
گویی سیاست ایران بدون محسن رضایی یک جنجال کلامی کم دارد. درست در روزهایی که دستگاه دیپلماسی کشور درگیر پیچیدگیهای حساس منطقهای و رایزنیهای شکننده پیرامون پروندههای مهمی از جمله تفاهمات با عمان است، ناگهان آقامحسن با اظهار نظری تند و بیموقع ورود و تاکید کرد که «به هیچ وجه اجازه باز شدن کریدور دوم در تنگه هرمز را نمیدهیم»!
همزمان با این دستانداز جدید، نام او به عنوان دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی بعد از استعفای محمدباقر ذوالقدر مطرح شد؛ گویی ساختار حکمرانی در یک مدار بسته، مدام در حال چرخش پیرامون افرادی است که کارنامه اجراییشان پیشتر نمرهای مردودی گرفته است.
این همزمانی، بار دیگر این سوال کهنه را زنده میکند که آقامحسن واقعاً به دنبال چیست و چرا هزینههای کلامی او تمامشدنی نیست؟ از «کربلای ۴» تا «نامه ۶۷»؛ میراث یک فرمانده جنجالی
برای شناخت رویکرد محسن رضایی در اداره امور، باید به دهه ۶۰ بازگشت. وقتی که او سالها فرماندهی کل سپاه پاسداران را در اختیار داشت، اما نگاهش به پدیدههای پیچیده انسانی و نظامی، همواره با نوعی سادهانگاری و انتزاع همراه بود. محسن رضایی: جنگ را به تنگه باب المندب خواهیم کشاند
روشنترین نمونه این نگاه، توییت دیماه ۱۳۹۷ او درباره عملیات کربلای ۴ بود. در حالی که هزاران خانواده ایرانی سالها داغ شهدای غواص و گمنام این عملیات ناکام را بر سینه داشتند، رضایی در پیامی شوکآور گفت که «عملیات کربلای ۴ برای فریب دشمن انجام شد تا عملیات کربلای ۵ لو نرود».
این خطای فاحش در کلام و بیتوجهی به تبعات روانی آن بر جامعه، حواشی سنگینی ایجاد کرد تا جایی که حتی همرزمان قدیمیاش مجبور به مداخله شدند تا واقعیت تلخ شکست یک عملیات افشا شده را از زیر سایه این توجیه خودساخته بیرون بکشند.
اما شاهکار تحلیلی رضایی در دوران جنگ، به تابستان ۱۳۶۷ و نامه معروف او به امام خمینی (ره) بازمیگردد. در شرایطی که کشور زیر سختترین فشارهای اقتصادی و نظامی بود و مدیریت جنگ به تدبیر و واقعینگری نیاز داشت، او نامهای نوشت و در آن شرط ادامه جنگ را دستیابی به لیستی خیالی و ناشدنی از تجهیزات اعلام کرد؛ از جمله افزایش چندین برابری تیپها و لشکرها، خریدهای عظیم هواپیمایی و حتی دستیابی به تسلیحات لیزری و هستهای! این نامه که عملاً …






