ماجرای این پرونده به نیمه دوم اسفند سال گذشته بازمیگردد. در آن زمان زن جوانی با مراجعه به پلیس از مرگ شوهرش خبر داد و مدعی شد مرگ او در وضعیتی غیرعادی رخ داده است.
این زن در تشریح ماجرا گفت: «هنگامی که جنگ شد، من با بچهها به شهرستان رفتیم. چون شوهرم در تهران کار داشت، قرار شد چند روز بعد خودش را به ما برساند. شب قبل از آمدنش با من تماس گرفت و گفت حالش بد شده است. بعد از آن تماس، تلفن قطع شد و هرچه با او تماس گرفتم پاسخی نداد.»
نگرانی زن زمانی بیشتر شد که دیگر خبری از شوهرش به دست نیاورد و کسی هم از او خبر نداشت. به همین دلیل زن نگران همراه خانوادهاش به تهران آمد و راهی خانهشان شد. به گفته این زن، او وقتی وارد خانه شد، شوهرش را بیهوش در یکی از اتاقها پیدا کرد. در کنار او هم تعدادی آمپول استفادهشده و یک سرنگ افتاده بود.
زن جوان و همراهانش با دیدن این صحنه، مرد بیهوش را بهسرعت به بیمارستان منتقل کردند تا تحت درمان قرار گیرد، اما تلاش پزشکان برای نجات جان او نتیجهای نداشت و مرد جان باخت. …













