آیا کافهنشینی تهرانیها، «بیدغدغگی» آنهاست؟
این کاهش به زبان ساده یعنی دستمزد کارگران در آغاز سال میتوانست بیش از نیمی از هزینههای محاسبهشده زندگی را پوشش دهد، اما چند ماه بعد، همین دستمزد تنها پاسخگوی کمی بیش از یکچهارم مخارج ضروری است. بر اساس همین برآورد، درآمد ماهانه یک کارگر اکنون فقط هزینه حدود ۸ روز از ماه را پوشش میدهد و برای بیش از سه هفته باقیمانده، خانوار با کسری جدی مواجه است.
چنین وضعیتی تنها به کاهش قدرت خرید محدود نمیشود. کاهش مصرف گوشت، لبنیات، میوه و سایر اقلام غذایی، به تعویق انداختن درمان، حذف تفریحات، کاهش هزینههای آموزشی کودکان …



