
جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل علیه کشورمان در دو نوبت و تحولات پس از آن نشان از پیچیده و پر فراز و نشیب بودن مسیر دارد. در چنین بستری، دیپلماسی پنهان و میانجیگری کشورهایی نظیر عمان، نشان از حساسیت و اهمیت و نگرانی این دست کشورها از افزایش سطح تنش میان ایران و امریکا دارد. آنچه در این یادداشت مورد بررسی قرار میگیرد، نه صرفا شرح روند مذاکرات طی ماههای گذشته، بلکه واکاوی رویکرد دو طرف و بهویژه تبیین این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای چشمگیر در مذاکرات ایران و امریکا، این واشنگتن است که با فشار لابی صهیونیسم و هیات حاکمه اسراییل جنگ علیه ایران تحمیل کرده و اکنون به دنبال فشار و تحریم حداکثری و محاصره علیه ایران است. ایران اما با اتکا به توانمندی نظامی و تاکید بر اصل «دیپلماسی عزتمندانه»، نشان داده که هرگز تسلیم زورگویی نخواهد شد و مذاکره را نه بهمعنای تسلیم، بلکه ابزاری برای تأمین حقوق ملت خود میداند. روند مذاکرات عمان؛ از مسقط تا ژنو نخستین دور مذاکرات ایران و امریکا در ۶ فوریه ۲۰۲۶ در مسقط، پایتخت عمان برگزار شد. این دور از گفتوگوها که با میانجیگری وزیر امور خارجه عمان، بدر البوسعیدی، انجام گرفت، پس از ماهها تنش و توقف مذاکرات، این نگاه در میان برخی از کارشناسان شکل گرفته بود که این مذاکرات میتواند منجر به نتیجه شود. دومین دور نیز ۱۷ فوریه در ژنو دنبال شد و سرانجام سومین دور مذاکرات در ۲۶ فوریه ۲۰۲۶، بار دیگر در ژنو و در محل اقامت دیپلماتیک سفیر عمان آغاز شد. هیات ایرانی به ریاست عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و هیات امریکایی به سرپرستی استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، در این مذاکرات حضور داشتند و عمان به عنوان میانجی، پیشنهادهای ایران را به امریکا منتقل میکرد. به گفته وزیر امور خارجه عمان، مذاکرهکنندگان «گشودگی بیسابقهای به ایدهها و راهحلهای جدید و خلاقانه» نشان دادند و به عبارتی همه چیز میتوانست مهیای یک توافق شود. در این مرحله از مذاکرات، ایران امتیازات بسیاری را به طرف مقابل داد و پذیرفت که مواد هستهای لازم برای ساخت بمب را در اختیار نداشته باشد. بهعبارتی، ایران با «انباشت صفر» اورانیوم غنی شده موافقت نمود و موافقت کرد که ذخایر موجود خود را به پایینترین سطح ممکن کاهش داده و به سوخت تبدیل کند که این فرآیند …











